مرور کارنامه مهران مدیری
بازیگری که کارگردان و خواننده و پدیده شد
مهران مدیری هنرمندی است که در عرض دو دهه توانسته عرصههای متنوع هنری را تجربه کند و همواره مورد توجه مخاطب قرار گرفته و این جایگاه را برای خود حفظ کند.
مهران مدیری را میتوان هنرمندی چندوجهی دانست که برجسته شدن فعالیتهای سینماییاش در سال 87 بقیه وجوه او را مورد توجه دوباره قرار میدهد. بخصوص که اوبا حضور در برنامه "مثلث شیشهای" پس از مدتها حضور در یک برنامه زنده تلویزیونی را تجربه کرد و در جذب مخاطب از طریق فرستادن پیامک توانست رکوردی جدید از خود بجا بگذارد.
مدیری فعالیت هنری را با بازیگری تئاتر آغاز کرد و از تجربه این سالهای او میتوان به "خاکسترنشین"، "چشم بندان"، "یک طنز و یک غم آور"، "محاکمه خودم برای خودم" و "پلنگ نادان" اشاره کرد. او به عنوان بازیگر با رادیو نیز همکاری داشته و آهنگسازی برای یک نمایش صحنهای را نیز تجربه کرده است.
پدیده مهران مدیری سال 72 با کارگردانی برنامه طنز تلویزیونی "نوروز 72" به مخاطب شناسانده شد. مجموعه آیتمهای طنز که با حضوری گروهی جوان تازهکار از بازیگر، نویسنده و ... توانست در عرصه راکد طنزهای تلویزیون اتفاقی ویژه را رقم بزند و تا امروز هم در ذهن مخاطب باقی بماند.
او که به عنوان بازیگر در تعدادی از این آیتمها به ایفای نقش هم می پرداخت، تجربه مشترک کارگردانی / بازیگری را با مجموعههای "ساعت خوش"، "پرواز 57" و ... پی گرفت و شیوهای از برنامه سازی را در تلویزیون ایران جا انداخت که هنوز هم قابل ارجاع برای پیگیری روند تغییر و تحولات در عرصه طنز تلویزیونی است.
مدیری هر چند از همان ابتدا خود را به عنوان بازیگر / کارگردان طنز معرفی کرد ولی نه خودش در قالب محدودکننده این دو عنوان باقی ماند و نه تلاش کرد خود را در عرصه موفقیتی که به دست آورده بود، محدود کند. به این ترتیب بود که او با ساخت چند مجموعه آیتم موفق درصدد تغییر در ساختار برنامههایش برآمد. این زمانی بود که او در کنار آیتمهایی با تم و مضامین مختلف به خلق یک خط مشترک داستانی در برنامههایش پرداخت.
مجموعه "پلاک 14" حاصل این تغییر ساختار بود که ماجراهای کاراکتر مهران و مریم (مهران مدیری و لاله صبوری) را با عنوان یک زوج محوری در بین آیتمهای طنز پی میگرفت و مورد توجه مخاطب هم قرار گرفت. در برنامه "ببخشید شما" هم نوعی دیگر از تغییرات ساختاری در برنامه سازی را مورد توجه قرار داد که شامل گفتگوی حضوری مدیری با افراد موفق در مشاغل مختلف به عنوان محور اصلی هر قسمت در کنار نمایش آیتمهای طنز بود.
مدیری پس از این تجربهها گامی بلندتر را برای رسیده به ایدهآلهایش برداشت و پایهگذار یکی از اولین و موفقترین مجموعههای طنز 90 شبی در تلویزیون شد. هر چند مهران غفوریان با ساخت "زیر آسمان شهر" به نویسندگی رضا عطاران 90 شبیها را به مخاطب شناسانده بود، ولی مدیری با ساخت "پاورچین" به نوعی هویت نویسنده را در عرصه این تولیدات تثبیت کرد و از آن پس بود که به نوعی مخاطب عادت کرد قبل از تماشای هر قسمت از سریالهای 90 شبی در جستجوی نام نویسندهها باشد.
در واقع سنگ بنای دو ضلع موفق مثلث طلایی برنامهسازی در تلویزیون ایران با این مجموعه گذاشته شد که مدیری و پیمان قاسمخانی در مقام کارگردان / بازیگر و نویسنده یکدیگر را پیدا کردند و بعدتر با رفتن مدیری به شبکه پنج، ضلع سوم این مثلث یعنی شبکه سوم شکل گرفت. مدیری در این مجموعه با ایفای نقش فرهاد برره خود را در قالب شخصیتی سمپاتیک در عرصه مجموعههای دنبالهدار هم محک زد و پاسخی مناسب هم از مخاطب گرفت.
