مدیری و عطاران؟ هر دو خوب‌اند، چرا مقایسه کنیم

یادداشت یکی از کاربران سایت «سینمای ما»؛
مدیری و عطاران؟ هر دو خوب‌اند، چرا مقایسه کنیم
مدیری و عطاران؟ هر دو خوب‌اند، چرا مقایسه کنیم



سینمای ما - علی خطیبی: تفاوت آثار رضا عطاران با مهران مديري در چيست ؟ مهران مديري كار خود را با بازيگري تئاتر آغاز كرد . تئاترهاي : خرگوش (حميد عالمي - 1353) ، شوخي (صدرا رسولي – 1356) ، تلگراف (مهدي شريفي – 1358) ، پلنگ نادان (بهروز سليمي – 1362) ، يك طنز و يك غم آوا (بهروز سليمي – 1364) ، آرسنال (محسن حاجي يوسفي – 1367) ، پانسيون (محسن حاجي يوسفي – 1368) ، سيمرغ (دكتر قطب الدين صادقي – 1369) ، هملت (دكتر قطب الدين صادقي – 1370) و كيسه بوكس (1371) و البته نقشهايي كاملا جدّي . او پس از بازي در سريال مشت هاي كوچك (ثريا قاسمي) از تئاتر فاصله گرفت و به بازي در تلويزيون پرداخت . سريال هاي حكايت ها – پندها و اندرزها (مجتبي ياسيني) ، نوروز 72 (داريوش كاردان) و باغ گيلاس (مجيد بهشتي) حاصل اين دوران بود . از اين زمان به بعد بود كه مديري به دنبال كارگرداني و ساخت اثر رفت . براي كسب تجربه در سال 1372 در فيلم سينمايي ديدار (محمدرضا هنرمند) ، نقشي جدي را ايفا كرد و كمي با حال و هواي ساخت يك اثر سينمايي آشنا شد . اما او كه مصمم به تبديل شدن از يك بازيگر به يك فيلمساز بود در همان سال در فيلم سينمايي ديگه چه خبر ؟ (تهمينه ميلاني) به طراحي صحنه آن فيلم پرداخت . مديري در سال 72 نخستين اثر خود را روي آنتن برد . پرواز 57 . بعد به جمع آوري گروهي از هم سالان با استعدادش پرداخت تا گروهي قوي و با استعداد براي ساخت يك سلسله كارهاي آيتمي سنگين بپردازد . نصرالله رادش ، ارژنگ امير فضلي ، رضا عطاران ، داوود اسدي ، سعيد آقاخاني ، نادر سليماني ، رضا شفيعي جم ، نيما فلاح و ... حاصل اين گردآوري بودند . ساعت خوش با اين گروه ساخته شد . شوخي هاي بديع ، بازي هاي زيبا و ايجاد لحظاتي مفرح براي بينندگان ، حاصل اين كار خاطره انگيز و به ياد ماندني بود . همه چيز خوب پيش مي رفت و استقبال مردم از اثر ، بي سابقه بود كه ناگهان به خاطر برخي شوخي ها ، ساعت خوش توقيف و بازيگرانش ممنوع الكار شدند . پس از گذشت چند وقت و اتمام محروميت گروه ساعت خوش ، ديگر هرگز اين گروه موفق نتوانست پا بگيرد و هر يك از اعضاي آن در جايي مشغول شدند . كه قرار است ما فقط مهران مديري و رضا عطاران را از اين مقطع زماني به بعد در اين مطلب بررسي كنيم : مهران مديري : با سال خوش نتوانست خاطره شيرين ساعت خوش را زنده كند ولي بازگشت مناسبي براي او به تلويزيون بود . نوروز 76 و جنگ 77 كارهاي بعدي آيتمي او بودند . مديري با ببخشيد شما ؟ براي نخستين بار در تلويزيون ايران برنامه هاي گفتگو محور را راه اندازي كرد. در سالهايي بعد برنامه هايي چون صندلي داغ ، تلاش كردند كه اين مسير را كه از ببخشيد شما ؟ آغاز شده بود ادامه دهند ولي جذابيت ببخشيد شما ؟ چيز ديگري بود. پلاك 14 ، نود شب و طنز 80 ، آخرين كارهاي آيتمي مديري بودند. مهران مديري نخستين كسي بود كه ساخت طنزهاي نود شبي در سيما را آغاز كرد و موفق ترين نود شبي ساز نيز به شمار مي رود . بعد از آن مديري در سريال دردسر والدين (مسعود نوابي) در كنار فاطمه گودرزي به نقش آفريني پرداخت . علي صادقي نخستين بار در اين سريال درخشيد و ديده شد . آغاز همكاري پيمان قاسم خاني و مهران مديري ثمره اي شيرين به نام پاورچين داشت كه 110 شب به صورت روتين از شبكه تهران و بعد در شبكه هاي استاني پخش شد و توانست از اثر ضعيف زير آسمان شهر 3 (مهران غفوريان) پيشي بگيرد. الهام گيري قاسم خاني از سريال دوستان ، موجب گيرايي هر چه بيشتر پاورچين مي شد . مديري با ساخت اين اثر ختم دوران آيتم سازي را اعلام كرد . بعد مي رسيم به نقطه چين كه اثر متوسطي در كارنامه مديري به شمار مي آيد. مديري در بهار 84 ، نخستين اثر مناسبتي خود را ساخت. جايزه بزرگ . بازي هاي درخشان اين كار و داستان جذاب آن ، آن را به يكي از پر بيننده ترين آثار نوروز 84 تبديل كرد. در اوايل تابستان امسال اين كار به درخواست بينندگان هر روز ساعت 11:45 پخش مي شد. مي رسيم به شب هاي برره كه شايد توقف پخش آن به دليل تقارن با ماه محرم و اتمام آن در آن مرحله ، سبب شد اين اثر قرباني شود . اين اثر ، كمدي ناب بود و به صورت سمبوليك عادات غلط ما ايرانيان را به سخره گرفت. ادبيات برره اي ، پول برره اي ، لهجه ي برره اي و خيلي چيزهاي ديگر حاصل اين كار جديد و نو بود . مجموعه باغ مظفر را اگر منهاي تبليغاتش مورد بحث قرار دهيم ، با اثري هوشمندانه مواجه مي شويم و باز نوآوري . اين اثر با الهام از ملاقات با والدين ساخته شده بود و كمدي عاشقانه بود. گنج مظفر كه دنباله باغ مظفر 40 قسمتي بود ، به صورت سي دي و در ده قسمت قرار است كه به بازار عرضه شود. اين اثر آماده توزيع است . و اما كار آخر مهران مديري: يك كار نوروزي ديگر. مرد هزار چهره . با اقتباس از رمان " پخمه " از نويسنده برجسته تركيه اي عزيز نِسين . پر بيننده ترين و موفق ترين اثر مناسبتي تاريخ سيما در ايران به استناد سايت پژوهش سيما و مجله ي سروش هفتگي – كه متعلق به سيماست.- مي باشد . اثري كه غالب منتقدين آن را ستودند و بهار 87 را بهاري براي از نو متولد شدن مهران مديري دانستند . در بررسي آثار مديري ديديم كه او دائم به دنبال نوآوري است . به جزئيات ، بيشتر از كليات بها ميدهد كه ناشي از تجربيات آيتمي سازي اوست . بهترين بازي هايش را زماني ارائه مي دهد كه خودش كارگردان اثر است. كارهايش جنبه ي سمبوليك دارد و واقعيت هاي جامعه را غير مستقيم مطرح مي كند. سعي دارد از هيچ ، همه چيز بسازد . بازي سينمايي مديري در " هميشه پاي يك زن در ميان است " و " دايره زنگي " با بازي هاي تلويزيوني اش تفاوت قابل ملاحظه اي دارند بر خلاف " توكيو بدون توقف " كه كمي شبيه بازيهاي تلويزيوني اش است . مديري اولين كسي است كه پشت صحنه كارهاي تلويزيوني اش را به مردم نشان داد . رضا عطاران : مشهدي است . مي گويند او هم تئاتري بوده و از شاگردان دكتر قطب الدين صادقي – مثل مديري - . ار غرور و تكلف به دور است و خيلي بيشتر از مديري مصاحبه مي كند . گفته مي شود كه از پايه گذاران تيم فوتبال هنرمندان است . اين حسن حامد كه در ابتداي تيتراژ بزنگاه از او ياد مي كند ، ظاهرا از دوستان و اساتيد مشهدي او بوده است . بعد از پايان محروميت گروه ساعت خوش ، به نويسندگي پرداخت . نخستين كار آپارتماني غير آيتمي سيما ، حاصل قلم اوست . زير آسمان شهر 1 (مهران غفوريان) ، بخش اعظم موفقيت خود را مديون قلم عطاران است . عطاران ، تيپ به ياد ماندني ِ خشايار مستوفي را خلق كرد . عطاران در زير آسمان شهر 2 (مهران غفوريان) هم خوب قلم مي زد . شايد اگر بين او و غفوريان اختلاف به وجود نمي آمد و او نويسنده ي زير آسمان شهر 3 (مهرام غفوريان) نيز مي شد ، اين مجموعه آنقدر ضعيف نمي شد . عطاران يك كار نود شبي ، بيشتر نساخته كه آن هم كوچه ي اقاقيا است . ياد مرحوم منوچهر نوذري بخير . در اين كار بازي هاي درخشاني از عطاران ، علي صادقي ، مرحوم نوذري ، رضا شفيعي جم ، يوسف تيموري و مجيد صالحي ديديم . اين كار براي شبكه تهران ساخته شد و كار جديدي بود . عمده موفقيت رضا عطاران در ساخت سريال هاي مناسبتي ماه رمضاني است . آن هم از جنس رئال . يعني انعكاس واقعيت هاي جامعه ، همان طور كه هست – بر خلاف سبك مديري - . كارهاي عطاران امضاي سازنده اش را همواره يدك مي كشند و اين از نقاط قوت رضا عطارانِ صاحب سبك است . خانه به دوش و متهم گريخت به لحاظ ساختار شباهت هايي زيادي به هم دارند ولي هر دو درخشان هستند. نقش سعيد آقاخاني هم به عنوان نويسنده در اين كارها در درخشان شدنشان كمرنگ نيست . مجموعه نوروزي ترش و شيرين او نيز به نوعي ادامه ي ضعيفي بود بر دو كار درخشان قبلي عطاران . بازي هاي تلويزيوني عطاران دقيقا مانند بازي هاي سينمايي او هستند و هر دو موفق . کلید ازدواج (داوود موثقی - 1377) ، سیندرلا (بیژن بیرنگ / مسعود رسام - 1380) ، کلاه قرمزی و سروناز (ایرج طهماسب - 1381) ، هوو (علیرضا داودنژاد - 1384) ، کلاهی برای باران (مسعود نوابی - 1385) ، توفیق اجباری (محمدحسین لطیفی - 1386) ، قرنطينه (منوچهر هادي – 1386) و خروس جنگي (علي قوي تن – 1386) اين موضوع را تائيد مي كنند به جز بازي ضعيفش در فيلم ضعيف تيغ زن (عليرضا داوودنژاد – 1385) . اما بزنگاه طنز نيست . بلكه هجو است . هجو برخي از رفتار و عادات ما ايراني ها به شكلي جديد . اما استفاده بيش از حد عطاران از برخي كليشه هايي كه خود مبدع آنها بوده و كم بودن فاصله پخش بزنگاه با مجموعه موفق سه در چهار (مجيد صالحي) كه به شدت تحت تاثير كارهاي عطاران بود ، باعث شده تا مردم اين كار را به نسبت كارهاي قبلي عطاران نپسندند و انتقادات فراوان شود . ولي نمي توان از بازي درخشان عطاران ، مرجانه دلدار گلچين و هنرمند خردسال نيكي نصيريان چشم پوشي كرد و به رضا عطاران بابت اين انتخاب ها خسته نباشيد نگفت . عطاران و مديري در ابتدا با هم ، هم عقيده و هم سبك بودند ولي بعد به كلي مسيرشان با يكديگر متفاوت شد. هر دو هنرمند محترم هستند و مردمي و محبوب . پس درست نيست با توهين به كارهاي نود شبي و كارنامه مهران مديري به رضا عطاران برتري بدهيد . آثار هر كدام از اين دو در جاي خود ارزشمند و قابل تامل است و بايد با آثار قبلي خودشان مقايسه شوند نه با آثار قبلي ديگران . در خواندن ترانه تيتراژ فيلم هايشان مديري همواره در گنج مظفر ، باغ مظفر و شب هاي برره ، سنتي آواز خوانده و عطاران شيش و هشت ، رپ و پاپ . اين موضوع نشان ميدهد كه آثار مديري و عطاران با هم تفاوت هاي زيادي دارند . سر حال بودن اين دو موجب پيشرفت طنز ايران مي شود ، پس اي كاش كار عطاران توقيف و يا جرح و تعديل نشود . براي موفقيت رضا عطاران و مهران مديري دعا كنيم نه آنكه هوادارن اين دو هنرمند به جان هم بيفتيم و يا آن دو را به جان هم اندازيم . با تشكر / علي خطيبي / 30 شهريورماه 1387 / نوشته اي براي سايت سينماي ما .

منبع خبر : سینمای ما


نظر سنجی همچنان ادامه دارد

بهترین سریال از نظر شما؟
بهترین بازیگر زن(2مورد میتونین نام ببرین)
بهترین بازیگر مرد( 2مورد میتونین نام ببرین)
ضعیفترین سریال از نظر شما؟
ضعیفترین بازیگر زن از نظر شما؟
ضعیفترین بازیگر مرد از نظر شما؟

صحبتهای عطاران راجع به مدیری

با سلام

عزاداریهاتون مقبول درگاه احدیت مارو در این شبهای عزیز از دعای خیرتون محروم نکنید

یادتونه رضا عطارن یک شب در برنامه "شب شیشه ای " حضور پیدا کرده بود در اون برنامه از "مهران مدیری" زیاد صحبت شده بود بد ندیدم قسمتهایی از صحبتهای عطاران راجع به مهران مدیری رو براتون بذارم.

رشید پور: من یه سوالی میپرسم که از همه ی کسانی که از اون گروه اولیه ی ساعت خوش جدا شدند، پرسیدم که تعمّدی تو این قضیه بوده یا دلخوری بین شما و مهران مدیری وجود داره یا شاید یک زمانی رضا عطاران را کنار مهران مدیری ببینیم.

 

عطاران: نه دلخوری وجود نداره. بله شاید ببینیم. اتفاقا پیشنهاد کار هم شده که تا بحال نشده که این اتفاق بیفته. البته یه قضیه ی بدی هم هست که راجع به همه کارهاست (نه فقط کار ما) ; یه مدت که آدما جدا میشن از همدیگه، یکدفه دنبال این قضیه میوفتن. مثلا یکی میاد به من میگه تو خیلی کارت بهتر از مهرانه ها ! من نمیدونم چجوریه که ...

رشید پور: (با خنده) حالا همینجوری تعارفی داره میگه اینو ... 

عطاران: (خنده) آره...

رشید پور: مام که نفهمیدیم... (خنده)

 عطاران: یا به مهران میگن اینو...  یعنی یه جوری ما شیر میشیم که جلوی هم وایسیم! یعنی منم میگم آره بابا راست میگفتا (شکل صدا تغییر میکنه!) ...

رشید پور: بعد جَو میگیره...

عطاران: عجب بابا من چه حماقتی کردم!! (خنده بلند رشید پور و عطاران!)

یا مدیری این اتفاق براش میفته یا آقای غفوریان... به نظر من ما اگه بتونیم یجوری جفت شیم کنار هم ، هر کی اون کاری که بیشتر میتونه انجام بده یعنی یه کاری با هم دیگه این آدما جمع شَنو انجام بدن احتمالا نتیجه ی خوبی خواهد داشت.

رشید پور: یعنی اینو به عنوان یه پیشنهاد از طرف شما در برنامه اعلام کنیم که آدمای شاخص طنز جمع شنو یه کار خوب بسازن.

عطاران: به نظرم خیلی پیشنهاد خوبیه.

رشید پور: مثلا شما و مهران مدیری و دیگه کی؟

عطاران: اینایی که هستن دیگه. مثلا آقای غفوریان و (یه نفر از پشت صحنه میگه: جواد رضویان و علی صادقی و ...) به هر حال فکر کنم نتیجه ی خوبی بگیره.

رشید پور: آره. شاید این پتانسیل ها جمع بشن کنار هم دیگه......

عطاران: ولی این یه مدت دوری از همدیگه با اینکه به هم دیگه که میرسیم تعریف و تمجید میکنیم (با لبخند) ولی واقعا یه دلخوریهای بیخودی بوجود آمده.

رشید پور: بین شما و مهران مدیری؟

عطاران: نهههههه (نه ی کشیده!!) میگم آدما یه جوری آدمو شیر میکنن که این فاصله رو تشدید میکنه....

رشید پور: یعنی قبول میکنی الان یه فاصله ای بوجود آمده....

عطاران: ولی من واقعا همه ی این بچه ها رو دوست دارم و خیلی هم دوست دارم باهاشون کار کنم.

رشید پور: خب خیلی خوبه. از برنامه ی ما رضا عطاران اعلام میکنه پیشنهادشو که چقدر خوبه مثلا مهران مدیری ، رضا عطاران ، جواد رضویان و ...

عطاران: چون شنیدم که حرفای خیلی بدی زده....

رشید پور: مهران؟ (خنده ی بلند طرفین!)

نه فکر نمیکنم. چون آقای مدیری هم آدمی نیست که اهل این حرفا باشه. به هر حال خیلی ممنونم از لطفت، آقای عطاران از اینکه.....

عطاران: .قربان شما. (به دوربین نگاه میکنه) شوخی کردم آقای مدیری ..

رشید پور: آقا فاصله رو بیشتر نکنه، شوخی کرد... (با خنده)

از اینکه به برنامه ی من آمدی، اون هم با سرعت خیلی بالا. 6 – 7 دقیقه ای خودت رو به استودیو رسوندی (از شهرک غرب). خیلی ممنونم . منّت دار شما هستم. همیشه دوستت دارم.

عطاران: قربان شما. خیلی خوشحال شدم.


یادتونه الینا  آدرس سایت سینمای ما رو داده بود که گفته بود سر بزنین و جواب مطلبی با عنوان راز عطاران چیست؟ رو بدید؟ حالا همین منتقد جواب داده  از این قسمت میتونین مشاهده کنین حتما سر بزنین از یکسری کلمات قلمبه سلمبه استفاده کرده که بگه خیلی دانشمنده!

آخرش هم آورده :از کودکستان بیرون بیاییم.بحث سر زیر آب زدنٌ جاسوسیٌ طرفداریٌ حقٌ حساب نیست.مدیریٌ عطارانٌ دیگران با یکدیگر دوستٌ هم راه هستند و کارهای هم را دنبال می کنندٌ مثل همه ی آدم های متمدن از تماشای اثر هنری خوشنود می شوند، بحث سر هوچیگریٌ طرفداریٌ این مهملات نیست؛ موضوع بر اعتبارٌ ارزش یک اثر، جذابیتِ یک اثر، و تأثیری ست که اثر مذکور روی حافظه ی هنری پاک نشدنی پس از خودش بر جا می گذارد.اصلا، گورِ پدر حافظه ی هنری... ما با اثری «حال» می کنیم که پشت اش فکرٌ خلاقیتٌ شرافت باشد نه حقه وٌ پدرسوخته بازی!
تمام.


همینقدر خنده رو هم میخوان از ملت بگیرن بخونین توروخدا!

همراه با سریال‌های شبانه رمضان-14: انتقاد حجت‌الاسلام پناهیان از سریال‌های ماه رمضان؛
بعضی می‌خواهند جوان‌های ما را از محافل دینی و معنوی دور کنند
بعضی می‌خواهند جوان‌های ما را از محافل دینی و معنوی دور کنند



سینمای ما - نماينده ولي فقيه دردانشگاه هنر گفت: متاسفانه برخي سريالهاي طنز سيما درماه مبارك رمضان، جوانان رااز معنويت تهي مي‌كنند. حجت‌الاسلام عليرضاپناهيان در سخنراني پيش ازخطبه هاي نمازجمعه قم ، افزود: سريال‌هايي كه شبهاي ماه رمضان از تلويزيون پخش مي شود حال معنوي را از جوانان مي‌گيرد. وي ادامه داد: شبهاي ماه مبارك رمضان ،تلويزيون بايد براي مردم برنامه قرآني پخش كند يا طنزهاي خنده و تفريح؟. وي خطاب به مسوولان سيما، گفت: شما بايد بدانيد ماه مبارك رمضان ، ماه دعا ، ندبه ، قرائت قران واشك است، نه اينكه وقت طنز و خنده است . حجت‌الاسلام پناهيان افزود: جوانان و مردم ايران بايد براي جهان اسلام الگو باشند. وي گفت: نبايد محافل و مجالس معنوي اين ماه به خاطر سريال هاي كذايي از تاثيرگذاري برجوانان تهي شود. وي اظهارداشت: برنامه هاي طنز در فرهنگ ماه رمضان شيعه، جايگاهي ندارد ولي صدا وسيما به انجام اين كار اصرار دارد ووقت جوانان را به بيهودگي مي كشاند. وي گفت: نبايد برنامه اي از يك رسانه جمهوري اسلامي بويژه در جامعه اسلامي ما توليد و پخش شود كه با قرآن و معنويت مسلمانان مغايريت داشته باشد. پناهيان خاطرنشان كرد: كارگردان هاي تلويزيون بايد برنامه قرآني براي جوانان و مردم تدارك ببينند، متاسفانه به توليد طنزهاي بيهوده كه از نظر فرهنگي به جوانان لطمه وارد مي‌سازد ، مي‌پردازند. وي درادامه اظهارداشت: همه مظلوميت هاي حضرت علي (ع) از پا ركاب هاي ايشان بود كه از پشت به آن حضرت خنجر زدند. پناهيان تصريح كرد: دشمنان واقعي امام علي(ع) مانند خوارج، ناكثين و مارقين مشخص بودند ولي گروهي با سكوت و به صورت ديگري به ايشان ضربه وارد كردند. وي همچنين گفت: بايد مراقب كساني باشيم كه در قالب برنامه هاي خاصي دنبال جدا كردن جوانان از محافل ديني و معنوي مي‌باشند.

منبع خبر : راه فیروزه


رضا عطاران هنرمند محبوبیه ولی نمیدونم چرا حتی یک وبلاگ هوداران هم نداره امیدوارم یکی پیدا بشه و اینکارو انجام بده فعلا من اینکارو انجام میدم این مطلب رو بخونین

                              

            رضا عطاران چگونه پديده شد
                        از پرواز 57 تا بزنگاه

مازيار معاوني
                 


مجموعه تلويزيوني طنز پرواز 57 که در ايام دهه فجر سال 1372 از شبکه اول سيما پخش مي شد، دومين مجموعه طنز چارچوب شکن و متفاوت سيما پس از مجموعه طنز پيشرو نوروز 72 محسوب مي شود. در واقع در حالي که در آن مقطع زماني حدود 15 سال از پيروزي انقلاب اسلامي مي گذشت اما هنوز برنامه هاي طنز تلويزيوني قالب کهنه و نخ نماي طنز مبتني بر کلام و تيپ هاي تاريخ گذشته راديويي خود را حفظ کرده بودند و به رغم استفاده از تعداد زيادي از پيشکسوتان و استخوان خرد کرده هاي راديو، تلويزيون و دوبله همچون زنده يادان منوچهر نوذري، فرهنگ مهرپرور و کنعان کياني و هنرمنداني همچون حسين عرفاني، منوچهر آذري، عليرضا جاويدنيا، شهروز ملک آرايي و بسياري ديگر عملاً در اصلي ترين ماموريت خود که همان سرگرم کردن مخاطبان و فراهم کردن لحظاتي شاد و مفرح براي آنان است ناکام مانده بودند. اولين جرقه تغيير اساسي ساختار برنامه هاي طنز سيما با جنگ نوروزي نوروز 72 که توسط داريوش کاردان، علي عمراني و زنده ياد مهرداد خسروي ساخته و پرداخته شده بود زده شد و بينندگان نااميد و خسته از کليشه هاي تکراري سيما به ناگاه با گونه هاي جديد،خلاقانه و کاملاً متفاوت طنز و نيز با چهره هايي جوان و پرانرژي ولي گمنام مانند مهران مديري، مهرداد نظري، اردشير منظم، داريوش موفق، غلامرضا نيکخواه و... روبه رو شدند که نه تنها حرف هايي نو براي گفتن داشتند بلکه از آنچنان درجه يي از اعتماد به نفس برخوردار بودند که با شکستن تابوهاي آن روز تلويزيون آيتم هاي شوخي و سر به سر گذاشتن با پيشکسوت هاي طنز سيما را هم در برنامه خود گنجانده بودند؛ آيتم هايي مانند شوخي با برنامه پربيننده مسابقه هفته که توسط زنده ياد منوچهر نوذري اجرا مي شد يا برنامه کاملاً جدي و تخصصي هنر هفتم که با اجراي مجري خشک و جدي نام آشناي برنامه هاي حوزه سينما يعني اکبر عالمي روي آنتن مي رفت. اوج گيري و محبوبيت اين برنامه و هسته اصلي بازيگران آن تا به آنجا پيش رفت که چند ماه بعد يعني درست در ايام دهه فجر همان سال گروه فيلم و سريال شبکه اول سيما مجدداً به اين گروه خلاق تازه وارد اطمينان کرده و بار مجموعه طنز مختص اين دهه را بر دوش آنها (البته اين بار با کارگرداني شاخص ترين بازيگر گروه يعني مهران مديري) گذاشت. برنامه جذاب پرواز 57 دقيقاً همان برنامه يي بود که يکي از متفاوت ترين طنزپردازان حال حاضر تلويزيون يعني رضا عطاران که در خيل طنزسازان اين رسانه از يکي از رفيع ترين جايگاه ها نيز برخوردار است فعاليت هنري خود در عرصه تصوير را از آنجا آغاز کرد. عطاران که متولد 1347 در يکي از شهرستان هاي استان مشهد است پس از سال ها کار تئاتر در کنار مرحوم حسن حامد در مشهد جهت ادامه تحصيل در رشته طراحي صنعتي به تهران آمد و با مجموعه طنز پرواز 57 فعاليت تصويري خود را به عنوان بازيگر آغاز کرد. بينندگاني که آن مجموعه را مشاهده کرده اند حتماً به خوبي به خاطر مي آورند که عطاران از همان ابتدا آينده دار و بالاتر از حد انتظار ظاهر شد و در ميان بازيگران خلاق آن مجموعه و مجموعه هاي متعاقب آن يعني سريال هفتگي موفق ساعت خوش که در پاييز و زمستان سال 73 هر پنجشنبه شب از شبکه دوم سيما روي آنتن مي رفت،همچنين مجموعه نوروزي سال خوش که به مناسبت نوروز 74 تدارک ديده شده بود جايگاه درخوري را کسب کرد
.

بازيگراني مانند نصرالله رادش، سعيد آقاخاني، نادر سليماني، ارژنگ اميرفضلي و...) در واقع در خلال همان برنامه ها بود که او در کنار زنده ياد داود اسدي علاوه بر ارائه بازي هاي موفق که طيف هايي از شخصيت لاابالي امروزي او را نيز در خود داشت بار اصلي خلاقيت و ايده پردازي آيتم هاي طنز چند دقيقه يي را هم برعهده گرفته و گوشه يي ديگر از توانايي هايش را به منصه ظهور گذاشت. پس از پاييز 74 که به ممنوع التصوير شدن و خانه نشيني گروه بازيگران ساعت خوش که بر خلاف سياست هاي آن روزهاي تلويزيون راه شهرت را در پيش گرفته بودند انجاميد تا چند سالي از عطاران هم خبري نبود تا اينکه بينندگان شبکه اول سيما در سال 76 بار ديگر نام اين بازيگر و نويسنده بااستعداد را در مقام نويسنده و کارگردان مجموعه طنز کودکان سيب خنده و البته اين بار با خروج نام او از زير سايه سنگين نام مهران مديري در تيتراژ مجموعه مشاهده کردند. سيب خنده مجموعه کمدي پرطرفداري بود که علاوه بر کودکان در ميان بزرگ ترها هم طرفداران زيادي پيدا کرده و علاوه بر تثبيت موقعيت عطاران در تلويزيون، امکان ادامه کار مستقل او در اين رسانه را هم فراهم آورد. مجموعه هاي مجيد دلبندم و ستاره ها که به ترتيب در سال هاي 77 و 78 روي آنتن رفتند آثار بعدي عطاران در مقام کارگردان محسوب مي شدند که البته خود او در آيتم هايي از اين آثار به عنوان بازيگر نيز مقابل دوربين ظاهر مي شد.شيوه بازي با کلمات که عطاران در مجموعه مجيد دلبندم به کار گرفت و در آن دو بازيگر مناظره کلامي خود را از يک کلمه آغاز کرده و در انتها به کلمه يي مي رسيدند که فرسنگ ها از کلمه اوليه فاصله داشت، هنوز و پس از گذشت يک دهه از پخش مجموعه در ذهن بينندگان بسياري مانده است. تجربه ساخت برنامه هاي نمايشي مختص کودکان و نوجوانان که بي ترديد از حساسيت پايين تري در مقايسه با آثار پرمخاطب تر تلويزيوني برخوردار هستند به تدريج عطاران را آبديده و آماده پذيرش مسووليت هاي بزرگ تري کرد و او با مجموعه طنز قطار ابدي که در سال 1379 از شبکه سوم سيما پخش شد پا به دنياي برنامه سازي براي تمام گروه هاي سني گذاشت. هرچند اولين تجربه او در اين جايگاه چندان موفقيتي برايش به همراه نداشت و شخصيت ها و موقعيت هاي دور از ذهن قطار ابدي در برقراري ارتباط با عموم مخاطبان ناموفق بودند اما به هرحال او ديگر به عنوان يک کارگردان طنز شناخته شده و فرصت هاي بيشتري برايش مهيا بود. عطاران در فاصله مابين قطار ابدي و پنجمين ساخته اش يعني سريال باز هم طنز کوچه اقاقيا (1382) علاوه بر بازي در فيلم سينمايي سيندرلا (1380- مسعود رسام و بيژن بيرنگ) نويسندگي يکي از موفق ترين سريال هاي طنز دهه حاضر سيما يعني زير آسمان شهر1 به کارگرداني مهران غفوريان را نيز به عهده گرفت. مجموعه يي که به گواه اکثر منتقدان قسمت عمده يي از موفقيت خود را مديون متن هاي بکر و ايده هاي بي نظير رضا عطاران بود و با اندکي تامل يا حتي بازبيني آن سريال، به راحتي مي توان ردپاي طنز مورد علاقه عطاران يعني طنز موقعيت را در سکانس هاي متعددي از آن پيداکرد؛طنزي که هرچند عطاران در مجموعه متوسط کوچه اقاقيا نتوانست به خوبي از عهده اجراي آن برآيد ولي در سريال مناسبتي خانه به دوش که به مناسبت ماه رمضان سال 83 از شبکه سوم سيما روي آنتن رفت موفق شد گونه تکامل يافته يي از آن را به معرض نمايش بگذارد. در اين سريال که در حقيقت نقطه عطف و شروعي تازه در روند کاري عطاران محسوب مي شود او سرانجام پس از قريب به هفت سال فعاليت در مقام کارگردان و با استفاده از تجارب مجموعه هاي پيشين خود نه تنها موفق شد زبان طنز دلخواهش را که بيشتر مبتني بر طنز موقعيت است پيدا کند بلکه چون ديگر طنزسازان برجسته تلويزيون مانند مهران مديري و در سال هاي نسبتاً دور مهران غفوريان به ترکيبي از بازيگران مورد علاقه خود دست يافت که در کارهاي بعدي او مانند مجموعه متهم گريخت (رمضان 84)،ترش و شيرين (نوروز86) و در همين مجموعه رمضان امسال يعني بزنگاه هم شاهد حضور تعدادي از آنها بوده و هستيم بازيگراني نظير حميد لولايي، علي صادقي، محمود بهرامي و احمد پورمخبر. مجموعه طنز رمضان امسال که بزنگاه نام دارد در واقع نهمين مجموعه تلويزيوني او در سمت کارگردان و سومين سريال رمضاني او محسوب مي شود، مجموعه يي به نويسندگي مشترک نويسنده باتجربه و شناخته شده يي به نام سروش صحت و نويسنده يي نه چندان سرشناس به نام ايمان صفايي که بي گمان با توجه به توانايي و تجارب خود عطاران در حوزه نويسندگي طنز، نظرات خود او نيز در شکل گيري کلي آن موثر بوده است. در يک نگاه کلي تر بزنگاه ادامه همان سبک کاري شناخته شده و جاافتاده عطاران در سال هاي اخير به حساب مي آيد و صرف نظر از تفاوت هايي که بزنگاه و آثار قبلي عطاران مخصوصاً ترش و شيرين و خانه به دوش در هسته اصلي داستان و شخصيت هاي آن دارند در بسياري از موارد همان امضاي خاص او بر ساخته هايش به راحتي قابل رديابي هستند. ويژگي هايي نظير استفاده از بازيگراني محدود و مشخص، تکيه بر ايجاد موقعيت هاي طنزآميز، دوري از طنز کلامي و حتي استفاده از طنز کلامي در جهت پيشبرد موقعيت هاي کميک، وقوع قصه در مناطق محروم و بافت هاي سنتي شهر، گنجانيدن يک نقش کاملاً خونسرد در بافت قصه که عموماً علي صادقي بازيگر آن است، تکيه بر طبيعت و گل و بلبل در تيتراژ و... که به کرات در ساخته هاي او مشاهده مي شوند و ديگر کمي رنگ و بوي تکرار و کليشه به خود گرفته اند. چه خوب است عطاران حالا که پس از 15 سال تلاش و مرارت به جايگاه کنوني اش رسيده براي لحظه يي تامل کرده و با ارزيابي دقيق کارنامه اش به گونه يي خود را مهياي ساخت پيشنهادهاي احتمالي بعدي کند که سرانجامي که درست 15 سال پيش براي نسل پيشين طنزپردازان تلويزيوني رقم خورد اين بار براي او و طنزهايش تعبير نشود.


رضا کیانیان و بهاره رهنما از مهران مدیری میگویند+عروسی شبهای برره

  حمایت بی سابقه تلویزیون از بزنگاه

اخبار پشت هم از توقيف بزنگاه در بعد از ظهر امروز؛
سريال عطاران تا پاي مرگ رفت و برگشت
سريال عطاران تا پاي مرگ رفت و برگشت


سينماي ما - چند خبر پي‌ در پي جنجالي در بعد از ظهر امروز، سريال بزنگاه را تا پاي توقيف برد و بازگرداند. ابتدا خبر از ابلاغ دستور توقيف سريال بزنگاه بود. دستور توقف پخش سريال «بزنگاه» از سوي شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما صادر شد. در نامه‌اي كه از سوي شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما به خبرگزاري فارس ارسال شده، آمده است: با توجه به اعتراضات گسترده مردمي و بسياري از نخبگان و كارشناسان دلسوز حوزوي و دانشگاهي و همچنين انتقاد قبلي رياست شوراي نظارت بر سازمان صداوسيما از ادامه هنجارشكني‌هاي غيراخلاقي و غيرشرعي و حتي غيرقانوني سريال «بزنگاه»، دستور توقف اين سريال طي نامه‌اي خطاب به رياست سازمان صداوسيما از سوي رياست شوراي نظارت ابلاغ شد.
در اين نامه ضمن تبيين رسالت صداوسيما به عنوان دانشگاه عمومي و وظيفه خطير اين رسانه در ارتقاي بينش فرهنگي جامعه آمده است:
اگرچه رسالت صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران به عنوان رسانه‌ ملي و مهمترين دستگاه فرهنگي، ارتقاي دانش و بينش و منش عمومي آحاد جامعه و گسترش ارزش‌ها، آرمان‌هاي اسلام و انقلاب به مخاطبان بويژه نسل جديد است ولي متأسفانه محتواي برخي از سريال‌هاي توليدي شبكه صداوسيما، نه تنها در اين راستا نبوده بلكه متأثر از خاستگاه غربي آن، به عاملي براي رخنه و شكافي براي تهاجم فرهنگي و آسيب‌رساني بر پيكره فرهنگ و ديانت كشور مبدل شده است.
حسين مظفر در ابتداي اين نامه عدم تعريف صحيح و منطقي از طنز و مساوي دانستن آن با هجو و لغو و تمسخر و رواج فحاشي و الفاظ زشت و هنجارشكني‌هاي غيراخلاقي و غير شرعي و حتي غير عرفي در برخي سريال‌هاي توليدي را از جمله مصاديقي دانسته كه ضمن مغايرت با منويات مقام معظم رهبري در باب كاركرد طنز در رسانه ملي با معيارها و ملاك‌هاي برنامه‌سازان سازمان نيز به استناد: بند 16-3-1 ضوابط و سياست‌هاي برنامه‌سازي (زبان و گفتار برنامه‌هاي صداوسيما بايد از هرگونه ناسزا، فحاشي، اهانت، كلمات ناشايست مبرا باشد) و بند 30-19-2 (كلمات، جملات و اصطلاحات چند پهلو كه معنايي دور از ادب، اخلاق و شأن مخاطب يا رسانه ملي را داشته باشد ممنوع است) مغايرت داشته و نشان از انحراف از ضوابط و معيارهاي ساخت برنامه دارد و موجب اعتراض شديد مخاطبان و هتك حيثيت رسانه ملي و تنزل جايگاه والاي دانشگاه عمومي سازمان گرديده است.
ايشان در ادامه اين نامه به ذكر نمونه‌هايي از بخش الفاظ ركيك و زشت در سريال بزنگاه آن هم در بهترين ساعت معنوي ماه مبارك رمضان از قبيل: «خفه شو، اينقدر زر نزن، ميترسم خريتش كار را خراب كنه، گاز بده لعنتي، تو كپه مرگت روبذار، درسته گاهي من خلم ولي تو هميشه خلي، حرف زيادي نزن، چه مرگته، اينا رو از كدوم گوري پيدا كردي، اي يارو عوضي، تا آن روي سگ من را بالا نيومده، آشغال‌بر، مرتيكه مزاحم، برو گم‌شو، احمق‌هاي ديونه و نمايش حركات ناپسند از قبيل بازي با انگشتان دست كه در عرف نماد و يا معناي زشتي را متبادر مي‌كند، انتخاب سوژه مكرر آبريزگاه و دستشويي، توهين به والدين كه در دستشويي مي گويد: «اينجا بوي آقاجون رو ميده» اشاره نمودند كه در تضاد آشكار در ايفاي رسالت فرهنگي سازمان صداوسيما است. رئيس شوراي نظارت در پايان اين نامه از مهندس ضرغامي خواست با توجه به تخلفات انجام شده و انتقادات شديد مردم نسبت به توقف سريال مذكور اقدام عاجل معمول و نتيجه را به شوراي نظارت منعكس شود.


اما در ادامه و در شرايطي كه بسياري انتظار توقيف بزنگاه را داشتند؛ روابط عمومي صدا و سيما اعلام كرد كه پخش بزنگاه تا عيد فطر ادامه خواهد داشت. اين روابط عمومي اعلام كرده است طبق اعلام قبلي فقط در ليالي ويژه قدر سريال پنج قسمتي «زماني براي پشيماني» به جاي اين مجموعه پخش مي‌شود. در اين اطلاعيه آمده است نظرات شوراي محترم نظارت بر سازمان صدا و سيما دلسوزانه بوده و همواره مورد توجه مديران و برنامه‌سازان رسانه ملي قرار خواهد گرفت.
و بالاخره واكنش مدير شبكه سوم سيما بود كه حكم ادامه پخش سريال را قاطع‌تر امضا كرد. «علي اصغر پورمحمدي» مدير شبكه سوم سيما، نسبت به ابلاغ دستور توقف پخش سريال «بزنگاه» از سوي شوراي نظارت بر سازمان صداوسيما، واكنش نشان داد. «علي اصغر پورمحمدي» مدير شبكه سوم سيما  در واكنش به نامه شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما به مهندس ضرغامي، اظهار داشت: در حال حاضر براي جلوگيري از نمايش اين سريال دستوري به من نرسيده تا پخش آن را از شبكه سوم سيما متوقف كنم. وي افزود: اين دستور بايد از طرف آقاي ميرباقري معاون سيما يا مهندس ضرغامي رئيس رسانه ملي اعلام شود.
پورمحمدي با اشاره به نامه‌هاي پيشين شوراي نظارت و برآيند آن در نامه امروز كه توقف پخش سريال «بزنگاه» را خواستار شده، گفت: اين را از كم لطفي اعضاي شوراي نظارت بر برنامه‌‌هاي سازمان صداوسيما مي‌دانم و البته اطلاع ندارم كه قانون تا چه حد دست شوراي نظارت بر برنامه‌هاي صداوسيما را براي توقيف پخش مجموعه‌هاي تلويزيوني باز گذاشته است.
مدير شبكه سوم سيما به فارس گفت: البته ما در روزهاي آينده به دليل در پيش بودن ليالي قدر، به روال هرساله، سريال ديگري را با حال و هواي اين شب‌ها به روي آنتن مي‌فرستيم اما اگر دستور توقف ادامه پخش سريال از سوي مسؤولان سازمان صداوسيما صادر شود من پخش اين سريال را متوقف خواهم كرد.
وي در پايان گفت: به زعم من ، اين كار مواجهه با افكار عمومي و ميليون‌ها مخاطبي است كه تاكنون اين سريال را دنبال كرده‌‌اند به‌طوري كه تاكنون پربيننده ترين سريال سيما در ايام ماه مبارك رمضان بوده است.


منبع خبر : فارس

با سلام

رضا کیانیان راجع به نقش وکیل در "همیشه پای یک زن در میان است" اینطور میگه:

در ابتدا کمال تبریزی و حبیب رضایی نقش وکیل را به من پیشنهاد کردند اما به نظرم رسید این نقش از نوعی نیست که برایم وسوسه یا پتانسیل جالبی داشته باشد. نه که نمیشد می توانستم آن را هم بازی کنم و احیانا با نمک هم بازی کنم اما برایم چندان جذابیت و عمقی نداشت صرفا تیپ جالبی بود که با ظاهر و رفتارش می شد کارهایی کرد.

کما اینکه مهران مدیری با تبحر در اجرای همین ظاهر و رفتار اجرای خوبی از آن ارائه داده است. پیشنهادهایی هم برای این نقش داشتم از جمله اینکه اگر قرار است د

رضا کیانیان راجع به نقش وکیل در "همیشه پای یک زن در میان است" اینطور میگه:

در ابتدا کمال تبریزی و حبیب رضایی نقش وکیل را به من پیشنهاد کردند اما به نظرم رسید این نقش از نوعی نیست که برایم وسوسه یا پتانسیل جالبی داشته باشد. نه که نمیشد می توانستم آن را هم بازی کنم و احیانا با نمک هم بازی کنم اما برایم چندان جذابیت و عمقی نداشت صرفا تیپ جالبی بود که با ظاهر و رفتارش می شد کارهایی کرد.