هر چند 90 شبی بعدی او با عنوان "نقطهچین" نتوانست مخاطب را همچون کار قبل راضی نگه دارد و شاید بخشی از آن به حضور نداشتن پیمان قاسمخانی به عنوان سرپرست نویسندگان بازمیگشت، اما این مجموعه در همان زمان توانست مخاطب را جذب کند. او این بار هم با بازی در نقش کاراکتر اردلان به عنوان بازیگر هم در تعامل با مخاطب قرار گرفت.
این مجموعه با توجه به بازخورد مخاطب از ماجراهای یک کارآگاه پلیس و دستیارش فاصله گرفت و خیلی زود همان ساختار آپارتمانی را پی گرفت. ضمن اشاره به این نکته که "پاورچین" و "نقطهچین" با ساختار اپیزودیک نوعی خاص از داستانگویی و روایت را در عرصه مجموعه های طنز پیگیری میکردند.
مدیری برای کار بعدی خود مجموعه مناسبتی "جایزه بزرگ" را برای نوروز ساخت که باز هم ضلع دوم این مثلث حضور نداشت و او با نویسندگی سروش صحت و محمدرضا آریان این مجموعه را با ساختار سریالی روانه پخش کرد. به این ترتیب او با پرهیز از تکرار قالب آشنای اپیزودیک، به ساختار روایی دنبالهدار روی آورد که با توجه به قالب مناسبت نوروز و 13 قسمتی شدن تجربهای خاص محسوب می شد و البته مدیری با ایفای نقش بیژن باز هم مورد توجه مخاطب بود.
تثبیت مثلث طلایی مدیری / قاسمخانی / شبکه سوم با مجموعه بعدی او در مقام کارگردان / بازیگر شکل گرفت. "شبهای برره" را میتوان در مجموعه کارهای وی به عنوان اثری شاخص معرفی کرد. نکتهای تازه که مدیری را دوباره به عرصه طنز نود شبی اپیزودی کشاند، مقطعی بیزمان و مکان تحت عنوان برره و مردمانش بود که برای او و گروهش چالش برانگیز بود
خلق یک اجتماع خیالی با مناسبات، سنن، فرهنگ، زبان و ... مختلف در "شبهای برره" به قدری در وجوه مختلف این مجموعه مورد توجه قرار گرفت که بیش از هر چیز کار مشکل نویسندگان را در رویکرد به اقتباس و ارجاعات اجتماعی / انتقادی برجسته کرد.
پیمان قاسمخانی با قرار گرفتن در سمت سرپرست نویسندگان متنهای گروهی از نویسندگان را از فیلتر خود گذراند و باعث یکدستی در قصهها و علاوه بر این برجسته کردن نقش نویسنده حتی در دید مخاطب شد. مدیری با ایفای نقش شیرفرهاد برره در این مجموعه باز هم توانست رضایت مخاطب را از حضور خود در مجموعههایش به دست آورد.
مدیری مجموعه بعدی خود را هم با تکیه بر همین مثلث طلایی تولید کرد ولی باز هم در عرصه طنز نود شبی، یک برگ برنده را برای خود در نظر گرفت. "باغ مظفر" با ارجاع به مقطعی از تاریخ ایران و مناسبات آشنای آن توانست باز هم رویکردی غیر تکراری در کارنامه سازندگانش محسوب شود. هر چند حجم تبلیغات در این مجموعه هم نویسندگان را در فشار قرار داد و هم برای مخاطب چندان خوشایند نبود. مدیری با ایفای نقش خان مظفر همچنان مورد علاقه مخاطب تلویزیونی بود.
او بعد از این مجموعه، سی دیهای "گنج مظفر" را برای شبکههای نمایش خانگی تولید کرد و بالاخره نوروز 87 را با همان مثلث طلایی به خانههای مردم آمد. مجموعه "مرد هزار چهره" علاوه بر اینکه از حیث فیلمنامه نویسی سریالی گروه نویسندگانش چالش برانگیز بود، به جهت آوردن قصه به زمان حال و شوخی با مشاغلی چون پزشکی، نیروی انتظامی، شاعری و مافیا بیشترین عرصه را برای انتقاد از او و گروهش فراهم کرد.