کما اینکه مهران مدیری با تبحر در اجرای همین ظاهر و رفتار اجرای خوبی از آن ارائه داده است. پیشنهادهایی هم برای این نقش داشتم از جمله اینکه اگر قرار است در انتها با یک خانم قاضی با اتوریته که به نوعی خلق و خوی مردان را دارد ازدواج کند از ابتدا روی این خط کار کنیم که در انتها برای تماشاگر جالب توجه تر از کار در بیاید و.....

از بهاره رهنما پرسیده شد:در انتخاب کدام نقشتان ریسک کردید؟در واقع چشمهایتان را بستید و گفتید باداباد؟

در مجموعه "مرد هزار چهره" این اتفاق افتاد. چون هم نقش نقش فانتزی بود و هم بازی مشکلی را میطلبید و اگر نقش بد از کار در می آمد کار زمین میخورد.

اما چون کار با آقای مدیری را دوست داشتم این ریسک را پذیرفتم


این پوستر شما رو به یاد چه خاطره جالبی میندازه؟!

 

  عروسی شبهای برره


رئيس شوراي نظارت بر صدا و سيما در گفت‌وگو با فارس:

سريال «بزنگاه» به قيمت خنداندن مردم به ارزش‌هاي اجتماعي آسيب مي‌زند

خبرگزاري فارس: رئيس شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما گفت: مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» به قيمت خنداندن مردم به ارزش‌هاي اجتماعي آسيب مي‌زند.

حسين مظفر در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره تذكر اين شورا به سريال «بزنگاه» گفت: مكاتبات ما با صدا و سيما روال عادي دارد و شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما هميشه برنامه‌هاي صدا و سيما را تحليل كرده و نظرات خود را پيرامون آنها منعكس مي‌كند.
وي افزود:اين بار سريال «بزنگاه» مورد تحليل قرار گرفته كه در حال پخش است. درباره اين سريال نيز بايد بگويم معمولا ما سريال‌ها را فقط به عنوان تفريح كه اوقات فراغت را پر كند نمي‌پسنديم. بلكه هر برنامه و هر سريالي با توجه به هزينه‌هايي كه دارد و رسالت فرهنگي سيما در حقيقت بايد حاوي پيام‌هاي مثبت باشد.
وي افزود: يك برنامه بايد حاوي پيام‌هاي اخلاقي، انساني، اجتماعي، فرهنگي باشد و پس از آن در عين حال فاقد پيام‌هاي منفي باشد. يعني بدآموزي نداشته باشد و فرهنگ سازي و الگوسازي غلط نداشته باشد.
مظفر تصريح كرد: ولي در سريال «بزنگاه» احساس شد كه بيشتر به مسائل اجتماعي كم توجهي شده و به قيمت خنداندن مردم و پر كردن اوقات آنها برخي ارزش‌ها مورد تمسخر واقع شده است كه به صدا و سيما تذكر داده شده تا اين موارد را اصلاح كنند.
وي در پاسخ به سؤال فارس مبني بر اين كه تاكنون و پس از گذشت چند روز از ارائه اين تذكر به صدا و سيما، هنوز هيچ تغييري در سريال رخ نداده است، اظهار داشت: ما ديدگاه خود را در اين نامه ارائه داده‌ايم و صدا و سيما هم قول داده است كه اصلاحات را انجام دهد و بايد در اين زمينه برنامه‌ريزي كند.شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما نقطه نظراتش را منعكس كرده‌ و باز هم در موقعيت‌هاي مختلف اين كار را خواهيم كرد

مهران مدیری اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون

سلام مطلب جذاب و خواندنی از الینا از دستش ندین

 

                                          ماندگاران
 *مهران مدیری اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون*


اولین کسی بود که مفهوم طنز را در نمایش ایران به معنی واقعی ارائه داد.نخستین کسی هم بود که با بازی و ساخت مجموعه ها،ارائه جدیدی از طنز را نشان داد.
سال 1372 سال خاصی در عرصه طنز،به عنوان یکی از مورد پسند ترین ژانر های نمایش در میان مردم ایران بود و برنامه ای به نام «جنگ 72» چهره ای را معرفی کرد که تنها اندکی بعد به عنوان کارگردان و مغز متفکر یک گروه پر استعداد،«ساعات خوشی» را به تاریخ نمایش ایران هدیه کرد.
ابداع طنز موقعیت در کلام،آن هم در سایز «آیتم»هدیه ای بود که بسیاری ظرفیت دریافتش را نداشتند و عواقب این بی ظرفیتی پنج سال یقه هدیه دهنده را گرفت و نمایش ایران را از وجودش محروم کرد.
در بازگشت باز هم با «جنگی»دیگر به پسوند همین سال،بدعتی توآور و تا امروز همین سنت بدعت شکنی را ادامه داده و از« آیتم» به «نمایش دنباله دار» و از «تک سوژه ها» به «مجموعه های روتین شبانه»رسیده و خصلت هر کدام هم همان «نوآوری»و عدم تکرار است.
عدم تکراری که اگرچه همه را به تقلید از او و ذهن خلاقش واداشته،اما با هوشیاری خودش را از ورطه فنا نجات داده و حتی گول اوج خارق العاده را هم نخورد و هرگز حاضر به ادامه خودش نشد و در این روند ضمن معرفی چهره های مستعد در هر مرحله ،همیشه با «بهترین ها»در هر تخصص کار کرده و انگار رقم خیره کننده  و غیر قابل باور حتی در آرزوهای محال و دوردست،بالای 85 درصد بیننده در کل 70 میلیون نفر هر شب برای او به صورت عادت و مینیمم درآمده است! و این گلوله استعداد در هنر هر کسی نیست جز* مهران مدیری*.


         مدیری همچنان نوآور و مقلدان در حسرت جایگاه او.


                                         * مولد هنر*


دی ماه 1340 شمسی....
خانواده آقای مدیری،کارمند وقت شناس،منضبط و هنر دوست وزارت نیرو در شهرستان اراک ،منتظر تولد فرزندی است.آقای مدیری اهل اراک و در همین شهر بزرگ شده و ازدواج کرده است.او تا آن روز،سه پسر داشته و بی صبرانه منتظر تولد فرزند چهارم است.چه بسا در دل،انتظار دختری را می کشد که «رحمت»به خانواده پر«نعمتش»بدهد.
آقای مدیری مثل سایر کارمندان نیست.کاراکتر کارمندی در آن روزگار و به خصوص در شهر کوچکی مانند اراک،کاراکتر مردی خشک،بی روحیه،کم حرف،دقیق و با گفتاری ماشینی است. مردی که همه چیز زندگی اش روی اصول و قوانین «نظامی وار» باشد و هر روز صبح به مدت سی سال سر یک ساعت از خواب برخاسته و تا رفتن به اداره ، یکسری کارهای تکراری انجام دهد و از یکسری کارهای همیشگی و روتین ، سر یک ساعت معین به منزل بازگردد و تا ساعت مخصوص خواب ،به یکسری رفتارهای مشخص بپردازد.
آقای مدیری با همه کارمندان فرق داشت.خصایص مثبت بقیه را داشت و چیزهایی نو هم علاوه بر بقیه داشت.شاید همین ویژگی او بود که به صورت ارثی در وجود فرزند آخر نهاده شد تا او را در اوج هم «نوآور» و هم به دور از تکرار باشد مدیری اهل هنر بود.در خانواده او موسیقس ،نوشتن ،نقاشی و اساساً خلق کردن به هر شیوه ،حضوری پر رنگ داشت. شاید به همین دلایل و به خاطر امکانات و ظرفیت های کم شهرستان کوچک اراک بود که او خیلی زود تقاضای انتقالی داد و به پایتخت نقل مکان کرد.
اینجا در تهران ،او همفکران بیشتری داشت و فضا برای رشد خلاقیت های خود و خانواده اش هم بیشتر بود و حالا.....نوزاد چهارم در میدان بروجردی سر آسیاب دولاب به دنیا آمد،پسری که نامش را «مهران» گذاشتند.آقای مدیری حتی در انتخاب اسامی با بقیه هم دوره ای هایش فرق داشت
.

                           * مشخصات فردی *

مهران فرزند آخر خانواده بود.او در تهران به دنیا آمد تا از نظر محل تولد هم با بقیه فرق داشته باشد.وقتی به سن تشخیص و تمیز هم رسید ، این فرق با بقیه برادرانش را به شکلی محسوس تر به نمایش گذاشت..
برادر ارشدش ،پیانیست قابلی بود.در نواختن این ساز مادر و چند ساز دیگر تبحر داشت و موسیقی را به صورت جدی می فهمید و دنبال می کرد.برادر دوم نقاش و گرافیست بود و در این وادی به دنبال زوایای گمشده روحش می گشت.
مهران از پنج سالگی با موسیقی و نقاشی آشنا شد اما همان فرق او با برادران باعث شد تا گمشده خویش را در جای دیگر جستجو کند.
او دوران کودکی پر شوری داشت. زیاد شر نبود اما بسیار کنجکاو بود.وقتی به سن 12 سالگی رسید ، قدرت تشخیص در موسقی تا جایی بود که فقط کلاسیک گوش می کرد و همین امروز هم مهران مدیری کامل ترین آرشیو موسیقی کلاسیک را در ایران دارد. براد بزرگش در ایران است  دو برادر دیگر مدت بیست سال است که در سوئد زندگی می کنند.
در دوران کودکی هرگاه برادر دوم (حمید که امروز مقیم و ساکن سوئد است و نقاش و گرافیست) از منزل خارج میشد ،مهران خودش را به اتاق او می رساند و کتب نقاشی او را زیر و رو می کرد تا شاید لابه لای آنها چیزی پیدا کند.
در خانه ای که با تربیت خاص مادر و روحیات پدر هیچ کس جرأت بی اجازه دست زدن به وسایل دیگری را نداشت ، ته تغاری بودن ، مهران را از هر گزندی دور می کرد و این بار هیچ کس را یارای تنبیه کردن عزیز دردانه مادر نبود.جالب اینکه شیطنت های مهران تمامی هم نداشت.حتی می شد در روز دو بار وارد اتاق حمید می شد و هر دو بار مثل همیشه کتاب های او را به هم می ریخت.
فضای موجود در آثار سالواتور دالی به صورت ناخودآگاه از همین زمان روی ذهن کودکانه مهران تأثیر داشت و تا امروز هم این تأثیر را حفظ کرده است. او در کودکی هیچ وقت آرزوی خاصی نداشت یعنی آدم دم دمی بود. مثلاً دوست داشت زیست شناس شود ، اما هیچ وقت اتفاق نیفتاد.
خودش می گوید:هنوز هم دوست دارم به سمت و سوی زیست شناسی بروم.بشدت به زندگی حیوانات علاقه دارد و «راز بقا» یکی از برنامه هایی است که دوست دارد همیشه بیننده آن باشد.او در دبیرستان دلگشا درس خواند.در دوران تحصیل شاگرد خیلی خوبی بود.. همیشه نمرات زیست شناسی و ادبیات مهران عالی بود حتی گاهی اوقات معلم ادبیاتش کلاس را در اختیار مهران می گذاشت و می رفت.اما در ریاضیات همیشه کم هوش بود و هنوز هم علت ریاضات در جهان را نمی داند.با درس رساضی رابطه خوبی نداشت و همیشه از نمره های زیر ده می گرفت.البته بیشتر نمره 2! و به نوعی از ریاضیات متنفر بود.
دو مسئله او را خیلی عصیانی می کند و از کوره به در می رود،یکی اینکه آدمی به کاری که به او مربوط نمی شد دخالت کند و خارج از حیطه خودش قدم بگذارد.دومین مقوله هم که خیلی شخصی است این که راجع به یک مسئله مهم و جدی که او را ناراحت کرده حرف بزند و ببیند که طرفش باور نکرده و لبخند می زند(یعنی پوزخند بزند)که واقعاً مدیری را دیوانه می کند.
او در خلوت خود مشغول سکوت می شود و موسیقی کلاسیک با صدای بلند گوش می کند.
در زندگی آدم منعطف و در عین حال خود محوری است.پیشنهادها را با آغوش باز می پذیرد و در کارش استفاده می کند.
قرار بود در فیلم «ضیافت»به کارگردانی مسعود کیمیایی ایفای نقش کند، اما به دلایلی این اتفاق نیافتاد.در سه سال و نیمی که ممنوع التصویر بود کار تجارت می کرد.«طنز 77»مهران مدیری پر بیننده ترین برنامه تاریخ تلویزیون شناخته شد.
عاشق شعر و ادبیات است و عاشق شعرهای لورکا ،احمد شاملو و حافظ.معمولاً روی قولش پافشاری می کند.اعتماد به نفس بالایی دارد.سعی کرده در هر شرایطی خودش را حفظ کند.وقتی خستگی به سراغش می آید دیگر حافظه زیاد یاری اش نمی دهد.زیاد اهل پر حرفی نیست.همیشه به دنبال تجربه کردن است.در زندگی اش طعم فقر را هم چشیده است.او کسی است که در عرصه طنز تلویزیونی تحولی شگرف را به وجود آورده است.اعتقاد دارد که باید با مردم روراست و صادق بود.اولین برنامه سازی که پشت صحنه کارش را به مردم نشان داد.هنوز هم از شیوه اش دفاع می کند:«چرا مردم نباید حقایق ،اشتباهات و تپق های ما را ببینند؟».صداقت را بزرگ ترین صفت آدمی می دادند.

            * نمایش ، گمشده پیدا شد *

در دوران دبستان،مهران اولین نقش عمرش را بازی کرد. در آن کار کودکانه که مرسوم مدارس ابتدایی در جشن ها بود،مهران نقش طوطی را ایفا می کرد.از این تئاتر تا 16 سالگی ، مهران کماکان دنبال گمشده اش در هر محیطی می گشت ، الا نمایش!
در 16 سالگی اولین کار حرفه ایش را در تئاتر تمرین کرد.این نمایش هرگز روی صحنه نرفت اما تأثیر عمیق تری روی مهران گذاشت و باعث شد او گمشده اش را در بازیگری پیدا کند و از فردای همان روز اساس زندگی را بر این کار بگذارد.
او با چنان انرژی دنبال کار را گرفت که برادرانش به شوخی می گفتند:«اگه نمایش اجرا و مهران جایزه می گرفت ، دیگه چی می کرد؟» صرف نظر از این شوخی های خانوادگی،خانواده نر دوست مهران،بزرگ ترین حامی و مشوق برای او بودند و هنوز هم اولین قاضی و بهترین کارشناس برای آثار او به شمار می روند.


                      * از اوج کار تا بیکاری مطلق *

ساعت خوشی»که در بهار 1372 مهران مدیری و تیمش برای ایرانیان در منزلشان تدارک دیده بودند،با اتفاقات ناخوشایند و تبعات این برنامه در جمعی بی ظرفیت،مبدل به تلخ ترین خاطره عمر مهران شد.
فیلم دیدار به توقیف پنج ساله رفت و سازنده پربیننده نیز با بایکوت پنج ساله دستمزد گرفت تا خستگی آن همه کار برای همیشه در تنش بماند.
او هنوز هم حاضر نیست از آن ماجراها حرف بزند . ماجراهایی که به عقیده او ریشه در اشتباهات خود گروه داشت و مطبوعات هم پیاز داغش را زیاد کردند ! شاید به همین دلیل بود که مهران عهد بست دیگر تا پایان عمر با مطبوعات(یا حداقل با هر مطبوعاتی) مصاحبه نکند.
هر چه بود،او بی تقصیر ترین عضو در آن بلوا بود و به عنوان کارگردان و مغز متفکر،بیشترین مجازات را هم دید! امروز از آن روزها فقط با یک جمله یاد می کن و بس::« خوب شد که آن اتقاقات افتاد تا بفهمیم در کجا زندگی می کنیم !» و مثل هر عاقل دیگری از تلخ ترین تجربیات،تنها به عبرت آموزی مثبتش فکر می کند.
در آن پنج سال به شغل آزاد روی آورد و با موسیقی آرام گرفت.بارها و بارها به او پیشنهاد خروج از کشور داده شد و وسوسه اش کردند تا برای اقامت دائم و کار به اروپا نزد برادرانش برود. اما مهران ماند و مقاومت کرد تا دوباره روزگار روی خوش خود را به او نشان دهد. درست مثل «سفر سندباد»که اولین فیلمی بود که مهران بر پرده سینما دید و بعد از آن برادرش را مجاب می کرد او را با خود به سینما ببرد.
بعد هم که خود یاد گرفت چطور خانواده را راضی به سینما رفتن کند و ....او از پایان خوش سند باد ، انرژی انتظار گرفت.
به شوخی و کنایه از شغلش می گوید:«هر وقت بچه هایم را می بینم،از رشدشان تعجب می کنم
او در این سال ها خیلی کم در منزل بوده و صبح وقتی می رود،بچه ها خواب هستند و شب وقتی بر میگردد که آنها باز در خوابند.همسر مهران به همان اندازه در موفقیت او نقش داشته که مادرش در پرورش چنین فرزندانی موفق بود.
امروز خانواده مهران مدیری انگار همان جایی ایستاده که در زمستان 1340 خانواده آقای مدیری ، کارمند وزارت نیروی اراک ایستاده بود.
تنها بازیگر و سازنده تاریخ نمایش ایران که صرف نامش در اثری مردم را می کشاند و علامت استاندارد اثر  است. اسطوره تلویزیونی از مرز زمان و مکان گذشته ،

              مدیری تکرار نشدنی است.



منبع:اتفاق نو.

   

   

یک پوستر از شادی عزیز

 

  

نامزدهای دریافت جوایز جشن خانه سینما اعلام شدند؛

   همه دیده شدن بجز مهران مدیری

        نامزدهای دریافت جوایز جشن خانه سینما اعلام شدند؛
          «فرزند خاک»، «خاک آشنا» و «دعوت» رکورددار نامزدی شدند


 

سینمای ما - نکته عجیب و جالب، نامزدی فیلم «باد در علفزار می‌پیچد» در بخش بهترین فیلم است که در هیچ کدام از بخش‌های دیگر نامزد دریافت جایزه نشده است. نام تعدادی از برندگان مشهور جشنواره فیلم فجر حتی به عنوان نامزد نیز نیامده است؛ از جمله هنگامه قاضیانی. فهرست کامل را می‌خوانید...

نامزدهاي دوازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران امشب 22 شهريور ماه معرفي شدند. 

اسامي نامزدهاي هر بخش به شرح زير منتخب شده‌اند.



بهترين فيلم


1- باد در علفزارها مي‌پيچد



2- دعوت


3- ديوار



4- خاك آشنا


5- فرزند خاك


بهترين كارگرداني

1- رضا ميركريمي براي فيلم به همين سادگي

2- ابراهيم حاتمي‌كيا براي فيلم دعوت

3- محمدعلي طالبي براي فيلم ديوار

4- بهمن فرمان‌آرا براي فيلم خاك آشنا

5- محمدعلي باشه‌آهنگر براي فيلم فرزند خاك

بهترين فيلمنامه

1- رضا ميركريمي و شادمهر راستين براي فيلم به همين سادگي

2- ابراهيم‌ حاتمي‌كيا و چيستا يتربي براي فيلم دعوت

3- اصغر فرهادي براي فيلم دايره زنگي

4- بهمن فرمان‌آرا براي فيلم خاك آشنا

5- محمدعلي آهنگر و محمدرضا گوهري براي فيلم فرزند خاك

• بهترين فيلمبرداري

1- مرتضي پورصمدي براي فيلم آتش سبز

2- محمود كلاري براي فيلم خاك آشنا

3- تورج منصوري براي فيلم دعوت

4- عليرضا زرين‌دست براي فيلم فرزند خاك

5- محمود كلاري براي فيلم صد سال به اين سال‌ها

بهترين موسيقي متن

1ـ كارن همايون‌فر براي فيلم خاك آشنا

2- محمدرضا عليقلي براي فيلم دعوت

3- آريا عظيمي‌نژاد براي فيلم فرزند خاك

4- محمدرضا عليقلي براي فيلم كتاب قانون

5- كارن همايون‌فر براي فيلم صد سال به اين سال‌ها

بهترين بازيگر نقش اول مرد

1- صابر ابر براي فيلم دايره زنگي

2-عزت‌الله انتظامي براي فيلم ستاره مي‌شود

3- پرويز پرستويي براي فيلم كتاب قانون

4- علي شادمان براي فيلم زماني براي دوست داشتن

5- خسرو شكيبايي براي فيلم ستاره بود

بهترين بازيگر نقش اول زن

1- دارين خمسه براي فيلم كتاب قانون

2- گوهر خيرانديش براي فيلم دعوت

3- مريلا زارعي براي فيلم دعوت

4- الناز شاكردوست براي فيلم در ميان ابرها

5- فاطمه معتمدآريا براي فيلم صد سال به اين سال‌ها

* بهترين بازيگر نقش مكمل زن

1- نگار جواهريان براي فيلم كتاب قانون

2- نيكو خردمند براي فيلم خاك آشنا

3- فريده سپاه‌منصور براي فيلم كتاب قانون

4- مهتاب نصيرپور براي فيلم فرزند خاك

5- رويا نونهالي براي فيلم خاك آشنا

بهترين بازيگر نقش مكمل مرد

1- امير آقايي براي فيلم زن دوم

2- حامد بهداد براي فيلم حس پنهان

3- بابك حميديان براي فيلم ريسمان باز

4- داود فتحعلي بيگي براي فيلم كتاب قانون

5- رضا كيانيان براي فيلم هميشه پاي يك زن در ميان است

بهترين چهره‌پردازي

1- مهرداد ميركياني براي فيلم خاك آشنا

2- مهرداد ميركياني براي فيلم در ميان ابرها

3- مهين نويدي براي فيلم دعوت

4- محسن بابايي براي فيلم فرزند خاك

5- مهين نويدي براي فيلم صد سال به اين سال‌ها

بهترين جلوه‌هاي ويژه بصري

1- علاالدين پژهان براي فيلم آن مرد آمد

2- امير سحرخيز براي فيلم خواب ليلا

• بهترين جلوه‌هاي ويژه ميداني

1- جواد شريفي براي فيلم آن مرد آمد

2- محسن روزبهاني براي فيلم خواب ليلا

3- داود رسوليان براي فيلم فرزند خاك

بهترين تدوين

1-عباس گنجوي براي فيلم خاك آشنا

2- حسن حسندوست براي فيلم ديوار

3- مهدي حسيني‌وند براي فيلم فرزند خاك

4- محمدرضا موييني براي فيلم كتاب قانون

5- محمدرضا موييني براي فيلم صد سال به اين سال‌ها

بهترين صدابرداري

1ـ احمد صالحي براي فيلم باد در علفزارها مي‌پيچد

2- حسن زاهدي براي فيلم خاك آشنا

3- حسين بشاش براي فيلم در ميان ابرها

4- مهران ملكوتي براي فيلم دعوت

5- عباس رستگارپور براي فيلم فرزند خاك

بهترين صداگذاري و ميكس

1- رضا دلپاك و رضا نريمي‌زاده براي فيلم خاك آشنا

2- مسعود بهنام براي فيلم خواب ليلا

3- محسن روشن براي فيلم دعوت

4- محمود موسوي‌نژاد براي فيلم ستاره مي‌شود

5- عليرضا علويان براي فيلم صد سال به اين سال‌ها

6- محمود موسوي‌نژاد براي فيلم فرزند خاك

بهترين طراحي صحنه و لباس

1- ژيلا مهرجويي و شعله نواب تهراني براي فيلم آتش سبز

2- ايرج رامين‌فر براي فيلم پرچم‌هاي قلعه كاوه

3- فرهاد ويلكيجي براي فيلم خاك آشنا

4- ايرج رامين‌فر براي فيلم خواب ليلا

5- عباس بلوندي براي فيلم فرزند خاك



پوستر از سحر جون

 

   


 

از علی صادقی پرسیدن

دلتان نمي‌خواهد با كسي مثل محمدرضا هنرمند يا مهران مديري يا كارگردانان حرفه‌اي كه طنز كار كرده‌اند، كار كنيد؟
یا مهران مديري كه نمي‌توانم. چون او اصلاً شيوه كارش به من نمي‌آيد. اتفاقاً براي «شب‌هاي برره» از من خواست بيايم ولي وقتي ديدم بايد گريم سنگين داشته باشم و لهجه بگذارم و صورتم را عوض كنم قبول نكردم. من اصلاً نمي‌توانم گريم را تحمل كنم و همين‌طوري مي‌روم جلوي دوربين، بلد هم نيستم چهره‌ام را عوض كنم براي همين با اين مدل كارگردانان نمي‌توانم كار كنم. بقيه كارگردانان حرفه‌اي هم فكر نمي‌كنم سراغ من بيايند. طنز من بيشتر به درد تلويزيون مي‌خورد تا سينما


نگاهی به 4 سریال شبانه ماه رمضان-تاحالا؛
فعلا فقط «بزنگاه»
فعلا فقط «بزنگاه»


سینمای ما - صوفیا نصرالهی: حقیقت این است که هیچ کس از سریال های مناسبتی ، مجموعه های هر شبی و طنزهای نود شبی توقع زیادی ندارد. یعنی کسی انتظار ساختار و ریتم و تدوین و فیلمبرداری درست و حسابی ندارد.(اگر بود چه بهتر ولی نبودش هم مسئله ای ایجاد نمی کند). تنها انتظاری که از این مجموعه ها می رود این است که مخاطب را به هر نحوی که می تواند، پای تلویزیون بنشاند. چرای این کم توقعی از مجموعه ها را نمی دانم. چون به هر حال بودجه ای هم صرف ساخت آن ها می شود که از قضا گاهی کم هم نیست. و نکته ی بعدی هم این که مخاطبان این سریال ها خیلی گسترده هستند. از هر قشر و هر طبقه ی فرهنگی و اجتماعی تماشاگر دارند و در نتیجه این مجموعه ها می توانند روی درصد وسیعی از افراد جامعه تاثیر بگذارند. حواسمان باشد که منظور از این تاثیر گذاشتن، بدآموزی یا پند و نصیحت نیست. قرار هم نیست مردم از سریال هایی که می بینند درس زندگی بگیرند. نه اتاق نشیمن خانه های ما کلاس درس است و نه کارگردان ها معلم! اما آن تاثیری که از آن صحبت می کنیم یک بحث زیبایی شناسی است. تاثیر یعنی مخاطب را به مقوله ی زیبایی حساس کنیم. این زیبایی هم چیزی فراتر از مثلا نحوه ی پوشش یا مدل موی بازیگران یک مجموعه است.(گرچه همه ی این ها هم در مرتبه ای جزیی از آن به حساب می آیند.) زیبایی شناسی یعنی تماشاگر نسبت به میزانسن، تدوین و طراحی صحنه، هر چند ناخودآگاه، سخت گیری نشان دهد. یعنی تصاویر گل درشت اذیتش کند و قدر یک کلوزآپ یا لانگ شات خوب را بداند. گریه ها و خنده های تصنعی و زورکی را از واقعی تشخیص بدهد و بالاخره بفهمد که کدام مجموعه از لحاظ بصری بهتر است و بیننده ی آن شود.
حالا به سراغ سریال های ماه رمضان امسال برویم و ببینیم کدامشان این ویژگی را دارند که سطح سلیقه مخاطبش را بالاتر ببرند؟جواب البته هیچ کدام است.
سریال های شبکه های دو و پنج که تقریبا در دیده نشدن با هم مسابقه گذاشته اند. هر دو تای این مجموعه ها همه ی المان های لازم برای خسته کردن تماشاگر را دارند. مجموعه "مثل هیچ کس" یک داستان کهنه و قدیمی را روایت می کند که در یک خانواده کهنه و قدیمی هم اتفاق می افتد.( این خانواده دقیقا همه چیزشان از چهره و لباس و خانه و مشکلات و برخوردهایشان با یکدیگر و روابطشان کهنه و قدیمی است و خواهش می کنم این صفت را با خانواده سنتی اشتباه نگیرید!) هر چه بیشتر دنبال نکته ای برای تعقیب این سریال بگردید کمتر به نتیجه می رسید. سریال شبکه5 یعنی "مامور بدرقه" هم وضعیت چندان بهتری ندارد. البته چون قرار نیست مثل سریال شبکه دو جدی باشد طبیعی است که کمی قابل تحمل تر است اما اگر فکر کرده اید که سیروس گرجستانی و جواد رضویان به بامزه شدن سریال کمکی کرده اند سخت در اشتباهید. در واقع به نظر می رسد سازنده ی مجموعه از این دو چهره استفاده کرده که با یادآوری سابقه شان در سریال های قبلی و شخصیتشان در همان سریال ها مخاطبش را جذب کند و گاهی هم بخنداند!خلاصه این که در این دو سریال تقریبا هیچ نکته ی جذابی وجود ندارد چه در داستان و روایت و چه در ساختار، بالا بردن سلیقه و زیبایی شناسی که پیشکش!
سریال "روز حسرت" از هر نظر از دو سریال قبلی چند پله جلوتر است. دم دست ترین دلیلش هم طراحی صحنه و لباسش است که لااقل شبیه لباس هایی است که دوروبرمان می بینیم. و خب حضور بازیگرانی مانند فرامرز قریبیان و افسانه بایگان مردم را برای دیدن هر مجموعه ای کنجکاو می کند چه برسد که کارگردان مجموعه سیروس مقدم باشد که نمی دانم چه طور این کار را می کند ولی به هر حال هر چیزی که می سازد با خیل عظیم مخاطب رو به رو می شود. البته سریال چند فاکتور برای پربیننده شدن دارد از جمله قضیه ی دو همسری و کمی هم حضور عوالم ماورالطبیعه. اما "روز حسرت" را ببینید و در حسرت شنیدن یک دیالوگ خوب یا یک منطق داستانی درست و حسابی بمانید. تازه هنوز به قسمت ماوراالطبیعه ماجرا هم نرسیده ایم. این مجموعه به شدت از عدم شخصیت پردازی درست رنج می برد. شخصیت منفی ماجرا بیشتر دست و پاچلفتی است تا این که بدمن باشد و شخصیت های مثبت هم انقدر خوبند که اعصاب تماشاگر را به هم می ریزند. نه برای خوب بودنشان دلیل محکمه پسندی هست و نه برای بد بودنشان. دیالوگ ها هم تقریبا نزدیک به فاجعه است. برای اثباتش هم فقط کافی است چند تا از دیالوگ هایی را که قریبیان و بایگان یا پورسرخ و شریفی نیا خطاب به هم می گویند، بشنوید. شنیدنشان گاهی آدم را از خنده روده بر می کند. ولی به هر حال مقدم شگردی دارد که نمی گذارد سریالش پایین تر از حدی بیاید که تماشاگرش را کلا از دست بدهد. حالا این شگرد استفاده از بازیگران مطرح است یا پرداختن به سوژه های کمتر پرداخت شده، این دیگر به طور دقیق معلوم نیست.
اما "بزنگاه" که تا این جا بهترین سریال ماه رمضان است.(البته اگر با برخی حساسیت های ایجاد شده برایش مشکلی پیش نیاید که از روند طبیعی اش خارج شود!) به نظر می رسد بیشترین مخاطب را هم دارد که البته ساعت مناسب پخش آن را هم نباید نادیده گرفت که بهترین ساعت پخش در ماه رمضان را دارد. سریال عطاران کمدی واقعی است. به این معنی که هر قسمتش را که ببینید کلی سوژه و دلیل برای خندیدن، آن هم از ته دل، پیدا می کنید. انگار عطاران بعد از مهران مدیری تنها کسی است که قدر شوخی های خوب فیلمنامه اش را در اجرا می داند و آن ها را هدر نمی دهد. اما تفاوتش این است که مدیری حالا و به خصوص با دو سه مجموعه ی آخرش(مرد هزار چهره و باغ مظفر و ...) نشان داده که به آن مقوله ی زیبایی شناسی ابتدای بحثمان هم بی توجه نیست. باید ممنون مدیری باشیم که تماشاگر ما دیگر به هر چیزی نمی خندد و خنداندنش کار دشواری شده که از عهده ی هر کسی ساخته نیست به جز مثلا خود مدیری و بعد هم عطاران. مهمترین ویژگی "بزنگاه" این است که اصول اولیه ی کار درست است. بازیگران سر جای خودشان هستند و تکلیف سریال با خودش مشخص است. قرار است بخنداند و این کار را خوب هم انجام می دهد. کاربلد بودن عطاران هم اول از انتخاب بازیگرانش مشخص می شود. حمید لولایی می توانست تکراری و خسته کننده باشد(مثل یکی دو سریال دیگرش)ولی نیست. مرجانه گلچین با حضور فوق العاده و موثرش بعد از چند سال کشف خارق العاده ای به حساب می آید.(با این همه استعداد کمدی، حیف آن سال ها که در سریال های ملودرام بازی می کرد.) بازیگر خردسال مجموعه هم پدیده ای است. شیرین و بامزه است و از لوس بازی ها و حماقت های معمول بچه های سریال ها ندارد. اهمیت بازیگران خوب مجموعه هم به خاطر جنس شوخی های فیلمنامه است. سروش صحت همیشه شوخی های بامزه ای در آستین دارد اما شوخی هایش در اجرا خودشان را نشان می دهد. شوخی کلامی نیستند بلکه بیشتر متکی بر چهره و حالات بازیگران هستند.(فقط یک بار به مرجانه گلچین نگاه کنید که حین گفتن دیالوگش لب به دندان می گزد تا ببینید اگر همین حرکت نبود چقدر دیالوگ بیمزه از آب در می آمد و حالا چقدر خنده دار است). عطاران ریتم را هم خوب متوجه می شود. سریالش یکدست و با ریتم خوبی پیش می رود. هیچ صحنه ای را بیش از اندازه کش نمی دهد(چیزی که در سریال های مناسبتی به خصوص خیلی دیده می شود). مثلا دعواهای میان صابر و نادر خیلی به موقع قطع می شوند.
تا این جا که "بزنگاه" همه ی فاکتورهای یک سریال مناسبتی خوب را دارد. یعنی هم تماشاگر را جذب می کند و هم راضی اش می کند. و در این شرایط و با نگاه به بقیه ی مجموعه ها همین هم نعمت بزرگی است. اما کاش سازندگان "بزنگاه" پا را فراتر از این می گذاشتند. کاش در کنار راضی نگه داشتن مخاطب، در روایت و ساختار مجموعه شان هم ابتکاری به خرج می دادند. به زیبایی بهای بیشتری می دادند. عطاران استعداد تجربه دنیاهای بزرگتر را دارد. کاش درجا نزند.


منبع خبر : سینمای ما

بازیگری که کارگردان و خواننده و پدیده شد + گزارش مردمی از همیشه پای یک زن در میان است

            مرور کارنامه مهران مدیری

      بازیگری که کارگردان و خواننده و پدیده شد

مهران مدیری هنرمندی است که در عرض دو دهه توانسته عرصه‌های متنوع هنری را تجربه کند و همواره مورد توجه مخاطب قرار گرفته و این جایگاه را برای خود حفظ کند.

 مهران مدیری را می‌توان هنرمندی چندوجهی دانست که برجسته شدن فعالیت‌های سینمایی‌اش در سال 87 بقیه وجوه او را مورد توجه دوباره قرار می‌دهد. بخصوص که اوبا حضور در برنامه "مثلث شیشه‌ای" پس از مدت‌ها حضور در یک برنامه زنده تلویزیونی را تجربه کرد و در جذب مخاطب از طریق فرستادن پیامک‌ توانست رکوردی جدید از خود بجا بگذارد.

مدیری فعالیت هنری را با بازیگری تئاتر آغاز کرد و از تجربه این سال‌های او می‌توان به "خاکسترنشین"، "چشم بندان"، "یک طنز و یک غم آور"،‌ "محاکمه خودم برای خودم" و "پلنگ نادان" اشاره کرد. او به عنوان بازیگر با رادیو نیز همکاری داشته و آهنگسازی برای یک نمایش صحنه‌ای را نیز تجربه کرده است.

پدیده مهران مدیری سال 72 با کارگردانی برنامه طنز تلویزیونی "نوروز 72" به مخاطب شناسانده شد. مجموعه آیتم‌های طنز که با حضوری گروهی جوان تازه‌کار از بازیگر، نویسنده و ... توانست در عرصه راکد طنزهای تلویزیون اتفاقی ویژه را رقم بزند و تا امروز هم در ذهن مخاطب باقی بماند.

او که به عنوان بازیگر در تعدادی از این آیتم‌ها به ایفای نقش هم می پرداخت، تجربه مشترک کارگردانی / بازیگری را با  مجموعه‌های "ساعت خوش"، "پرواز 57" و ... پی گرفت و شیوه‌ای از برنامه سازی را در تلویزیون ایران جا انداخت که هنوز هم قابل ارجاع برای پیگیری روند تغییر و تحولات در عرصه طنز تلویزیونی است.

مدیری هر چند از همان ابتدا خود را به عنوان بازیگر / کارگردان طنز معرفی کرد ولی نه خودش در قالب محدودکننده این دو عنوان باقی ماند و نه تلاش کرد خود را در عرصه موفقیتی که به دست آورده بود، محدود کند. به این ترتیب بود که او با ساخت چند مجموعه آیتم موفق درصدد تغییر در ساختار برنامه‌هایش برآمد. این زمانی بود که او در کنار آیتم‌هایی با تم و مضامین مختلف به خلق یک خط مشترک داستانی در برنامه‌هایش پرداخت.

مجموعه "پلاک 14" حاصل این تغییر ساختار بود که ماجراهای کاراکتر مهران و مریم (مهران مدیری و لاله صبوری) را با عنوان یک زوج محوری در بین آیتم‌های طنز پی می‌گرفت و مورد توجه مخاطب هم قرار گرفت. در برنامه "ببخشید شما" هم نوعی دیگر از تغییرات ساختاری در برنامه سازی را مورد توجه قرار داد که شامل گفتگوی حضوری مدیری با افراد موفق در مشاغل مختلف به عنوان محور اصلی هر قسمت در کنار نمایش آیتم‌های طنز بود.

مدیری پس از این تجربه‌ها گامی بلندتر را برای رسیده به ایده‌آل‌هایش برداشت و پایه‌گذار یکی از اولین و موفق‌ترین مجموعه‌های طنز 90 شبی در تلویزیون شد. هر چند مهران غفوریان با ساخت "زیر آسمان شهر" به نویسندگی رضا عطاران 90 شبی‌ها را به مخاطب شناسانده بود، ولی مدیری با ساخت "پاورچین" به نوعی هویت نویسنده را در عرصه این تولیدات تثبیت کرد و از آن پس بود که به نوعی مخاطب عادت کرد قبل از تماشای هر قسمت از سریال‌های 90 شبی در جستجوی نام نویسنده‌ها باشد.

در واقع سنگ بنای دو ضلع موفق مثلث طلایی برنامه‌سازی در تلویزیون ایران با این مجموعه گذاشته شد که مدیری و پیمان قاسمخانی در مقام کارگردان / بازیگر و نویسنده یکدیگر را پیدا کردند و بعدتر با رفتن مدیری به شبکه پنج، ضلع سوم این مثلث یعنی شبکه سوم شکل گرفت. مدیری در این مجموعه با ایفای نقش فرهاد برره خود را در قالب شخصیتی سمپاتیک در عرصه مجموعه‌های دنباله‌دار هم محک زد و پاسخی مناسب هم از مخاطب گرفت.

هر چند 90 شبی بعدی او با عنوان "نقطه‌چین" نتوانست مخاطب را همچون کار قبل راضی نگه دارد و شاید بخشی از آن به حضور نداشتن پیمان قاسمخانی به عنوان سرپرست نویسندگان بازمی‌گشت، اما این مجموعه در همان زمان توانست مخاطب را جذب کند. او این بار هم با بازی در نقش کاراکتر اردلان به عنوان بازیگر هم در تعامل با مخاطب قرار گرفت.

این مجموعه با توجه به بازخورد مخاطب از ماجراهای یک کارآگاه پلیس و دستیارش فاصله گرفت و خیلی زود همان ساختار آپارتمانی را پی گرفت. ضمن اشاره به این نکته که "پاورچین" و "نقطه‌چین" با ساختار اپیزودیک نوعی خاص از داستانگویی و روایت را در عرصه مجموعه های طنز پیگیری می‌کردند.

مدیری برای کار بعدی خود مجموعه مناسبتی "جایزه بزرگ" را برای نوروز ساخت که باز هم ضلع دوم این مثلث حضور نداشت و او با نویسندگی سروش صحت و محمدرضا آریان این مجموعه را با ساختار سریالی روانه پخش کرد. به این ترتیب او با پرهیز از تکرار قالب آشنای اپیزودیک،‌ به ساختار روایی دنباله‌دار روی آورد که با توجه به قالب مناسبت نوروز و 13 قسمتی شدن تجربه‌ای خاص محسوب می شد و البته مدیری با ایفای نقش بیژن باز هم مورد توجه مخاطب بود.

تثبیت مثلث طلایی مدیری / قاسمخانی / شبکه سوم با مجموعه بعدی او در مقام کارگردان / بازیگر شکل گرفت. "شب‌های برره" را می‌توان در مجموعه کارهای وی به عنوان اثری شاخص معرفی کرد. نکته‌ای تازه که مدیری را دوباره به عرصه طنز نود شبی اپیزودی کشاند، مقطعی بی‌زمان و مکان تحت عنوان برره و مردمانش بود که برای او و گروهش چالش برانگیز بود

خلق یک اجتماع خیالی با مناسبات، سنن، فرهنگ، زبان و ... مختلف در "شب‌های برره" به قدری در وجوه مختلف این مجموعه مورد توجه قرار گرفت که بیش از هر چیز کار مشکل نویسندگان را در رویکرد به اقتباس و ارجاعات اجتماعی / انتقادی برجسته کرد.

پیمان قاسمخانی با قرار گرفتن در سمت سرپرست نویسندگان متن‌های گروهی از نویسندگان را از فیلتر خود گذراند و باعث یکدستی در قصه‌ها و علاوه بر این برجسته کردن نقش نویسنده حتی در دید مخاطب شد. مدیری با ایفای نقش شیرفرهاد برره در این مجموعه باز هم توانست رضایت مخاطب را از حضور خود در مجموعه‌هایش به دست آورد.

مدیری مجموعه بعدی خود را هم با تکیه بر همین مثلث طلایی تولید کرد ولی باز هم در عرصه طنز نود شبی، یک برگ برنده را برای خود در نظر گرفت. "باغ مظفر" با ارجاع به مقطعی از تاریخ ایران و مناسبات آشنای آن توانست باز هم رویکردی غیر تکراری در کارنامه سازندگانش محسوب شود. هر چند حجم تبلیغات در این مجموعه هم نویسندگان را در فشار قرار داد و هم برای مخاطب چندان خوشایند نبود. مدیری با ایفای نقش خان مظفر همچنان مورد علاقه مخاطب تلویزیونی بود.

او بعد از این مجموعه، سی دی‌های "گنج مظفر" را برای شبکه‌های نمایش خانگی تولید کرد و بالاخره نوروز 87 را با همان مثلث طلایی به خانه‌های مردم آمد. مجموعه "مرد هزار چهره" علاوه بر اینکه از حیث فیلمنامه نویسی سریالی گروه نویسندگانش چالش برانگیز بود، به جهت آوردن قصه به زمان حال و شوخی با مشاغلی چون پزشکی، نیروی انتظامی، شاعری و مافیا بیشترین عرصه را برای انتقاد از او و گروهش فراهم کرد.