جالب اینکه در جدیدترین نظر سنجی زنده انجام شده در برنامه "مثلث شیشهای" که جمعه سوم خرداد با حضور مدیری صورت گرفت، مخاطبان بیشترین رأی را به "مرد هزار چهره" دادند که به نوعی حکم تأیید به هنر او در ایفای نقش مسعود شصتچی و تجربه گرایی او هم هست که در جای خود جالب است.
اما وقتی هنرمندی پدیده لقب می گیرد به نظر میآید باید وجوه دیگری را نیز از خود به نمایش بگذارد. مهران مدیری بازیگری را تنها محدود به حضور در مجموعههای طنز خود نکرد و در همان سالهای آغازین فعالیت به تبع همه بازیگران عرصههای جدی و کار در مجموعه و فیلمهای کارگردانان دیگر را نیز تجربه کرد.
او تجربه بازی در مجموعه "باغ گیلاس" مجید بهشتی را در پرونده دارد که یک نقش جدی بود و نتوانست چندان مورد توجه قرار بگیرد. او همچنین بازی در مجموعه "دردسر والدین" مسعود نوابی را در کنار فاطمه گودرزی دارد که استقبال از آن نشان داد علاقمندان به این بازیگر او را در نقشهای طنز بیشتر میپسندند.
به گزارش مهر ، مهران مدیری از عرصه سینما هم غافل نماند و هر چند هنوز هم در انتظار فرصت مناسب برای کارگردانی در سینماست، بازی در فیلمهای دیگر کارگردانان را نیز تجربه کرده است. فیلم سینمایی "دیدار" محمدرضا هنرمند در سال 73 ساخته شده و هر چند به اکران عمومی در نیامد ولی برای بازیگر مقابل مدیری یعنی مینا لاکانی سیمرغ بلورین را به ارمغان آورد.
در این فیلم مدیری در نقش رزمندهای بازی کرد که به جبهه میرود و این موقعیت انتظار برای نامزدش که اقلیت مذهبی است چالش برانگیز میشود. به خاطر نوع رویکرد کارگردان به اقلیتهای مذهبی این فیلم از اکران دور ماند ولی تصویر این بازیگر در نقش جبههای یکی از مواردی بود که در برنامه "مثلث شیشهای" مخاطب را متعجب کرد.
فیلم کمدی "توکیو بدون توقف" سعید عالمزاده که سال 81 ساخته شد نیز حضوری دیگر از مدیری را ثبت کرد که این بار هم با تکیه بر وجه طنز و کمدی توانست مخاطب را جذب کند. مدیری در سال جدید دو فیلم سینمایی در پرونده دارد که "دایره زنگی" پریسا بختآور هنوز بر اکران سینماهاست و "همیشه پای یک زن در میان است" کمال تبریزی اکران سوم گروه سینمایی قدس پس از "تیغزن" است.
هر دو فیلم آثاری در عرصه طنز و کمدی هستند که البته نقشی که او در "همیشه ..." ایفا کرده با توجه به فضای فانتزی فیلم و شخصیتپردازی اغراق شده یک وکیل ضد زن که دچار تحول میشود، به یاد ماندنی و متفاوت از نقش آفرینیهای قبلی او بوده است.
وقتی هنرمندی پدیده لقب میگیرد به نظر میآید باید وجوه دیگری را نیز از خود به نمایش بگذارد. مهران مدیری جز عرصه بازیگری و کارگردانی، عرصه موسیقی را هم تجربه کرده است. او که علاقهای خاص به خوانندگی دارد پا به این عرصه هم گذاشته و با اجرای کنسرت و انتشار آلبوم، برای چند فیلم و مجموعه هم آواز خوانده است.
ترانه تیتراژ پایانی فیلم سینمایی "همنفس" مهدی فخیم زاده، ترانه تیتراژ ابتدایی "شبهای برره" و "باغ مظفر" از فعالیتهای این هنرمند در رشته موسیقی است که به خاطر همه این وجوه پدیده لقب گرفته است.