جالب اینکه در جدیدترین نظر سنجی زنده انجام شده در برنامه "مثلث شیشه‌ای" که جمعه سوم خرداد با حضور مدیری صورت گرفت، مخاطبان بیشترین رأی را به "مرد هزار چهره" دادند که به نوعی حکم تأیید به هنر او در ایفای نقش مسعود شصتچی و تجربه گرایی او هم هست که در جای خود جالب است.

اما وقتی هنرمندی پدیده لقب می گیرد به نظر می‌آید باید وجوه دیگری را نیز از خود به نمایش بگذارد. مهران مدیری بازیگری را تنها محدود به حضور در مجموعه‌های طنز خود نکرد و در همان سال‌های آغازین فعالیت به تبع همه بازیگران عرصه‌های جدی و کار در مجموعه و فیلم‌های کارگردانان دیگر را نیز تجربه کرد.

او تجربه بازی در مجموعه "باغ گیلاس" مجید بهشتی را در پرونده دارد که یک نقش جدی بود و نتوانست چندان مورد توجه قرار بگیرد. او همچنین بازی در مجموعه "دردسر والدین" مسعود نوابی را در کنار فاطمه گودرزی دارد که استقبال از آن نشان داد علاقمندان به این بازیگر او را در نقش‌های طنز بیشتر می‌پسندند.

به گزارش مهر ، مهران مدیری از عرصه سینما هم غافل نماند و هر چند هنوز هم در انتظار فرصت مناسب برای کارگردانی در سینماست، بازی در فیلم‌های دیگر کارگردانان را نیز تجربه کرده است. فیلم سینمایی "دیدار" محمدرضا هنرمند در سال 73 ساخته شده و هر چند به اکران عمومی در نیامد ولی برای بازیگر مقابل مدیری یعنی مینا لاکانی سیمرغ بلورین را به ارمغان آورد.

در این فیلم مدیری در نقش رزمنده‌ای بازی کرد که به جبهه می‌رود و این موقعیت انتظار برای نامزدش که اقلیت مذهبی است چالش برانگیز می‌شود. به خاطر نوع رویکرد کارگردان به اقلیت‌های مذهبی این فیلم از اکران دور ماند ولی تصویر این بازیگر در نقش جبهه‌ای یکی از مواردی بود که در برنامه "مثلث شیشه‌ای" مخاطب را متعجب کرد.

فیلم کمدی "توکیو بدون توقف" سعید عالم‌زاده که سال 81 ساخته شد نیز حضوری دیگر از مدیری را ثبت کرد که این بار هم با تکیه بر وجه طنز و کمدی توانست مخاطب را جذب کند. مدیری در سال جدید دو فیلم سینمایی در پرونده دارد که "دایره زنگی" پریسا بخت‌آور هنوز بر اکران سینماهاست و "همیشه پای یک زن در میان است" کمال تبریزی اکران سوم گروه سینمایی قدس پس از "تیغ‌زن" است.

هر دو فیلم آثاری در عرصه طنز و کمدی هستند که البته نقشی که او در "همیشه ..." ایفا کرده با توجه به فضای فانتزی فیلم و شخصیت‌پردازی اغراق شده یک وکیل ضد زن که دچار تحول می‌شود، به یاد ماندنی و متفاوت از نقش آفرینی‌های قبلی او بوده است.

وقتی هنرمندی پدیده لقب می‌گیرد به نظر می‌آید باید وجوه دیگری را نیز از خود به نمایش بگذارد. مهران مدیری جز عرصه بازیگری و کارگردانی، عرصه موسیقی را هم تجربه کرده است. او که علاقه‌ای خاص به خوانندگی دارد پا به این عرصه هم گذاشته و با اجرای کنسرت و انتشار آلبوم،‌ برای چند فیلم و مجموعه هم آواز خوانده است.

ترانه تیتراژ پایانی فیلم سینمایی "همنفس" مهدی فخیم زاده، ترانه تیتراژ ابتدایی "شب‌های برره" و "باغ مظفر" از فعالیت‌های این هنرمند در رشته موسیقی است که به خاطر همه این وجوه پدیده لقب گرفته است.

منبع : مهر


         گزارش مردمی از همیشه پای یک زن در میان است

برای اكران همیشه پای یك زن در میان است به سینما های مختلف رفتیم از مناطق مختلف تهران و با اقشار مختلف صحبت كردیم

نظر شون در مورد فیلم پر سیدیم و بازی مهران و مقایسه بازی مهران با دایره زنگی و سریال ها

برای مردمی كه هنوز مرد هزار چهره را به خاطر دارند و هنور مهبوت سكانس داد گاه مهران هستند بازی مهران براشون جالب بود

منطقه 15

پنج شنبه

ساعت 3:30

كسانی كه به سینما امده بودندعموا قشر چوان بودند هر چند می شد كسا نی كه همراه خانواده امده بودند نظاره كرد

همه قبل از ورد به سینما از مهران تعریف میكردند و عكسهای فیلم براشون جالب بود در طول نمایش فیلم

نیمه اول فیلم جالب بود و با طنز های كه داشت صدای خنده جمعیت می امد بیشتر افراد مشغول تماشای فیلم بودند گ

اما در نیمه دوم كمتر كسایی رو پیدا میكردی كه 100% محو فیلم باشند یم جور خستگی یا سر در گمی در انها مشهود بود

هنگام خروج از سینما خوب میشد گفت انچنان راضی نبودند و با توجه به حجم تیلبغات و عكسها اتنظار داشتند نقش مهران پر رنگ تر باشه

از بازی مهران و نقشش راضی نبودند

70% نقش مهرانو دو ست نداشتند و از داستان فیلم ناراضی بودند

30%  راضی بودند میگفتند نقش مهران كمی عجیب بود و لی باز مدیری

از این افراد كه ما سوال كردیم

قشر دانشجو وجوان از سر در گمی خودشون میگفتند بخصوص انهایی كه کتاب غیر قابل چاپ رو خونده بودند ومیگفتند نوع دیالو گها دور از ذهن و چنین چیز های كمتر در جامعه ما رخ میده و

مقام مقایسه نقش مهران در دو فیلم

دایره زنگی مهران بیشتر چند تكه انداخت و حضوری منفعل نداشت

در این فیلم ان اون تیپ جدید كه با نوع تبلغیات كه میخواستند مهران برای ما هیبیی جدید داشته باشه جدید بود و لی نامانوس بود برای ما غریبه بود و تااخر هم غریبه موند

 

بقیه كه افراد  كه د ارای شغلهایی مثل كار مند . زنان خانه دار و شغل ازاد بودند نمتوانسته بودند با فیلم ار تباط برقرار كنند وقتی دلیل امدنشون به سینما می پر سیدیم وجود مهران مدیری و گل شیفته فراهانی در فیلم بیان میكردند ..............

سینما ملت

میدان شهدا

 ساعت : 4:30

یكشنبه

در این ساعت 90% جوان بودند و بقیه خانمهایی بودند كه یبا فرزندانشان به سینما امده بودند كمتر یك خانواده كاملو میشد دید

خوب در روز های اغازین هفته بود و طبیعیم بود

وقتی از سینما خارج شدند جوانان با شوخی چند دیالوگ مهرانو به دو ستان خود میگفتند...................

و با در مورد فیلم خوب میگفتند برامون جالب بوده و لی نقش ها با هم خونی نداشت یك جور عدم ار تباط تو داستان بود

و ما كمی سر در گم میشدیم

و نه بازی مهران برای ما جذابیت نداشت اون تیپ ال كاپون و نوع دیالوگ و تغییر 180 در جه ای در اخر داستان خوب مهران ما نبود

و قتی ازشون در مورد مقایسه نقش مهران در دایره زنگی و همیشه پای یك زن در میان است سوال كردیم میگفتند در دایره زنگی مهران همون فر هاد بود و لی  خوب اینجا نشناختیمش خودش نبود ...بهش نمی امد نقش خوب نبود دو ستش نداشتیم

ما از این وكیل خوشمون نیو مد .....................................................

 

میدان و لی عصر

دو شنبه

ساعت 5:30

در این بین 100% جوان بودندو با دو ستان خود به صورت اكپی یا دوبه دو به سینما امده بودند

بعداز پایان فیلم چهره انها انچنان خندان نبود میشد گفت كمی مبهوت بو.دند . به قول چندین نفرشون خسته بخصوص از نیمه دوم فیلم كه كسل كننده بوده

اما انچه این جوانان بیان كردند

میگفتند با توجه به تبلغات حتی عكس روی پرده نقش مهران خیلی كمتر از انچه انها تصور میكر دند بوده و میگفتند خوب این یك بازی تیبلغاتی بوده

میگفتند این وكیل كه مار برگردن داره و جملات قصار ضدزن بیان مكینه سیگار برگ میكشه تر كیبی از همفری بو گارت ال كاپون رو ما نشناختیم مهران نبود نتو نستیم بهاش ار تباط بر قرار كنیم میشه گفت دو ستش نداشتیم اكثقریت میگفتند ماهنوز عاشق مرد هزار چهره ایم و ای این جناب و كیل خوب نه ازش خوشمون امد نه بو بخصوص با تغییر لحظه ایی اخر فیلم

در مقام مقایسه در نقش مهران در دایره زنگی و همیشه پای یك زن در میان است

نوع متفاوت بدون بیان میكردند میگفتند در دایره زنگی مهران همون فر هاد

و لی اینجا تمام تلاشش كزده كه متفاوت باشه خوب متفاوتم هست اون موفق شده و لی خوب ار تباط لاز مو این نقش نتو نسته با ما بر قرار كنه

البته عدهایم میگفتند ما به نقشهای قبلی مهران عادت كردیم برای همین این قشش برامون عجیب و لی اون عالی بازی كرده

كه باز چند جوان گفتند ما از نوع بازی نمگیم از عذدم ار تباط نقش میگیم كه این به ضعف فیلم نامه بر میگرده

در كل سیتماهایی كه مار فتیم و سوال كردیم كه چندین سینمای دیگه هم هست و لی حر فها تكرای و در همین حد میشد نتیجه گیری كرد كه

1-   نزدیك 90% نتونسته بودند با نقش مهران ار تباط بر قرار كنند نه تناه با نقش مهران كه با د استان فیلم

2- نقش مهرانو دو ست نداشتند و براشون نامانوس بود و لی همگی بر اینكه مهران نقشو خوب بازی كرده تاكید داشتند فقط نوع نقش دوست نداشتند

3- در مقام مقایسه با دایره زنگی و همیشه پای یك زن در میان است : نقش مهران در دایره زنگی كه از داستان فیلمدایره زنگیم راضی نبودند

و همیشه پای یك زن در میان است بازی مهرانو در دایره زنگی كوتاه و انگار فقط برای تنیكه انداختن امده میدانستند و این و كیل پر مدعا كه اخر سر هم تمام حر فاشو فراموش میكنه ود سه سوت تغییر رویه میده

متفاوت و لی غیر قابل لمس میدونستند ...................

 

 با تشکر از تینا خانم برای تهیه گزارش


  

                    «بزنگاه» ضعيف‌ترين كار عطاران است

خبرگزاري فارس: يك منتقد سينما و تلويزيون معتقد است مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» ضعيف‌ترين كار «رضا عطاران» در مقام كارگرداني محسوب مي‌شود.

                  

منوچهر اكبرلو در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: سريال «بزنگاه» تا اينجا نسبت به كارهاي ديگر رضا عطاران ضعيف‌ترين كار او به شمار مي‌رود چرا كه براي خنده‌گيري از تماشاگر از تمهيداتي استفاده مي‌كند كه بسيار نخ نما شده است و حتي نمونه‌هاي اين شوخي‌ها را در فيلم فارسي‌هاي دهه 40 در سينماي پيش از انقلاب شاهد بوده‌ايم.
وي افزود: به نظر مي‌رسد رمز موفقيت عطاران در كارهاي قبلي نقد رفتارهاي اجتماعي ايرانيان به زمان طنز بوده است.اما در اين مجموعه ديدگاه مشخصي براي اين نقد اجتماعي وجود ندارد و صرفا مضمون مكرر دعوا بر سر ميراث را عرضه مي‌كند. عطاران در اين كار خلاف آثار پيشين صرفا متكي بر توانايي‌هاي بازيگري بازيگران كمدي است و طبيعي است كه بازيگر كمدي صرفا در بستر موقعيت‌هاي جذاب است كه مي‌تواند ابتكارات خود را عرضه كند.
اكبرلو تصريح كرد: در كارهاي پيشين «رضا عطاران» نقد رفتار اجتماعي وجود دارد اما در اينجا هدف صرفا شوخي است و از آنجائيكه ديدگاهي وجود ندارد، اين شوخي‌ها هيچ گاه به نقد تبديل نمي‌شود.در نتيجه تاثير آن صرفا در حد هجو و ضد ارزش تلقي شدن آن آداب اجتماعي تلقي مي‌شود. تاثير نهايي آن هم هجو ارزشهاي اجتماعي است بدون آنكه با نقد صحيح، پيشنهاد اصلاحي براي آنها وجود داشته باشد.
وي درباره تاثير نتيجه‌گيريهاي مثبت سريال‌ها و تاثير آن بر مخاطب در مقابل القاءات منفي كه در طول پخش به مخاطب ارائه مي‌شود، گفت:آنچه از تركيب دانش روانشناسي و نحوه تاثير‌گذاري هنر سينما وجود دارد، اين است كه اين گونه بيان مضمون هيچ گاه به انتقال مفهوم منجر نخواهد شد و تماشاگر صحبت شدن درباره اين مضامين را تحمل مي‌كند، اما صرفا به جنبه سرگرم كنندگي كليت اثر توجه مي‌كند.نتيجه آنكه هيچ گاه پيام مورد ادعاي توليد كننده اثر منتقل نخواهد شد.
وي گفت: گرچه در اين گونه كارها به طور آشكاري حتي تماشاگر عام متوجه مي‌شود كه هدف اصلي نه انتقال پيام بلكه فقط توليد يك اثر تفنني است.اين امر هم در قصه و هم شيوه كارگرداني خود را نشان مي‌دهد.بنابراين مي‌ماند ادعاي تهيه‌كننده و مديران شبكه‌ها كه اظهار مي‌دارند اين گونه آثار را براي حل مشكلات اجتماعي توليد كرده‌اند. اما در نهايت هم تماشاگر خاص و نيز تماشاگر عام اين ادعاها را هرگز جدي نگرفته‌اند.


                         

                هنوز ۶ قسمت نگذشته انتقادات شروع شد

طي نامه‌اي از سوي مظفر به ضرغامي صورت گرفت:

انتقاد شوراي نظارت بر صداوسيما از سريال‌هاي ماه رمضان

خبرگزاري فارس: رئيس شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما در نامه خود به رئيس سازمان صدا و سيما آورده است: پخش اين سريال‌ها مورد اعتراض بسياري از مردم مومن قرار گرفته است.

                          

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي شوراي نظارت بر صدا و سيما، حسين مظفر طي نامه‌اي خطاب به سيد عزت‌الله ضرغامي ضمن ايراد و انتقاد كلي بر پركردن اوقات مفيد و حياتي مومنين در شبهاي ماه مبارك رمضان به صورت حجمي اعلام كرد: پخش اين سريال‌ها مورد اعتراضي بسياري از مردم مومن قرار گرفته است.
در بخش ديگري از اين نامه آمده است: در بررسي‌هاي اوليه و اجمالي كارشناسان شوراي نظارت از سريال‌هايي كه در شب‌هاي ماه مبارك رمضان پخش مي‌شود، ايراد و انتقاد كلي بر پر كردن اوقات مفيد روزه‌داران در ايام معنوي شب‌ها به‌صورت حجمي -كه مي‌بايست بيشتر به دعا و نيايش و سازندگي‌هاي معنوي و روحي و حضور در مساجد سپري شود- وارد است.
وي پخش حجمي اين سريال‌ها را مورد اعتراض بسياري از مردم مؤمن دانست و با اشاره به پيام‌هاي منفي برخي از اين سريال‌ها اظهار اميدواري كرد: اشكالات وارده به محتواي اين سريال‌ها در قسمت‌هاي بعدي اصلاح شود.

*مظفر: قبح شكني مقوله اعتياد، تكرار مكرر الفاظ زشت و ناروا از اشكالات اساسي سريال بزنگاه
رئيس شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما طي نامه‌اي خطاب به عزت‌الله ضرغامي سريال بزنگاه را كه از شبكه سوم سيما پخش مي‌شود داراي اشكالات اساسي دانست.
حسين مظفر در نامه‌اي خطاب به رئيس سازمان صدا و سيما اظهار اميدواري كرد برخي پيام‌هاي منفي در قسمت‌هاي بعدي اين سريال اصلاح شود.
حسين مظفر تكرار الفاظ زشت و ناروا و نمايش تصويري پرخاشگر و غيراخلاقي از روابط افراد خانواده نسبت به يكديگر و نگاه سمپاتيك به معتاد و حساسيت زدايي و قبح شكني نسبت به مقوله اعتياد را از اشكالات اساسي اين سريال اعلام كرد.
وي تمسخر غيرمستقيم مراسم عزاداري و نيز سوگواري پيشوايان اسلامي، لوث نمودن آئين و مراسم تشييع جنازه و عزاداري مسلمانان، توهين به اذكار و مفاهيم ديني چون تهليل، تمحيد، نمايش تصويري مذموم از بانوان چادري، نمايش چهره‌اي مذموم و زشت از طبقات متوسط و پايين اقتصادي را از اشكالات اساسي سريال بزنگاه دانست.
مظفر در پايان اين نامه از ضرغامي درخواست كرد نتيجه بررسي سازمان صدا و سيما هر چه سريع‌تر به شوراي نظارت منعكس شود

 

فروش ۱۴میلیونی همیشه پای یک زن در میان است در مشهد

فروش ۱۴میلیونی همیشه پای یک زن در میان است در مشهد

 

در هفته اول شهريور 87 فروش «هميشه پاي يک زن در ميان است» به 14ميليون تومان در مشهد رسيد.
به گزارش ايلنا و به نقل از روابط عمومي اداره فرهنگ وارشاد اسلامي مشهد "هميشه پاي يک زن در ميان است" يازدهمين فيلم کمال تبريزي از شنبه دوم شهريورماه در سينما آفريقا اکران شد و پس از 7 روز نمايش 11ميليون و45هزار تومان فروش کرد.
سينما سيمرغ 5 با فروش دوميليون هشتصد و نود هزارتومان ، سينما قدس 1 با فروش يک ميليون و 160هزار تومان به ترتيب سينما هاي دوم وسوم در اکران اين فيلم بودند.
همچنين فيلم "انعکاس" چهارمين فيلم رضا کريمي هفته گذشته در سينما هويزه 4ميليون و790هزار تومان ودر سينما سيمرغ 1 ،يک ميليون و70 هزار تومان فروش داشته است.
"10 رقمي" ششمين فيلم همايون اسعديان به تهيه‌کنندگي منوچهر محمدي بر اساس فيلمنامه عليرضا محمودي است که در سينما نسترن اکران شد و پس از 7 روز نمايش 4ميليون و500هزار تومان فروش کرده است وهمچنين سينما سيمرغ چهار ، با فروش يک ميليون و240 هزار تومان اين فيلم را اکران کرد.
همچنين "فيلم زن ها فرشته اند" دومين ساخته شهرام شاه حسيني در سينما ياسمن اکران شد که يک ميليون و880هزار تومان فروش رفت و همچنين سينما سيمرغ دوهمين فيلم را با 800 هزار تومان فروش کرده است.
"حس پنهان" نيز به عنوان اولين فيلم بلند سينمايي مصطفي رزاق کريمي در سينما قدس 2اکران شد و پس از 7 روز نمايش 380 هزار تومان فروش داشت.