منبع : مهر
گزارش مردمی از همیشه پای یک زن در میان است
برای اكران همیشه پای یك زن در میان است به سینما های مختلف رفتیم از مناطق مختلف تهران و با اقشار مختلف صحبت كردیم
نظر شون در مورد فیلم پر سیدیم و بازی مهران و مقایسه بازی مهران با دایره زنگی و سریال ها
برای مردمی كه هنوز مرد هزار چهره را به خاطر دارند و هنور مهبوت سكانس داد گاه مهران هستند بازی مهران براشون جالب بود
منطقه 15
پنج شنبه
ساعت 3:30
كسانی كه به سینما امده بودندعموا قشر چوان بودند هر چند می شد كسا نی كه همراه خانواده امده بودند نظاره كرد
همه قبل از ورد به سینما از مهران تعریف میكردند و عكسهای فیلم براشون جالب بود در طول نمایش فیلم
نیمه اول فیلم جالب بود و با طنز های كه داشت صدای خنده جمعیت می امد بیشتر افراد مشغول تماشای فیلم بودند گ
اما در نیمه دوم كمتر كسایی رو پیدا میكردی كه 100% محو فیلم باشند یم جور خستگی یا سر در گمی در انها مشهود بود
هنگام خروج از سینما خوب میشد گفت انچنان راضی نبودند و با توجه به حجم تیلبغات و عكسها اتنظار داشتند نقش مهران پر رنگ تر باشه
از بازی مهران و نقشش راضی نبودند
70% نقش مهرانو دو ست نداشتند و از داستان فیلم ناراضی بودند
30% راضی بودند میگفتند نقش مهران كمی عجیب بود و لی باز مدیری
از این افراد كه ما سوال كردیم
قشر دانشجو وجوان از سر در گمی خودشون میگفتند بخصوص انهایی كه کتاب غیر قابل چاپ رو خونده بودند ومیگفتند نوع دیالو گها دور از ذهن و چنین چیز های كمتر در جامعه ما رخ میده و
مقام مقایسه نقش مهران در دو فیلم
دایره زنگی مهران بیشتر چند تكه انداخت و حضوری منفعل نداشت
در این فیلم ان اون تیپ جدید كه با نوع تبلغیات كه میخواستند مهران برای ما هیبیی جدید داشته باشه جدید بود و لی نامانوس بود برای ما غریبه بود و تااخر هم غریبه موند
بقیه كه افراد كه د ارای شغلهایی مثل كار مند . زنان خانه دار و شغل ازاد بودند نمتوانسته بودند با فیلم ار تباط برقرار كنند وقتی دلیل امدنشون به سینما می پر سیدیم وجود مهران مدیری و گل شیفته فراهانی در فیلم بیان میكردند ..............
سینما ملت
میدان شهدا
ساعت : 4:30
یكشنبه
در این ساعت 90% جوان بودند و بقیه خانمهایی بودند كه یبا فرزندانشان به سینما امده بودند كمتر یك خانواده كاملو میشد دید
خوب در روز های اغازین هفته بود و طبیعیم بود
وقتی از سینما خارج شدند جوانان با شوخی چند دیالوگ مهرانو به دو ستان خود میگفتند...................
و با در مورد فیلم خوب میگفتند برامون جالب بوده و لی نقش ها با هم خونی نداشت یك جور عدم ار تباط تو داستان بود
و ما كمی سر در گم میشدیم
و نه بازی مهران برای ما جذابیت نداشت اون تیپ ال كاپون و نوع دیالوگ و تغییر 180 در جه ای در اخر داستان خوب مهران ما نبود
و قتی ازشون در مورد مقایسه نقش مهران در دایره زنگی و همیشه پای یك زن در میان است سوال كردیم میگفتند در دایره زنگی مهران همون فر هاد بود و لی خوب اینجا نشناختیمش خودش نبود ...بهش نمی امد نقش خوب نبود دو ستش نداشتیم
ما از این وكیل خوشمون نیو مد .....................................................