              نگاهی به فیلم همیشه پای یک زن در میان است

                     021090.jpg

                  

[پويان باقرزاده]
كمال تبريزى كارگردان اين روزهاى سينماى ايران است كه هيچگاه نمى توان تكرار يك فرم و ساختار را در كارهايش پيدا كرد. شاهد اين ادعا كارنامه سينمايى وى است، كه پر از تجربيات متفاوت و معمولاً موفق در ژانر و فرم است. (مهر مادرى، شيدا، ليلى با من است، گاهى به آسمان نگاه كن، مارمولك، يك تكه نان يا حتى سريال شهريار) او حتى مى تواند از يك سفارش هم فيلمى قابل قبول بسازد (فرش باد را كه يادتان نرفته) شايد همين خصوصيات، او را كارگردانى جذاب و پرطرفدار كرده است كه هميشه فيلم هايش را در كانون توجه قرار داده. او از معدود كارگردان هايى است كه اين سال ها توانسته بعضى از خط قرمزها را بشكند و باعث ايجاد فصل هاى جديد، چه از نظر جسارت و چه از نظر گيشه، براى سينماى ايران شود. فيلم «هميشه پاى يك زن در ميان است» آخرين ساخته وى، كه برگرفته شده از كتاب «غيرقابل چاپ» (سيدمهدى شجاعى) است، هم اكنون به صورت گسترده در سينماهاى كشور در حال نمايش است، اين فيلم توانست جايزه بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را در بيست وششمين جشنواره فيلم فجر از آن خود كند. كمال تبريزى اين بار، با يك شيوه جديد ساختارى (كه به واقع نمونه اش را در سينماى ايران كم ديده ايم) سراغ فضايى فانتزى و كاريكاتورگونه رفته كه پر از اغراق هاى بصرى است.
فيلم با پرداختى كميك به بررسى لايه هاى اجتماعى و گذر زنان از جامعه اى سنتى به جامعه مدرن مى پردازد و در پى بيان مشكلات زنان در چنين شرايطى است. تبريزى در «هميشه پاى يك زن در ميان است» جامعه اى را زير سؤال مى برد كه به ظاهر اخلاق گراست اما در باطن، پشت هر رابطه اى سوءتفاهمى را نهفته دارد. چنان كه بعد از جدايى مريم (با بازى گلشيفته فراهانى) از همسرش به يك باره نگاه جامعه به او عوض مى شود و شكلى زننده به خود مى گيرد، سعى كارگردان اين بوده كه با بزرگنمايى در فرم و بيان اين مشكل اخلاقى را به صورتى همه گير به تصوير بكشد. فيلم «هميشه.‎..» در مسير روايت خود، به دليل عدم قوت مايه اوليه داستان براى تبديل شدن به يك فيلم بلند به ناچار به داستان هاى فرعى پناه مى برد و سعى مى كند در اين داستان هاى فرعى به مشكلات جامعه بپردازد يا حداقل طعنه اى ناچيز بزند، درست همين جاست كه مشكلات اصلى فيلم شروع مى شود. به طورى كه ساختار داستانى به هم مى ريزد و دچار چندپارگى مى شود كه حاصلش پيچيدگى و گنگى در مسير روايتى داستان است. حتى بعد از طلاق مريم و اميد (با بازى حبيب رضايى) فيلم به يك باره دو تكه شده، بخشى به مسئله قرار گرفتن يك زن مطلقه در جامعه و مشكلات آن مى پردازد و در بخش ديگر اميد در جست وجوى پرى طلعت پور است. نويسنده نمى تواند پيوندى درست و خطى سرراست و مستقيم بين داستان هاى فرعى فيلم و مايه اصلى فيلم برقرار كند. تا جايى كه موقعيت هاى كميك به جاى شكل گيرى در فيلمنامه تبديل به تك گويى هاى كميك و تك صحنه هاى سطحى مى شود كه عملاً در پيشبرد داستان نقشى ندارد (مثل تيرى كه در سالن ورزشى سربسته رها مى شود و در حياط به دست آبدارچى مى خورد!) اين مشكلات و عدم انسجام فيلمنامه باعث مى شود كه فيلم در مسير روايتى خود ريتمى كشدار پيدا كند و اين جريان كميك است كه با اتكا بر چند ديالوگ طنز فيلم را جلو مى برد.
همين آشفتگى هاى روايتى باعث مى شود فيلم در فصل پايانى به طرز غيرقابل باورى ساده انگارانه پيش رود و كارگردان توانايى جمع كردن اين حجم از اتفاقات فرعى را در مسير اصلى داستانى فيلم نداشته باشد. فيلم با اين ديالوگ كه: «خيلى ها پرى طلعت پور مى شوند، كه در زمان ها و مكان هاى مختلف فرق مى كنه» و به تصوير كشيدن چند صحنه كه به هيچ وجه گره گشا و رمزگشاى پرسش هاى بيشمار روايى داستان نمى شود، به پايان مى رسد. پايان فيلم پر از دستپاچگى است كه بر آشفتگى بيشتر فيلم دامن مى زند و به ناگاه، تمام فرم و فضاى مثبت فيلم را از هم مى پاشد. شخصيت اميد (با بازى حبيب رضايى) ترسيم درستى ندارد و يا حتى شخصيت جاهد (با بازى مهران مديرى) عملاً در پيشبرد فيلم مؤثر نيست.
كاراكتر مريم هم با وجود بازى قابل قبول گلشيفته فراهانى در اواسط فيلم دچار همان آشفتگى فيلم مى شود و تأثير و قدرتش در خط داستان چرخش هاى عجيبى پيدا مى كند به طورى كه در فصل پايانى اصلاً باورپذير جلوه نمى كند.اما از طرف ديگر حضور قدرتمند رضا كيانيان و حسن معجونى در فيلم قابل تقدير است كه توانسته اند با بازى هاى محكم و استوار كاراكترهاى غلو شده خود را در راستاى فرم و فضاى فيلم، بى نقص به نمايش بگذارند.اما فيلم از نقاط عطف و صحنه هاى عميق و زيركانه اى نيز برخوردار است. سكانس محضر ازدواج و طلاق، شاه فصل فانتزى فيلم است كه از چيدمان درستى نيز برخوردار است. (محضرى با باجه هاى مختلف كه به تمام زبان هاى دنيا صيغه مى خوانند!!) و يا حتى سوپرماركتى كه شاهد كرايه مى دهد!! سكانس پاسگاه نيز با بازى خوب حسن معجونى بسيار دقيق و سنجيده و زيركانه چيدمان شده است.
فيلم از موسيقى قابل تأملى برخوردار است، موسيقى متفاوتى كه آريا عظيمى نژاد ساخته در راستاى اهداف دراماتيك فيلم بسيار تأثيرگذار جلوه مى كند.
نكته ديگر درباره فيلم «هميشه پاى يك زن در ميان است» تيتراژ آن است. مسئله اى كه در سينماى ايران معمولاً به آن توجه نمى شود. اما در اين فيلم تيتراژها بسيار خلاقانه است به طورى كه در تيتراژ پايانى تماشاگر تا لحظه آخر در سالن سينما مى نشيند.

 

 

تهران شهر بی آسمان و سریالهای ماه رمضان

تهران شهر بی آسمان

    

از وقتی که پریسا بخت آور در تلویزیون دو سریال « من یک مستاجرم » و « پشت کنکوری ها » را ساخت می شد حدس زد که میل و علاقه ی فیلمساز به کمدی های بزن بکوب و شلوغ که تعدد قصه و بازیگرش دست کارگردان را برای گره افکنی ها باز می گذارد ؛ بیشتر است . کمدی هایی که سرآمد همه ی آنها در مدیوم سینما متعلق به داریوش مهرجویی است و اصول رعایت این گونه ی سینمایی « اگر بتوانیم آن را یک ژانر سوا تعریف کنیم » به نحوی است که همه چیز در قالب بزرگتر و پررنگتر دیده می شود و جزئیات هیچ کارکردی ندارد.
حسن پرداختن به این گونه کارهای تیمی که تعدد تیپ ها و کاراکترها در آن باعث عدم بروز خلاقیت فردی می شود ؛ این است که می شود به راحتی از کنار اشتباهات کارگردانی گذشت و اصلیت را فدای فرعیت کنیم. گو اینکه همیشه هم کارهای گروهی نباید مولفه ی خوبی در تعریف داستان باشند و چه بسا آثار گنگ و نا مفهومی همچون « قاعده بازی » را خلق می کند و یا کمدی های مبتذل و سطح پائینی همچون « اخراجی ها » را ارائه می دهد. « دایره زنگی فیلم اول پریسا بخت آور است که با حمایت تفکرات همسرش « اصغر فرهادی » در مقام فیلمنامه نویس و مشاور کارگردان به علت نام و اعتبار وی ؛ تمامی آن چه را که یک فیلمساز برای شروع کارش نیاز دارد را یکجا و در محیطی دلنشین دور هم جمع کرده است . پرداختن به یکی از دغدغه ها و معضلات زندگی شهری یعنی دیش های ماهواره و درگیری قشرهای مختلف مردم درون یک جامعه ی کوچک شهری « آپارتمان نشینی » با اعتقاداتشان و جنگیدن با اصل چیزی که به آن پایبند هستند و مقایسه کردن آن با رفتارهای اطرافشان ؛ در قالب یک اثر سینمایی نکته سنجی هایی را می طلبد که در کار بخت آور به عنوان برگ برنده وجود دارد و با اینکه تصویر اولیه ای که به مخاطب ارائه می شود بسیار شبیه به سریالهای آپارتمانی است ، اما رعایت اصول اولیه فیلمسازی در مدیوم سینما ، « دایره زنگی » را یک اثر اجتماعی خوب و قابل تامل کرده .
کنار هم قرار گرفتن طیف های مختلف مردم در قالب تفکرات و تیپ های آشنا در یک جامعه ی کوچک و دم دستی که نشانه ی خوبی بر شهر های تمدن یافته و پر جمعیتی است که تجدد و مدرنیزه و درگیری ذهنی آنها با کلیت اش ، قیاس به کلیت زمانه ی ماشینی اطرافمان دارد . اینکه در جوامع در حال توسعه ماهواره وسیله محک مردم با خودشان و اعتقاداتشان است و همیشه این دو مقوله یعنی سنت و مدرنیته در مواجهه با درگیری های شخصی در مقابل هم قرار می گیرند ، گریز زیبا و به جای فیلمساز در شخصیت شعله « بهاره رهنما » و بهانه ی نذر سفره حضرت ابولفضل اش برای اجرای کنسرتش در آمریکا ، یعنی همان درگیری و واسطه قرار دادن مذهب و سنت به عنوان حلقه ی گمشده ی گرفتاری های هستی در مواجهه با غول جوامع بشری ، یعنی ماشینیزم ؛ جرقه های ذهنی مخاطب را برای طرح مسائل بعدی در قالب رفتارهای طنز آماده می کند .
شخصیت آقای عبدالله زاده « امید روحانی » به عنوان یک آدم ظاهرا مذهبی که به هیچ وجه نمی تواند بر رفتارش کنترل داشته باشد و سعی و تلاشش انگار شده بر هم زدن آرامش ساکنین ، تا شخصیت دو همسایه ای که بسیار با هم رفیق هستند و هر دو بیشتر به تفریحشان فکر می کنند تا حرص و جوش خوردنهای بیخودی تا حضور مردی که همیشه مطیع حرفهای زنش است « امین حیایی » و کاملا مصالحه گر و محافظه کار است و از هیچ موقعیتی جهت بهبود اوضاع کوتاهی نمی کند تا همسرش « نیلوفر خوش خلق » که زنی مدیر و مدبر است که به عنوان دانای کل و جهت دهنده ی کلیت فیلم است ؛ اعضای ساختمانی را نشان می دهد که همگی اعضای آن تیپ های آشنای دنیای اطرافمان هستند . فیلم یک شروع بسته و نامفهوم دارد که اقتضای خط اصلی قصه است که از دزدی ماشین و تصادف شیرین با اتومبیلش تا سقوط یک درخت در وسط یک خیابان اصلی ، همگی در کنار هم شروع بسته و نامفهومی را رقم می زنند که نشانه هایی همچون صحبت های تلفنی شعله در حین رانندگی با کانال های ماهواره ای فارسی زبان و ایست دادن پلیس به وی و سوء تفاهمات همیشگی و کلیشه ای این شبکه ها ، نوعی از هم گسیختگی و اضطراب شهری را نمایش می دهد که زائیده ی جغرافیای زمانه است . با اینکه معرفی شیرین « باران کوثری » به عنوان دختری خانواده دار کا با ماشین پدر تصادف کرده ، تماشاگر را بر پاک بودن و سالم بودن اش مجاب می کند اما در کنار ممد « صابر ابر » قرار گرفتن اش و آشنایی با وی در سراسر فیلم علامت سئوال بزرگی را به دلیل عدم منطق رابطه ی این دو در ذهن متبادر می کند که تضاد های جنسیتی فیلم را که در جاهای دیگر فیلم هم بر آن تاکید می شود ( رابطه ی دختر آقای عبدالله زاده و افتادن دیش ماهواره روی پشت بام همسایه و بلند شدن جیغ زنی ناشناس ) در مقام تضاد قرار می دهد.
ورود غریبه ای به عنوان سوم شخص به داخل جامعه ی کوچک آپارتمان نشین های سنت زده که به مثابه ورود روحی در « چهارشنبه سوری » دنیایی را پیش روی مخاطب قرار می دهد که هر آنچه در آن اتفاق می افتد در بوته ی قضاوت قرار می گیرد و تنها نگاه گیرای فیلمنامه نویس به عنوان تکه ای از وجود خود ، همان کودک خانم مدیر است که با معصومیت چهره ی کودکانه و اضطراب جاری در صورتشان هنگام تنش های داخل ساختمان که یاد آور کودکی است که در چهارشنبه سوری هم ناظر بر اعمال بزرگتر ها بود ، در دو اثر ذکر شده حکم قاضی ای را دارد که حکم نمی دهد و می گذارد تا رفتارهایشان مورد قضاوت قرار بگیرد .
تعدد شخصیت ها که در ابتدا به عنوان حسن کار از آن یاد شد و گفتیم باعث پوشاندن عیب های شخصیت پردازی و کارگردانی می شود ؛ از نظر پرداختن به تک تک آنها دچار نوعی ضعف و نقصان می شود که ذات هر کار گروهی و شلوغی همچون « دایره زنگی » است . این نقص شخصیت پردازی همچنین نمی گذارد که افراد ساختمان از حالت تیپ خارج شوند و تبدیل به کاراکتر مستقل با روحیات متفاوت باشند.
فرزندان آقای عبدالله زاده را نگاه کنید . پسرش همان جوان عصیانگر علیه تفکرات پدر است که راه و رسم زندگی خودش را دارد و در اتاق خودش هم ماهواره وجود دارد و هم فیلم سازی می کند. دخترش همانند دختران این نوع تیپ ها ، دختری است که عشقش و علاقه اش را نسبت به جنس مقابل اش پنهان نگه می دارد و کارها و رفتارهایش مخفیانه می شود . مادر خانواده همان زن بساز و توداری است که تمام دغدغه ی ذهنش آرام کردن شوهر عصبانی اش و لا پوشونی کردن اشتباهات بچه هایش است . شخصیت فیض الله « امیر نوری » همان سرایداری است که از او انتظار می رود و « مهران مدیری و محمدرضا شریفی نیا » همان آدم های ولنگ و واز و خوش گذرانی هستند که دوست ندارند آب توی دلشان تکان بخورد. شخصیت سرهنگ ضد انقلاب که تمام حرفهایش از جنس همان خزعبلاتی است که از چنین تیپی در گوشه و کنار ها می بینیم و انتظار داریم و پسرک سی دی فروش « رامین راستاد » همان پسرک سود جو و با معرفتی است که نه دوست دارد در کارش سیخ بسوزد و نه کباب . این است که با وجود تمام این پتانسیل ها ، « دایره زنگی » استعداد هایش را آنچنان که باید و شاید بروز نمی دهد و در جاهایی که انتظار یک انفجار می رود در حد یک جرقه باقی می ماند و تمام استعدادش را در نطفه خفه می کند و در حد یک فیلم مفرح و خوش ساخت و سرگرم کننده و تمیز باقی می ماند .
فیلمنامه نویس با این حال تمام تمرکز اش بر بیان یک معضل در جامعه است که با رخ دادن به آن مخاطب را مجاب می کند که تمام درد جامعه همانی است که می گوید ( در این آشفتگی و به هم ریختگی ، دوربین روی دست پور صمدی بیش از پیش جلوه دارد ، همانطور که در صحنه های آپارتمانی بر اساس مقتضیات تمام نماها بسته است تا رفتارها از طریق چهره بیان شود . )
غافلگیری پایانی فیلم که ما حصل سینمای جریان مخالف است ( که فیلمساز باید به مخاطبش رو دست بزند و در عین درست تعریف کردن قصه و خطی دنبال کردن آن صداقتش را می گذارد در پایان و با یک شک آن را تحویل می دهد ) که با تمام توانش سعی در غافلگیری « اصل » ی را دارد که تا آخر قصه در حاشیه است و حاشیه از متن پررنگ تر است .
حس پنهان و عشق بروز داده نشده ی شیرین که نه جنبه ی عشق دارد و نه می تواند وفای ممد را فراموش کند و حتی بر قولش پایبند است که به جای سرهنگ دوتا بوق بزند همگی از نوع ارجاع های کوچک و تاثیر گذاری است که نمونه اش در فیلم کم نیست. ارجاع های نزدیکی از قبیل تلفن کردن شیرین از خانه شعله « بهاره رهنما» به خانه خسرو و پیغام گذاشتن شعله به اشتباه برای همسایه ی خود و یا جا گذاشتن بیرجامه ی آقای عبدالله زاده در ماشین شعله و سوء تفاهم نهایی و بسیاری دیگر از این نوع که مقتضای یک کار بسته و آپارتمانی است .
تهران را اگر بدون اغراق از بزرگترین شهرهای دنیا بدانیم که تکنولوژی انسانهای داخل اش را خرد کرده و شهر بی آسمانی را به جای می گذارد ؛ « دایره زنگی » حاصل تجربیات کارگردانی می شود که وقتی از تلویزیون به سینما آمد داشته هایی را با مخاطب اش در میان گذاشت که در حد و اندازه های حضور یک فیلمساز زن موفق امیدوارمان کرد ...


منبع:سی نت


 مردان خنده به دنبال توفيق ديگر


 

هنری » مردان خنده به دنبال توفيق ديگر


چند سالي است عادت كرده‌ايم افطارهاي ماه مبارك رمضان را با كارهاي عطاران سپري كنيم. درك واقعيت در اين روزها براي دل‌هاي پاك روزه‌دار راحت‌تر و ساده‌تر اتفاق مي‌افتد. درك و تامل در زندگي‌هايي كه فقط مي‌بينيم و ساده، گذر مي‌كنيم، حالا فرصت داريم در پس هر خنده كمي فكر كنيم. چند لحظه از بيرون به خود و رفتارهايمان دقيق شويم. بي‌شك به همان اندازه كه يك برنامه فرهنگي – و نقد و بررسي والبته تربيتي تاثير دارد يك سريال آن هم از نوع طنز موثر خواهد بود شايد هم بيشتر از آن. مسلما اصرار مديران شبكه سه به عطاران براي توليد سريال ماه رمضان همين نكته است. در هر حال امسال هم رضا عطاران سربزنگاه رسيد تا شب‌هاي رمضان را با شور و نشاط بيشتري سپري كنيم.

وقتي پاي كارهايش مي‌نشيني احساس مي‌كني دوربين را گذاشته خونه همسايه دو كوچه پايين‌تر و زندگي روزانه‌شون رو برده رو آنتن، به همين سادگي، سادگي از كارهاش جداشدني نيست... او جامعه را خيلي خوب لمس كرده و به قول فريدون جيراني رئاله رئال.

اصولا در كارهاي طنز غلو و اغراق زياد به چشم مي‌خورد اما به قول خودش تمام شخصيت‌هاي كارهايش در جامعه مصداق عيني دارند فقط شايد در كار كمي روي ويژگي خاصي كه دارند بيشتر مانور داده باشد. به طور مثال به ناصر در سريال ترش و شيرين اشاره مي‌كند: «همه ما حداقل يك ناصر ديديم اطرافمون، آدم‌هايي با اعتماد به نفس بالا، خونسردي زياد و البته با چاشني پرروگري، هر چند به دليل جا انداختن نقش در مدت كوتاه مجبور بوديم كمي بزرگنمايي هم داشته باشيم.»

اوايل سال 87 رضا عطاران از طرف مديران شبكه و نيز مهران مهام و ايرج محمدي (تهيه‌كنندگان) براي ساخت سريال ماه رمضان شبكه سه انتخاب شد.

 عطاران كه بعد از سريال ترش و شيرين ترجيح داده بود فقط بازي كند با طرح پيشنهادي موافقت كرد و حدود يك ماه و نيم بعد، پيش توليد را آغاز كرد تا اينكه بالاخره هفته اول تيرماه «بزنگاه» را كليد زد.

لوكيشن اصلي كار، يك خانه قديمي و البته كوتاه قد در ميان ساختمان‌هاي سر به فلك كشيده خيابان‌هاي پاسداران است. خانه اوس احمد - همان احمد پورمخبر – و يك نانوايي و كبابي لوكيشن‌هاي ديگر اين كار به حساب مي‌آيد.

علي صادقي يارغار عطاران و كارهايش، احتمالا باز هم برگ برنده‌اي براي او به حساب خواهد آمد، هر چند در كارهاي او هيچ يك از ديگري پررنگ‌تر نيست و به عبارتي متكي به شخصيت‌ها پيش نمي‌رود. اين مهم‌ترين ويژگي آثارش است. اما گريم متفاوت علي صادقي اين نويد را مي‌داد كه قرار نيست به ياد سه در چهار بيفتيم. صالحي گفته بود حتي با تغيير و البته تفاوت در بازيگران اين تفاوت و فاصله را با كارهاي عطاران ايجاد كرديم. اما ديگر مثل صادقي نداريم. مشكل اينجاست!!

علي صادقي در نقش كامران و رضا عطاران در نقش نادر (پسر كوچكتر خانواده) بده‌بستان‌هاي خوبي با هم دارند كه البته هيچ چيز را تحت‌الشعاع قرار نمي‌‌دهد چون اين اتفاق هر چند وقت يك بار و البته به ميزان لازم به خورد بيننده داده مي‌شود.

تفاوت ديگر اين كار با سريال‌هاي قبلي‌ عطاران را مي‌توان در انتخاب طبقه جامعه هم احساس كرد، او اين بار با قصه‌اي از سروش صحت سراغ طبقه متوسط و نه چندان ضعيف جامعه رفته است.

هرگاه كه تصويربرداري تمام مي‌شود، همه گروه در حياط اين خانه‌ قديمي چاي يا شربت مي‌خورند و استراحت مي‌كنند، چند روز قبل از ماه رمضان است. لوكيشن لو نرفته براي همين گروه از اين فرصت استفاده مي‌كنند. نكته ديگر اينكه لوكيشن ديگر اين مجموعه 2، 3 كيلومتر آن طرف‌تر در محل «ازگل» است.