میدان و لی عصر
دو شنبه
ساعت 5:30
در این بین 100% جوان بودندو با دو ستان خود به صورت اكپی یا دوبه دو به سینما امده بودند
بعداز پایان فیلم چهره انها انچنان خندان نبود میشد گفت كمی مبهوت بو.دند . به قول چندین نفرشون خسته بخصوص از نیمه دوم فیلم كه كسل كننده بوده
اما انچه این جوانان بیان كردند
میگفتند با توجه به تبلغات حتی عكس روی پرده نقش مهران خیلی كمتر از انچه انها تصور میكر دند بوده و میگفتند خوب این یك بازی تیبلغاتی بوده
میگفتند این وكیل كه مار برگردن داره و جملات قصار ضدزن بیان مكینه سیگار برگ میكشه تر كیبی از همفری بو گارت ال كاپون رو ما نشناختیم مهران نبود نتو نستیم بهاش ار تباط بر قرار كنیم میشه گفت دو ستش نداشتیم اكثقریت میگفتند ماهنوز عاشق مرد هزار چهره ایم و ای این جناب و كیل خوب نه ازش خوشمون امد نه بو بخصوص با تغییر لحظه ایی اخر فیلم
در مقام مقایسه در نقش مهران در دایره زنگی و همیشه پای یك زن در میان است
نوع متفاوت بدون بیان میكردند میگفتند در دایره زنگی مهران همون فر هاد
و لی اینجا تمام تلاشش كزده كه متفاوت باشه خوب متفاوتم هست اون موفق شده و لی خوب ار تباط لاز مو این نقش نتو نسته با ما بر قرار كنه
البته عدهایم میگفتند ما به نقشهای قبلی مهران عادت كردیم برای همین این قشش برامون عجیب و لی اون عالی بازی كرده
كه باز چند جوان گفتند ما از نوع بازی نمگیم از عذدم ار تباط نقش میگیم كه این به ضعف فیلم نامه بر میگرده
در كل سیتماهایی كه مار فتیم و سوال كردیم كه چندین سینمای دیگه هم هست و لی حر فها تكرای و در همین حد میشد نتیجه گیری كرد كه
1- نزدیك 90% نتونسته بودند با نقش مهران ار تباط بر قرار كنند نه تناه با نقش مهران كه با د استان فیلم
2- نقش مهرانو دو ست نداشتند و براشون نامانوس بود و لی همگی بر اینكه مهران نقشو خوب بازی كرده تاكید داشتند فقط نوع نقش دوست نداشتند
3- در مقام مقایسه با دایره زنگی و همیشه پای یك زن در میان است : نقش مهران در دایره زنگی كه از داستان فیلمدایره زنگیم راضی نبودند
و همیشه پای یك زن در میان است بازی مهرانو در دایره زنگی كوتاه و انگار فقط برای تنیكه انداختن امده میدانستند و این و كیل پر مدعا كه اخر سر هم تمام حر فاشو فراموش میكنه ود سه سوت تغییر رویه میده
متفاوت و لی غیر قابل لمس میدونستند ...................
با تشکر از تینا خانم برای تهیه گزارش
«بزنگاه» ضعيفترين كار عطاران است
خبرگزاري فارس: يك منتقد سينما و تلويزيون معتقد است مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» ضعيفترين كار «رضا عطاران» در مقام كارگرداني محسوب ميشود.

منوچهر اكبرلو در گفتوگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: سريال «بزنگاه» تا اينجا نسبت به كارهاي ديگر رضا عطاران ضعيفترين كار او به شمار ميرود چرا كه براي خندهگيري از تماشاگر از تمهيداتي استفاده ميكند كه بسيار نخ نما شده است و حتي نمونههاي اين شوخيها را در فيلم فارسيهاي دهه 40 در سينماي پيش از انقلاب شاهد بودهايم.
وي افزود: به نظر ميرسد رمز موفقيت عطاران در كارهاي قبلي نقد رفتارهاي اجتماعي ايرانيان به زمان طنز بوده است.اما در اين مجموعه ديدگاه مشخصي براي اين نقد اجتماعي وجود ندارد و صرفا مضمون مكرر دعوا بر سر ميراث را عرضه ميكند. عطاران در اين كار خلاف آثار پيشين صرفا متكي بر تواناييهاي بازيگري بازيگران كمدي است و طبيعي است كه بازيگر كمدي صرفا در بستر موقعيتهاي جذاب است كه ميتواند ابتكارات خود را عرضه كند.
اكبرلو تصريح كرد: در كارهاي پيشين «رضا عطاران» نقد رفتار اجتماعي وجود دارد اما در اينجا هدف صرفا شوخي است و از آنجائيكه ديدگاهي وجود ندارد، اين شوخيها هيچ گاه به نقد تبديل نميشود.در نتيجه تاثير آن صرفا در حد هجو و ضد ارزش تلقي شدن آن آداب اجتماعي تلقي ميشود. تاثير نهايي آن هم هجو ارزشهاي اجتماعي است بدون آنكه با نقد صحيح، پيشنهاد اصلاحي براي آنها وجود داشته باشد.