بيستم ارديبهشت‌ماه سال 1347 در مشهد متولد شد. در رشته اقتصاد تحصيل كرد و براي ادامه در رشته طراحي صنعتي در دانشگاه تهران قبول شد و به تهران آمد. به قول خودش يه دنياي متفاوت كه ارمغاني جز خونسردي برايش نداشت، مي‌گويد:«مردم در تهران طور ديگري نگاه مي‌كردند و حتي راه مي‌رفتند، هر كس سرش به كار خودش گرم بود، انگار كنار دستي‌اش را نمي‌ديد، اين كمي مرا مي‌ترساند، اما طولي نكشيد كه ياد گرفتم خونسرد باشم و خونسرد تصميم بگيرم و البته خونسرد عمل كنم. اين ويژگي را از مادرم آموختم كه در مواقعي خوب است و به كار مي‌آيد و در مواقع ديگر، اطرافيان را هم كلافه مي‌كند.»تهران و آدم‌هايش و بيش از همه برخوردهايشان رضاي جوان را در آغوش هنر پناه داد. او ياد روزهايي را كرد كه در مشهد در تئاتر اين شهر با مرحوم حسن حامد كاملا جدي كار مي‌كرد.سال 73 سال خيلي خوبي براي رضا عطاران بود هم از نظر كاري و هم در زندگي شخصي. او در اين سال ازدواج كرد و بهترين حضور جلوي دوربين در ماندگارترين برنامه به او پيشنهاد شد. مجموعه «ساعت خوش» در كنار مهران مديري، رضا شفيعي‌جم، نصرا... رادش، ارژنگ اميرفضلي، نادر سليماني و... اما اين آغاز راه بود. كارگرداني، نويسندگي و بازيگري او را از مردم جامعه دور نكرد بلكه نزديكتر و البته دقيق‌تر شد. مجيد دلبندم، قطار ابدي، كوچه اقاقيا در مقام كارگرداني و بازيگري و همچنين فيلم‌هاي سينمايي، هوو، توفيق اجباري، قرنطينه، تيغ‌زن و... در مقام بازيگر آثار هنرنمايي اوست.

«من بچه پايين شهر مشهد هستم. به قول معروف بچه پايين پايينا، پدرم هنوز هم در همان محل زندگي مي‌كند.»شايد به همين دليل است كه طبقه پايين جامعه در همه آثارش به تصوير كشيده مي‌شوند، او اين قشر را به خوبي لمس كرده و شناخت خوبي از آنها دارد. «خانه به دوش»، «متهم گريخت»، «ترش و شيرين» از سريال‌هايي است كه امضاي عطاران را دارد و به نوعي اختلاف طبقاتي را نشان مي‌داد. او به اختلاف طبقاتي معتقد است و مسبب اختلافات را همين اختلاف در حساب‌هاي مالي مي‌داند: «آدم‌ها به خودي خود بد مطلق و يا خوب بي‌هيچ عيب و نقصي نيستند بلكه اين شرايط است كه روي شخصيتشان اثر مي‌گذارد. اگر من در كارهايم به اختلاف طبقاتي و فاصله ميان آنها اشاره مي‌كنم نه اينكه پولدار آدم بدي است و فقير خوب، ناصر هم از قشر و طبقه پايين جامعه بود و... اما نمي‌توان وجود پول و تاثير آن را در روابط ناديده گرفت. من فقط مي‌خواهم نشان دهم اين دو قشر تا چه اندازه مي‌توانند به هم نزديك شوند و روابط متقابل آنها چگونه است. همين... اين راه ادامه خواهد داشت، يعني اگر فيلم ديگري بسازم باز هم چنين موضوعي خودنمايي مي‌كند. همين مسائل واقعي است و كار را در دسته آثار رئال قرار مي‌دهد. من آنچه را كه مي‌بينم مي‌سازم.»

مجيـد صالحي بعد از ساخت «سه در چهار» اعتراف كرد كه علاقه بسياري به آثار عطاران دارد چون او هم معتقد است عطاران اجتماع را خيلي خوب مي‌شناسد و آدم‌ها را خوب لمس كرده براي همين از انتخاب لوكيشن گرفته تا انتخاب ديالوگ و نحوه اداي آن با دوست قديمي‌اش مشورت مي‌كرده. عطاران در اين باره مي‌گويد: «سه درچهار كار مجيد بود، اين كاملا به چشم مي‌آمد شايد سبك كاريمان شباهت داشته باشد اما به هر حال هر كس امضاي خود را دارد. من در اين مجموعه در حد همان مشاور و خواننده عمل كردم. همين».

بـــازيگران انتخابي كمي متفاوت‌تر از كارهاي پيش بود هر چند باز هم علي صادقي و حميد لولايي و البته محمود بهرامي و خود عطاران از بازيگران ثابت ساخته‌هاي عطاران به حساب مي‌آيند، اما مرجانه گلچين و غلامرضا نيكخواه اين تفاوت را ايجاد مي‌كرد.

با اينكه دو ماه زودتر از پخش، كار را كليد زديم، هنوز هم روزي 12 ساعت بي‌وقفه و بدون تعطيلي كار مي‌كنيم مثل اينكه ويژگي كارهاي روتين همين است. اما به رغم همه مشكلات و عجله‌ها توليد با ما پا به پا بود و در لحظه، تمام نيازهايمان برطرف مي‌شد. عطاران اينها را مي‌گويد و به ساعتش اشاره مي‌كند و به جلوي دوربين مي‌رود. در سكانسي با علي صادقي كه بر سر خوردن يك استكان چاي كل‌كل رو شروع مي‌كنند.

در هر كار از رضا عطاران با يك استعداد تازه آشنا مي‌شويم. نوع خاص بازي مريم امير جلالي و داد و فريادهايش براي اولين بار در سريال «خانه به دوش» و نيز شهربانو موسوي در «متهم گريخت» و معرفي چهره ناب و يك چهره جديد به دنياي سيما و سينما به نام احمد پورمخبر در «ترش و شيرين» و پيش‌تر در سريال متهم گريخت كه البته طرفداران زيادي هم جمع كرد. بزنگاه هم از قاعده كارهاي اين كارگردان مستثني نيست... او باز هم كشف ديگري رو مي‌كند. «حليمه سعيدي» خانم مسني با دست و پاي حنا بسته كه عطاران به خوبي توانسته به او بقبولاند كه بازيگر خوبي است. او با لهجه آذري يكي از شيريني‌هاي بزنگاه به حساب خواهد آمد. اين اولين كارش نيست، پيش از اين در سكانسي از متهم گريخت و نيز روزگار قريب مقابل دوربين رفته بود.

انس عطاران

در اين سريال يك دختر بامزه سه، چهار ساله به نام «نيكي نصيريان» نقش «درسا» دختر عطاران را بازي مي‌كند، رضا در مدت فيلمبرداري انس عجيبي با اين دختر گرفت، تا حدي كه مي‌خواست، عكس اين بازيگر كوچولو را به چاپ برسانيم و ما هم به عطاران قول داديم كه چاپ كنيم


                   غفوریان : دارم می یام !


 

   
«مهران غفوريان» يك نام فراموش‌نشدني در هنر ايران به ويژه وادي طنز است، اوج محبوبيت او بر مي‌گردد به سريال زير آسمان شهر و آن تيم هنري كه چند ماه برنامه‌هايشان روي آنتن بود و خنده را بر لبان ايراني‌ها مي‌نشاند. از قديم گفته‌اند «پهلوان زنده را عشق است» زماني كه در اوج محبوبيت بود، همه به دنبال او مي‌رفتند و مي‌خواستند عكسي، گفتگويي، حتي در حد چند خط از او كار كنند، اما بعدها كه نبود، ديگر كسي مهران را به ياد نمي‌آورد. اما اي كاش كه به ياد نمي‌آوردند، بلكه پا را فراتر گذاشتند و انواع و اقسام شايعات را برايش درست كردند. با اين ستاره هنر ايران به گفتگو نشستيم، او مي‌خواهد برگردد. روحيه‌اش را به دست آورده و مي‌خواهد با دستي پر، به دوران پر فروغ گذشته‌اش بازگردد. مهران غفوريان اين روزها در كنار ديگر فعاليت‌هايش به ورزش هم مي‌پردازد، او حالا عضو تيم واليبال هنرمندان است و تمريناتش را به طور مستمر انجام مي‌دهد. مهران گفت و ما نوشتيم... با بازيگري كه هيچ وقت فراموش نمي‌شود، چرا كه در ذهن مردم نشسته است. راستي او هنوز عادت خود را ترك نكرده است، با لبخند پاسخ مي‌دهد و شوخي‌هاي جالبش را فراموش نكرده است.
 
خارج از ايران

شايد از من بپرسيد كه كجا هستم؟ حالا خوشحالم در دفتر شما هستم و جا دارد همين ابتدا از دوست خوبم هرمز شجاعي‌مهر تشكر كنم كه مرا به دفتر نشريه دعوت كرد.از او مي پرسيم كه مردم دوستت دارند و بي مقدمه مي گويد: يكي از خصوصيات مردم ايران اين است كه وقتي در دل آنها بنشيني به اين راحتي‌ها از دلشان نمي‌رويد، تو دل مردم رفتن كار سختي است، و وقتي هم كه وارد دلشان شويد باز هم بيرون آمدن مشكل است، خوشحالم كه شما مرا جزو اين گونه افراد مي‌دانيد. صحبتم را بايد اين‌گونه كامل كنم، اصولا مردم دو دسته از بازيگران را دوست دارند. عده‌اي كه آنها را مي‌خندانند و عده‌اي ديگر كه گريه‌‌شان را در مي‌آورند، در واقع آن دست بازيگراني كه با احساسشون بازي مي‌كنند. من مدت‌هاست كه ديگر مثل سابق پررنگ نيستم، اما هرگاه مرا مي‌بينند ابراز علاقه مي‌كنند... اما كجا هستم؟ مدتي بود كه خارج از كشور زندگي مي‌كردم و طي اين مدت شايعات زيادي درباره من بر زبان‌ها جاري شد، همين چند روز پيش، با پسرخاله‌ام در اينترنت چرخي زديم و از شنيدن اين شايعات شاخ در آوردم... به اميد خدا از چندي بعد، طرحي را با كمك سروش صحت دارم كه يا از شبكه اول و يا شبكه سوم پخش خواهد شد. البته هنوز در مراحل پيش توليد و تكميل فيلمنامه هستيم، خدا بخواهد كمتر از دو ماه ديگر آن را مقابل دوربين مي‌برم. از آنجا كه توقع مردم از من بالاست، دلم مي‌خواهد با خيالي آسوده و با فكر و تامل اين كار را جلوي دوربين ببرم.

آقا مهران كجايي؟

تو اين چهار، پنج سالي كه نبودم، مردم هر وقت مرا در كوچه و خيابان مي‌بينند، از من مي‌پرسند؟ آقا مهران نيستي، كجايي؟ كار جديد چه خبر؟ يعني صددرصد افراد اين پرسش را از من مي‌كنند، به هر حال چند سال، هر شب با آنان بودم و زماني كه مردم مرا مي‌بينند، فكر مي‌كنند كه همسايه قديمي‌شان را ديده‌اند. من هم به آنها مي‌گويم: راستش را بخواهيد خسته شده بودم، تصورم اين بود كه شايد كارهايم براي مردم تكراري شده باشد، گر‌چه خسته هم شده بودم، چند سال كار فشرده، آن هم هر شب، خواه ناخواه، شما را با استرس‌هاي فراواني روبه‌رو مي‌كند، با اين پاسخ‌ها مردم هم قانع مي‌شدند.

از كجا شروع شد

چند روز پيش داشتم خودم رو تو آينه نگاه مي‌كردم، ته ريش داشتم، ديدم زير چانه‌هايم سفيد است، اول فكر كردم دستمال كاغذي چسبيده، اما متوجه شدم كه نه بابا، ريشم سفيد شده است، سوم شهريورماه، 35 ساله شدم، متولد سال 53 در خيابان مولوي تهران هستم. از او مي‌پرسم كه حكايت بازيگري‌اش از كجا شروع شد و او بر مي‌گردد به دوران گذشته هنر را از پدرم خدا بيامرزم به ارث بردم، او خطاط بود، نقاش بود، آواز مي‌خواند، ساز مي‌نواخت، كه از او نقاشي برايم به ارث رسيد، خيلي نقاشي را دوست داشتم، البته هيچ وقت مثل پدرم نتوانستم نقاشي بكشم، اما همان علاقه باعث شد كه دوران دبيرستان، بروم هنرستان تجسمي، در خيابان تنكابن، محله پيچ‌شميران... هر روز مسير سخت منزلمان كه تهرانسر بود را تا مركز شهر طي مي‌كردم، آن زمان «شاهد احمدلو» كه الان بازيگر و كارگردان سينماست، همكلاسي‌ام بود. از طرفي من هم علاقه شديدي به بازيگري داشتم، سال 71 بود كه شاهد مي‌خواست يك فيلم براي جشنواره سوره بسازد، برادرم هم در نقش آهنگساز آن ظاهر شد، به هر حال اين فيلم ساخته شد و در اصفهان برنده جايزه اول شد كه برايمان باوركردني نبود، در سال چهارم بودم كه تست بازيگري را براي برنامه 39 دادم، تست اولم با بيژن بنفشه‌خواه بود، ازكارهاي آقاي داريوش كاردان بود، در استوديوي 25 خيابان الوند، شبكه دوم تهران تصويربرداري مي‌شد، حسين رفيعي، كيهان ملكي، علي سليماني و... از همان جا كارمان را شروع كرديم. پس از اين برنامه ساعت خوش پخش شد كه حسابي گرفت.

چند سال وقفه افتاد درگير تحصيلات دانشگاهي شدم، در دانشگاه هم كه ورودي سال 73 بودم رشته نقاشي خواندم، يادم مي‌آيد، اساتيد دانشگاه كه در رشته بازيگري تدريس مي‌كردند، به من مي‌گفتند، چرا سر كلاس نمي‌ياي و من توضيح مي‌دادم، من بازيگرم، اما نقاشي مي‌خوانم... از سال 76 بود كه برنامه گل‌ها را ساختم و پس از آن حرف تو حرف البته آن زمان آيتمي برنامه مي‌ساختم، سپس در برنامه 77، با مهران مديري هم بازي شدم، سپس «هژيرها» را ساختم كه در بين مردم به نام «اين چند نفر» معروف شده بود. بعد از آن هم، «زير آسمان شهر» را ساختم كه آغازي شد در بين سريال‌هاي هر شبي كه مدل داستاني شد... و عمر زود مي‌گذرد چه روزهايي بود.الان تو خيابان، پدر و مادرها مرا به بچه‌هاي 7، 8 ساله نشان مي‌دهند كه اين آقا، مهران غفوريان است، اما آنها مرا به ياد نمي‌آورند.

دو برادريم

ما دو فرزنديم، مهدي از من 5 سال بزرگ‌تر است و آهنگسازي مي‌كند و همچنان ادامه مي‌دهد، او تحصيلات دانشگاهي در رشته موسيقي دارد.

خاطره فراموش‌نشدني

يك خاطره‌اي از مردم دارم كه هيچ وقت آن را فراموش نمي‌كنم، با خود آقاي شجاعي‌مهر در اوج سريال زير آسمان شهر در «ساري» حضور داشتيم، چند روز قبل از نوروز برنامه در ورزشگاه شهيد متقي ساري بود، در واقع يك جشن بود كه مردم ساري در آنجا حضور مي‌يافتند... زماني كه با اتومبيلم رسيدم جلوي ورزشگاه، ديدم چه جمعيتي جلوي در بود، از طرفي هم مردم روي سكو نشسته بودند، و هم داخل زمين چمن مقابل سن بودند، چيزي حدود 50 هزار نفر و همين قدر جمعيت هم بيرون ورزشگاه بودند. به بچه‌ها گفتم، عمرا ما نمي‌تونيم داخل شويم، بايد فكر ديگري بكنيم، چرا كه در ورزشگاه بسته بود و اگر باز مي‌شد، اين مردم به داخل هجوم مي‌آوردند. اومدم دور بزنم، كه مردم ما را ديدند و جلوي ماشين را بلند كردند. به هر حال با كمك نيروي انتظامي داخل رفتيم. من، حميد لولايي، رادش، يوسف تيموري و ديگر بچه‌ها بوديم. زماني كه روي سن رفتيم، آنقدر هيجان مردم زياد بود كه هجوم آوردند سمت سن و بعدش هم، بلندگوها افتاد و سن تكان خورد و برنامه نصفه كاره رها شد. البته فكر نكنيد كه مردم مازندران قصد خرابكاري داشتند، نه آن قدر استقبال و هيجان زياد بود و از طرفي مي‌خواستند خودشان را به ما برسانند كه چنين وضعيتي پيش آمد و داستاني شد حضور ما در ساري...


منبع:خانواده سبز

لطفا به من توجه کن+پوستر یرای وبلاگ+فروش همیشه پای یک زن در میان است

                گزارش اكران و فروش فيلم‌هاي روي پرده تا 9 شهريور:
 «هميشه پاي يك زن درميان است» همچنان پرفروش‌ترين فيلم است

                       «هميشه پاي يك زن درميان است» همچنان پرفروش‌ترين فيلم  است

سينماي ما- فيلم سينمايي «حقيقت گمشده» به كارگرداني محمد احمدي در 11 روز اكران در 9 سينما به فروش بالغ بر سيزده ميليون و پانصد هزار تومان دست يافت و «ريسمان باز» مهرشاد كارخاني نيز در 11 روز اكران در 8 سينما بالغ بر 15 ميليون تومان فروخت. طبق آمار فروش منتشر شده تا 9 شهريورماه، «هميشه پاي يك زن درميان است» به كارگرداني كمال تبريزي طي مدت 32 روز اكران در 24 سينما، بيش از 737 ميليون تومان و «ميناي شهر خاموش» ساخته‌ي اميرشهاب رضويان نيز در مدت 25روز اكران در 4 سينما، فروشي بالغ بر 42 ميليون تومان داشته‌ است


             باز هم کمال تبریزی  و  مهران مدیری

مهران مديري از اول نقشش همين‌قدر بود. چون شخصيت جذابي دارد و كمتر به او پرداخته شده است.

ما خيلي نقش مهران مديري را زياد كرديم، مديري در حد يك آدم خيلي معمولي و ساده‌اي در فيلمنامه اوليه بود اتفاقاً در اين بازنويسي كاملاً براي اينكه بتوانيم حس متضاد مردان نسبت به زنان را هم در وجود اين آدم نشان بدهيم حضورش را پررنگ‌تر كرديم يعني آدمي كه نماينده تفكرات عقب افتاده مردان نسبت به زنان است.


منبع خبر : همشهری امارات


«سيدجمال ساداتيان» در گفت‌وگو با فارس؛

«پريسا بخت‌آور» با «دايره زنگي» جزو كارگردانان زن جشن امسال سينما است

خبرگزاري فارس: تهيه‌كننده فيلم «دايره زنگي» گفت: برخلاف آنچه گفته مي‌شود، «پريسا بخت‌آور» با فيلم «دايره زنگي» در جشن امسال سينما حاضر است و جزو كارگردانان زن جشن دوازدهم سينماي ايران محسوب مي‌شود

                             

«سيدجمال ساداتيان» تهيه‌كننده «دايره زنگي» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: فيلم «دايره زنگي» به جشن دوازدهم سينماي ايران ارائه شده و براي داوران جشن به نمايش درآمده است.
وي افزود: اين در حالي است كه خانم «منيژه حكمت» كارگردان فيلم «سه زن»، خود در گفت‌وگو با جرايد و خبرگزاري‌ها خود را به عنوان تنها فيلمساز زن جشن امسال سينما معرفي كرده است كه اين مانور خبري موجب شده تا عده‌اي تصور كنند كه «دايره زنگي» مشكلي دارد يا در جشن سينما شركت نمي‌كند.
ساداتيان گفت: فيلم «دايره زنگي» در حقيقت جزو سري اول فيلم‌هايي است كه براي داوران جشن ارائه شده و مورد قضاوت قرار گرفته است و به نوعي اولين فيلم يك كارگردان زن است كه مورد قضاوت داوران قرار گرفته است.
دوازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران، 25 شهريور در فضاي باز برج ميلاد برپا خواهد شد.