وي درباره تاثير نتيجهگيريهاي مثبت سريالها و تاثير آن بر مخاطب در مقابل القاءات منفي كه در طول پخش به مخاطب ارائه ميشود، گفت:آنچه از تركيب دانش روانشناسي و نحوه تاثيرگذاري هنر سينما وجود دارد، اين است كه اين گونه بيان مضمون هيچ گاه به انتقال مفهوم منجر نخواهد شد و تماشاگر صحبت شدن درباره اين مضامين را تحمل ميكند، اما صرفا به جنبه سرگرم كنندگي كليت اثر توجه ميكند.نتيجه آنكه هيچ گاه پيام مورد ادعاي توليد كننده اثر منتقل نخواهد شد.
وي گفت: گرچه در اين گونه كارها به طور آشكاري حتي تماشاگر عام متوجه ميشود كه هدف اصلي نه انتقال پيام بلكه فقط توليد يك اثر تفنني است.اين امر هم در قصه و هم شيوه كارگرداني خود را نشان ميدهد.بنابراين ميماند ادعاي تهيهكننده و مديران شبكهها كه اظهار ميدارند اين گونه آثار را براي حل مشكلات اجتماعي توليد كردهاند. اما در نهايت هم تماشاگر خاص و نيز تماشاگر عام اين ادعاها را هرگز جدي نگرفتهاند.
هنوز ۶ قسمت نگذشته انتقادات شروع شد
طي نامهاي از سوي مظفر به ضرغامي صورت گرفت:
انتقاد شوراي نظارت بر صداوسيما از سريالهاي ماه رمضان
خبرگزاري فارس: رئيس شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما در نامه خود به رئيس سازمان صدا و سيما آورده است: پخش اين سريالها مورد اعتراض بسياري از مردم مومن قرار گرفته است.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي شوراي نظارت بر صدا و سيما، حسين مظفر طي نامهاي خطاب به سيد عزتالله ضرغامي ضمن ايراد و انتقاد كلي بر پركردن اوقات مفيد و حياتي مومنين در شبهاي ماه مبارك رمضان به صورت حجمي اعلام كرد: پخش اين سريالها مورد اعتراضي بسياري از مردم مومن قرار گرفته است.
در بخش ديگري از اين نامه آمده است: در بررسيهاي اوليه و اجمالي كارشناسان شوراي نظارت از سريالهايي كه در شبهاي ماه مبارك رمضان پخش ميشود، ايراد و انتقاد كلي بر پر كردن اوقات مفيد روزهداران در ايام معنوي شبها بهصورت حجمي -كه ميبايست بيشتر به دعا و نيايش و سازندگيهاي معنوي و روحي و حضور در مساجد سپري شود- وارد است.
وي پخش حجمي اين سريالها را مورد اعتراض بسياري از مردم مؤمن دانست و با اشاره به پيامهاي منفي برخي از اين سريالها اظهار اميدواري كرد: اشكالات وارده به محتواي اين سريالها در قسمتهاي بعدي اصلاح شود.
*مظفر: قبح شكني مقوله اعتياد، تكرار مكرر الفاظ زشت و ناروا از اشكالات اساسي سريال بزنگاه
رئيس شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما طي نامهاي خطاب به عزتالله ضرغامي سريال بزنگاه را كه از شبكه سوم سيما پخش ميشود داراي اشكالات اساسي دانست.
حسين مظفر در نامهاي خطاب به رئيس سازمان صدا و سيما اظهار اميدواري كرد برخي پيامهاي منفي در قسمتهاي بعدي اين سريال اصلاح شود.
حسين مظفر تكرار الفاظ زشت و ناروا و نمايش تصويري پرخاشگر و غيراخلاقي از روابط افراد خانواده نسبت به يكديگر و نگاه سمپاتيك به معتاد و حساسيت زدايي و قبح شكني نسبت به مقوله اعتياد را از اشكالات اساسي اين سريال اعلام كرد.
وي تمسخر غيرمستقيم مراسم عزاداري و نيز سوگواري پيشوايان اسلامي، لوث نمودن آئين و مراسم تشييع جنازه و عزاداري مسلمانان، توهين به اذكار و مفاهيم ديني چون تهليل، تمحيد، نمايش تصويري مذموم از بانوان چادري، نمايش چهرهاي مذموم و زشت از طبقات متوسط و پايين اقتصادي را از اشكالات اساسي سريال بزنگاه دانست.
مظفر در پايان اين نامه از ضرغامي درخواست كرد نتيجه بررسي سازمان صدا و سيما هر چه سريعتر به شوراي نظارت منعكس شود