‌لطفا‌ به ‌من ‌توجه ‌كن‌
                           
   نگاهی به فیلم "همیشه  پای یک زن در میان است
همه آنانی كه کارهای قبلی كمال تبریزی را در ژانر طنز دیده‌اند، منتظر بودند تا اثر متفاوت و جذاب‌تر از آن را در «همیشه پای یك زن در میان است» ببینند. گرچه در این فیلم تفاوت در فرم و شیوه روایت و ساختار صوری اثر قابل تمایز بود، اما جذابیت و زیبایی آثاری مثل «لیلی با من است» و «مارمولك» در آن تداوم نیافت و حاصل كار، پایین‌تر از سطح توقعات بود.
فضاسازی، مناسبات آدم‌های قصه و حوادث و اتفاقات داستان در یك ساختار فانتزی روایت شد و طنز آن هم در بستر همین فانتزی‌گرایی به طنز كلامی محدود بود. محتوای قصه چیز تازه‌ای نبود و تكرار همان دعوای قدیم جنسیتی و كل‌كل‌های زن‌ها و مردها را پی می‌گرفت مثل همان چیزی كه در «آتش‌بس» یا «عینك دودی» شاهد بودیم.
تبریزی همان مضمون را در فرمی غیرمتعارف قرار داد و مثل همیشه با یك پایان‌بندی اخلاقی به آن خاتمه داد؛ البته فیلم فرازهای قابل قبولی از طنز و صحنه‌های كمیك را خلق كرد كه مخاطب را بخنداند، اما صورت فانتزیك اثر بر بار كمیك قصه برتری داشت و كارگردان سعی داشته دست به تجربه تازه‌ای در فیلمسازی بزند كه در جشنواره قبل غلیظ‌تر آن را در «قاعده بازی» معتمدی شاهدش بودیم.
«همیشه پای یك زن در میان است» ساختار فانتزی خود را در چند لایه طرح‌ریزی می‌كند؛ یكی در مناسبات انسانی و نوع روابط آدم‌های قصه مثل نقش مهران مدیری یا روابط پدر و مادر مریم با محور اصلی قصه.
دوم اغراق در صحنه‌سازی‌ها مثل تصادف خودروها با هم به خاطر سوار كردن یك دختر یا ترافیك اول فیلم به دلیل توقف خودروی یك زن در وسط جاده یا برخی سكانس‌های مربوط به تیراندازی‌ مریم و... و سوم طنز كلامی كه گاهی به كاریكلماتور نزدیك می‌شود و اساسا همیشه پای یك زن در میان است، یك طنز كلامی است كه با برخی صحنه‌های غیرمتعارف فانتزی آمیخته می‌شود و از تضاد طنز و جدی بهره می‌گیرد.
در واقع آدم‌های قصه هیچ كدام كاراكتری كمیك ندارند و خیلی جدی بازی می‌كنند بخصوص گلشیفته فراهانی كه گاهی نقش را زیاد جدی می‌گیرد كه با ژانر فیلم همخوانی ندارد. این كنتراست به ایجاد فضای طنزی درونی‌تر می‌انجامد كه اگر در همان ساختار پیشین كمال تبریزی روایت می‌شد، نتیجه بهتری داشت مثل لیلی با من است یا مارمولك كه در آنها نیز از این تضاد و دوگانگی در خلق فضاهای طنز استفاده شد.
این دو قطبی شدن در مونتاژ برخی صحنه‌ها نیز استفاده می‌شود، مثل جایی كه مریم پس از قهر كردن به خانه پدرش می‌آید و مادرش نیز نزد دامادش می‌رود.
تركیب این دو قطبی شدن بر اساس تضاد جنسیتی است؛ مادرزن و داماد از یك طرف و پدر دختر از سوی دیگر. اگرچه بی‌تفاوتی پدر و مادر مریم نسبت به مشكل و درگیری‌های دخترشان از همان منطق تضاد برای خلق طنز بهره می‌گیرد، اما به دلیل غیرمنطقی بودن آن چندان اثرگذار از آب درنمی‌آید یا مثلا تیراندازی مریم جز این كه نماد دست و پاچلفتی‌بودن زن باشد، چه كاركرد خاصی دارد و می‌شد با عناصر بهتری هم آن را نشان داد.
تبریزی در این فیلم با خلق ۲ كاراكتر اغراق شده و غیرمتعارف و با تكیه بر توانایی بازیگری آنها نتوانست جذابیت فیلم را تا حدودی تضمین كند.
رضا كیانیان و مهران مدیری با نقش‌های كوتاه و منفی خود در این فیلم، كاراكترهای جدیدی را تجربه كردند و در رضایت مخاطب بسیار موثر بودند، باز هم یك پارادوكس رفتاری در آنها به جذابیت نقش كمك كرد و این عنصر دوگانگی موتیف‌وار در لایه‌های مختلف فیلم تكرار می‌شود.
هر دو در پایان فیلم پوست می‌اندازند و چهره واقعی خویش را برملا می‌كنند، فاصله عمیقی كه میان آنها با شخصیت‌‌شان می‌بینیم به ایجاد موقعیت طنز قصه كمك می‌كند.
كمال تبریزی با عنوانی كه برای فیلمش انتخاب و تصویری كه از زن در آن ترسیم كرده، گرچه اعتراض فمینیست‌ها را برانگیخته، اما نگاهی انتقادی به موقعیت اجتماعی آنان هم داشته است. مثلا درگیری‌های مریم با راننده اتوبوس واحد یا كارگران شهرداری و همین نگاهی كه در جامعه به زن مطلقه وجود دارد، نمونه‌هایی از این دست است.
شاید بیش از همه عاشق شدن وكیل امیر (مهران مدیری)‌ باشد كه برای فصل كردن آمده بود و خود در عشق به یك زن حل شد. همیشه پای یك زن در میان است، در نهایت به لحاظ مضمونی می‌خواهد این واقعیت را ثابت كند كه مردان علی‌رغم برتری و ادعای ظاهری‌شان، به زن و توجه او وابسته‌اند و همین تضادها و تفاوت‌های جنسیتی نه دلیل فاصله‌ها كه موجب كشش عاطفه‌هاست.
همیشه پای یك زن در میان است خواسته است با نوآوری در تیتراژ پایانی فیلم، پای تماشاگران را تا پایان در سینما نگه دارد؛ اما به نظر می‌رسد این عنصر به لوث شدن موضوع انجامیده و چندان موثر نبوده است.
به هر حال در آثار كمال تبریزی، این فیلم جایگاه متوسطی دارد و نسبت به آثار گذشته دارای ۲ ویژگی اساسی است؛ یكی این كه ساختار فانتزی دارد و دوم این كه متناسب با همین فانتزی بودن‌، در فضای مدرن‌تری ساخته می‌شود.
كاراكترها، نوع مناسبت‌های آنان و موقعیت داستانی فیلم در فضای مدرن‌تری نسبت به فیلم‌های قبلی كارگردان به سر می‌برد؛ اما مثل همه آثار وی با یك پایان‌بندی اخلاقی به اتمام می‌رسد. تبریزی سعی كرده در جمع‌بندی اخلاقی فیلم به عدالت جنسی پایبند باشد و در نهایت هر دو حس را علی‌رغم فاصله‌ها به هم محتاج بداند.
در پایان امیر قبول می‌كند كه به توجه همسرش نیازمند است و مریم نیز می‌فهمد كه به او علاقه‌مند است و باید توجه بیشتری به او داشته باشد. همه حرف فیلم در این جمله خلاصه می‌شود كه به من توجه كن!

سیدرضا صائمی‌

 این پوستر رو هم آقا نیما زحمتشو کشیدن و اختصاصی برای وبلاگ ما ساختن که صمیمانه ازشون تشکر میکنم
 
   

مهران مدیری - designer: nima sohrabi


 
   گزارش بی بی سی فارسی از اکران آخرین ساخته کمال تبریزی درتهران
 
بی بی سی فارسی :کمال تبریزی کارگردان طنزپرداز ایرانی که با فیلم های "لیلی با من است" و "مارمولک" مخاطبان سینمای ایران را به سینماهای خلوت کشاند، این بار با فیلمی با نام "همیشه پای یک زن در میان است" باز هم فروش اول سینماها را در اختیار گرفته است. فیلم تازه کمال تبریزی به مسائل زنان می پردازد. مرد روشنفکر و ناشری که با بی اعتنایی همسرش مواجه است، نمایشنامه ای را از زنی به نام پری طلعت پور در موسسه انتشاراتی اش رد می کند و از روزی که این نمایشنامه را رد می کند با مشکلات و مصایب بی شماری رو به رو می شود، قطع آب و برق و زندانی شدن و خراب شدن ساختمان انتشاراتی بخشی از این مصایب بود که همه به رد شدن همان کتاب بر می گردد. فیلم با پیگیری دو مشکل پیش می رود؛ مشکل اختلاف زن و شوهر و مشکل پری طلعت پور. اختلاف زن و شوهر مسئله دو شخصیت اصلی فیلم است و وکیل مرد که در ابتدای فیلم معتقد است در هر بدبختی و مصیبتی پای یک زن در میان است و پری طلعت پور مسئله مرد است. گره اصلی فیلم نیز در همین جاست و در پایان وقتی این گره گشوده می شود، همه چیز حل می شود و شخصیت انعطاف ناپذیری مثل وکیل هم که در فیلم نقشی کلیدی دارد، به این اعتقاد رسیده است که زن برای مرد مثل اکسیژن است. با این که در داستان فیلم موضوع محوری اختلاف زن و شوهر است، اما شخصیت وکیل در فیلم به گونه ای پرورانده شده است که این دو را تحت الشعاع قرار می دهد و ضعف فیلم از همین جا ناشی می شود. کارگردان با استفاده از ظرفیت های گیشه ای مهران مدیری، او را در نقش وکیلی ضد زن که نقشش در داستان فیلم فرعی است، به شخصیتی اصلی تبدیل کرده است. تماشاگر فیلم نیز بیش از این که دنبال داستان فیلم باشد، پیگیر بازی مهران مدیری است و دیالوگ هایی که او می گوید. به عبارت دیگر کارگردان برجسته ای مثل کمال تبریزی هم که فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی موفقی چون "لیلی با من است"، "مارمولک" و "دوران سرکشی" در کارنامه اش دارد، گرفتار سینمایی شده است که همه چیز را در بازیگر خلاصه کرده است و همه فیلمش قربانی بازیگر شده است. با این همه نباید از برخی از نماهای درخشان فیلم یاد نکرد. این نماها با این که در فیلم ارزش ساختاری ندارند، اما به طور مستقل با ارزش اند. این نماها با حضور دو بازیگر برجسته سینما و تئاتر جان گرفته اند. کمال تبریزی در این فیلم با آفریدن شخصیتی کم مانند در سینمای ایران با بازی درخشان رضا کیانیان به نقد دو چهره بودن مدیران مذهبی می پردازد. رضا کیانیان مدیر متشرع و ویلچر نشین یک شرکت است که زن در آنجا کار می کند. او پس از این که می فهمد زن از همسرش جدا شده است، او را به اتاقش فرا می خواند. در اتاق موسیقی رمانتیکی در حال پخش است. رییس متشرع، کراوات می زند و از روی ویلچر بلند می شود و برایش انگلیسی صحبت می کند و به او پیشنهاد می دهد. نکته جالب تر هنگامی رخ می دهد که زن عصبانی به اتاقش بر می گردد و منشی اش که مردی است با نشانه های کمرنگی از مردان هم جنس گرا، وقتی عصبانیت او را می بیند، می گوید "پس بالاخره به تو هم پیشنهاد داد." تقریبا می شود گفت این تنها فیلمی است در سینمای روز ایران که نگاهی بدون قضاوت و در معرض آسیب به چنین شخصیتی انداخته است، در حالی که حتی تهمینه میلانی هم در فیلم قبلی اش "آتش بس" وقتی در نمای کوتاهی چنین مردی را نشان می دهد، او را بیمار معرفی می کند. نمای دیگر با بازی کوتاه اما درخشان حسن معجونی بازیگر تئاتر اتفاق افتاده است. معجونی در نقش رییس کلانتری سه بار با شخصیت اصلی (که جبیب رضایی نقشش را بازی می کند) رو به رو می شود، دو بار دربازداشتگاه و یک بار در رستوران. او یک بار پیش از بازداشت با شخصیت اصلی حرف می زند و بی عدالتی در جامعه و فساد و حتی مسایل پیش آمده در داوری جشنواره فیلم فجر را به گردن او می اندازد. اگر بخواهیم درباره فیلم تازه کمال تبریزی قضاوتی جامع داشته باشیم، باید بگوییم که فیلم ازپاره های درخشان و مستقلی تشکیل شده است که انسجام لازم را برای هم نشینی ندارند، یا به عبارت دیگر یک کارگردانی خوب قربانی فیلمنامه ای بد شده است.
 

نظر هنرمندان راجع به مهران مدیری+ ساعت پخش سريال‌هاي ماه رمضان مشخص شد

سلام این مطلب رو الینا فرستاده که من خیلی خیلی لذت بردم و پیشنهاد میکنم حتما تا آخرش بخونین میدونم خوشتون میاد

 

         نظر هنرمندان راجع به مهران مدیری

*سحر ولد بیگی : به نظر من مهران مدیری ، علی صادقی ، یوسف تیموری ، آقا خانی ، اویسی ، رضویان ، شفیعی جم هر کدام در زمینه طنز وزنه ای به شمار می روند. من از مدیری در سریال های روتین مطالب بسیاری آموخته ام ، به نظر من مدیری استاد قابلی در زمینه طنز است.

* شایان احدی فر : آقای مدیری همیشه سوژه نو دارند.کارهاشون روند خاصی رو طی میکنه و اصلاً نمی شه کارگردانی ایشون رو با کارگردان های دیگه مقایسه کرد.شانس بزرگی آوردم که با آقای مدیری کار می کنم.

*رامبد جوان : مهران مدیری یک آدم ثابت قدم و باهوش است که مسیر کاری خود را انتخاب کرده است.البته شاید مثل همه آدم ها یک لحظه خودش را تکرار کند اما چیزی که مشخص است این است که مدیری کارش را خوب بلد است.

*پژمان بازغی :مهران مدیری از جمله کارگردان های مطرح در حوزه تلویزیون است که عموماً هم کارهای طنزشان در تلویزیون ، پیشرو بوده است. از همکاری و آشنایی با ایشون بسیار خوشحالم.

*محمد شیری : همیشه عاشق کارهای مدیری و سریال هایی که می ساخته بودم .به نظر من مهران مدیری سبک تازه ای را وارد طنز ایران کرده.مهران بهترین روتین ساز تلویزیون در سال های پس از انقلاب است. علت همکاری من با ایشون اخلاق و ویژگی های منحصر به فرد اوست او فوق العاده مودب ، نکته سنج و ریزبین است.

*محمد امیری مهر ( شخصیت چهار شنبه در مجموعه رضویان) : در عرصه طنز فقط کارهای مهران مدیری و رضا عطاران را قبول دارم.

*هانیه توسلی : به کارهای تلویزیونی مهران مدیری علاقه زیادی دارم.

*قاسم افشار : مهران مدیری و رضا عطاران کمدین های محبوب من هستند.

*حمید جبلی : مهران مدیری بهترین کارگردان سریال های طنز است.

*پوریا پورسرخ: مهران مدیری سلطان طنز است.گروهی که چند سال به مدت 90 شب مردم را سرگرم کرده اند و همیشه در کارشان موفق بوده اند ، حتماً خیلی قوی و حرفه ای هستند.

*سعید شهروز: تا حالا ده بار فیلم توکیو بدون توقف را دیده ام

* علی بحرینی : با ظهور پدیده ای به نام مهران مدیری ، یکی از صفحات سنگین طنز در تلویزیون ورق خورد.مهران مدیری "تابو" را شکست و به دوران تصویری شدن طنز رادیویی صبح جمعه پایان داد.

* بهنوش بختیاری : انتخاب شدن از سوی مهران مدیری هم لذتش زیاد است و هم مسئولیتش .کار با مهران مدیری هم همیشه عالی بوده و هست. بنده همیشه از کار با ایشان لذت برده ام و از این به بعد هم هر وقت آقای مدیری من را برای کاری صدا بزنند در هر شرایطی که باشم ، با کمال میل خواهم پذیرفت. چون او طنز را خوب می شناسد و سبکهای مختلف این ژانر را هم به خوبی بلد هستند.در کارشان هم بسیار قوی و منسجم عمل می کنند. مهران مدیری فوق العاده است. او با شب های برره واقعاً خسته شد چون از یک طرف موانعی برایش وجود داشت و از سوی دیگر خودش هم رضایت نمی داد تا هیچ قسمتی ضعیف اجرا شود یا متن ضعیفی داشته باشد. یادم هست یک روز صبح وقتی به لوکیشن شب های برره رفتیم آقای مدیری از متن خوشش نیامد و اصلاً اجازه نداد آن قسمت کلید بخورد. در شبهای برره من مهره کوچکی بودم اما به حضور در آن افتخار می کنم.

* رضا شفیعی جم : در دنیای حرفه ای ها فقط به مهران مدیری ، عطاران و حاتمی کیا اعتماد کامل دارم.

*احسان علیخانی : از برنامه های شبکه سه فقط برنامه 90 عادل فردوسی پور و برنامه های مهران مدیری و برنامه های خودم را دوست دارم.

*فرزاد فرزین: آقای مدیری در طنز جایگاه استادی را دارند. بهترین سریال من شب های برره است.

* طوفان کرمی : برنامه های مهران مدیری را دنبال می کنم و دوست دارم.

*افسانه چهره آزاد : اصولاً طنز کمدی را زیاد نمی پسندم ، اما در این زمینه کارهای مهران مدیری قابل تقدیر است.

*حسی کاظمی( بازیکن استقلالی): سریال نگاه می کنم اونم فقط سریال های مهران مدیری را. بعد از دیدنشون از خنده دل درد می گرفتم.

*نسرین مقانلو : آقای مدیری در قالب طنز یک سری مشکلات جامعه را بیان می کنند. هر کسی بتواند چیزی از ذهن مردم بیرون بکشد خیلی به دل آنها می نشیند.

*مهدی سلوکی : من در حیطه طنز نمی توانم کار کنم ولی به این معتقد هستم که مهران مدیری طنز ایرانی را می شناسند و به همین خاطر است که کارهایش بیشتر از سایرین طرفدار دارد.

*شیلا خداداد : کارهای مهران مدیری ا دوست دارم .شب های برره را همیشه دنبال می کردم و بیشتر از همه عاشق بازی بگوری ( شاعر برره ) بودم.

*علی انصاریان : کارهای مهران مدیری را خیلی دوست دارم.

*یوسف تیموری : تنها مهران مدیری می تواند طنز های نود قسمتی بسازد و این استعداد در کمتر کارگردانی وجود دارد.

*علی صادقی : در میان کارگردان های طنز ، مهران مدیری موفق بوده چون مردم شناس خوبی است.

*آناهیتا هعمتی : از بین کارگردان های داخلی به کار های مهران مدیری علاقه فراوانی دارم. آقای مدیری آدم صادقی است و هرگز دچار غرور بیجا نشده.

*نادر سلیمانی : علت موفقیت سریال های مهران مدیری ، ساده نگری و بعد نکته بینی اوست. او خوب می بیند خوب گوش می دهد و خوب اجرا می کند.

*سعید پیر دوست : مدیری ثبات شخصیت بالایی دارد ، دارای گروه بسته ای است که هر کسی به گروهش نمی تواند وارد شود و پس از ورود خیلی دیر از گروه جدا می شود.آدم بسیار دوست داشتنی و بدون شیله پیله ای که به بازیگرانش اجازه هر هنر نمایی را می دهد. زمانی که با مدیری دست همکاری دادم ، خود را از تمام سابقه هنری تخلیه کردم و شدم یک بازیگر بی تجربه که به اصطلاح هیچ فعالیت هنری انجام نداده است و به مدیری گفتم که اصلاً فکر نکن من سابقه هنری دارم ، اگر هر جا دیدی مشکلی هست ، بدون تعارف به من بگو.

*محمد رضا هدایتی : طنز روتین را مهران مدیری در سال 77 باب کرد.کسان دیگری هم آمدند اما چون مهران مدیری شروع کننده این سبک بوده و آن را می شناسد ، موفق تر عمل کرده و کارهایش به مراتب بهتر بوده است.خود من هم اگر بخواهم کار طنز روتین هر شبه انجام بدهم ، ترجیح می دهم با مهران مدیری کار بکنم.

*آرام جعفری : مهران مدیری بدون شک پدر سریالهای طنز در ایران هست.

*مهران غفوریان : مهران رو خیلی دوست دارم. در عرصه طنز ، مهران مدیری ، حمید لولایی ، و رضا عطاران را خیلی قبول دارم.

*عادل فردوسی پور: فقط عاشق کارهای مدیری هستم.

*اشکان شاملو( خواننده کاست پسران آفتاب 2) : همیشه برای دیدن سریال جدید مهران مدیری روز شماری می کنم.

مجید صالحی:مهران مدیری دکترای کمدی را در تلویزیون دارد

منابع: روزنامه جام جم-مجلات اتفاق نو ، خانواده سبز ، صبح زندگی ، روزهای زندگی ،سروش ، فیلم و سینما.

شما هم نظرتون رو  راجع به "مهران مدیری"  بگین

   

    

 

  پوستر خیلی زیبا از سحر جون

  

  

    

 

          ساعت پخش سريال‌هاي ماه رمضان مشخص شد

بزنگاه، مثل هيچ كس، خواب‌زده و مأمور بدرقه؛ به ترتيب بعد از افطار

خبرگزاري فارس:سريال‌هاي «بزنگاه»، «مثل هيچ كس»، «خواب‌زده» و «مامور بدرقه» به ترتيب در ايام ماه مبارك رمضان به روي آنتن مي‌روند.

                           

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، ساعت پخش سريال‌هاي مناسبتي ويژه ماه مبارك رمضان مشخص شد.
بنابراين گزارش، اولين سريال مناسبتي كه روي آنتن خواهد رفت، سريال «بزنگاه» به كارگرداني «رضا عطاران» خواهد بود. اين سريال پس از لحظات ملكوتي اذان، ساعت 20:15 به روي آنتن خواهد رفت.
مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» در 26 قسمت 35 دقيقه‌اي به كارگرداني «رضا عطاران» براي پخش از شبكه سه سيما ساخته ‌شده است.

پس از پخش سريال «بزنگاه»، وقفه‌اي در پخش سريال‌ها خواهد بود تا مردم بتوانند به نماز و عبادت بپردازند. پس از آن شبكه دو سيما سريال خود با نام «مثل هيچ كس» را روانه آنتن خواهد كرد. اين سريال هر شب ساعت 21:30 پخش خواهد شد.
مجموعه تلويزيوني «مثل هيچ‌كس» به كارگرداني «عبدالحسين برزيده» و تهيه كنندگي «محمد علي اسلامي» براي پخش از شبكه دو سيما ساخته مي‌شود.
به گزارش فارس، سريال «خواب‌زده» سومين سريال مناسبتي است كه شبكه يك سيما هرشب ساعت 22:15 روانه آنتن خواهد كرد. شبكه اول سيما در ماه رمضان ساعت اصلي پخش سريال‌هاي خود را به مجموعه مناسبتي‌اش اختصاص داده است.
مجموعه تلويزيوني «خواب‌زده» را «سيروس مقدم» به تهيه كنندگي «مهران رسام» در قالبي ماورايي براي شبكه اول سيما كارگرداني مي‌كند.
اين سريال در 26 قسمت 30 دقيقه‌اي توليد مي‌شود و در شب‌هاي احياء نيز به روي آنتن نخواهد رفت.
آخرين سريالي كه در شب‌هاي ماه رمضان از تلويزيون پخش خواهد شد، سريال «مامور بدرقه» به كارگرداني «سعيد سلطاني» و تهيه كنندگي «اسماعيل عفيفه» است كه ساعت 23 از شبكه تهران پخش خواهد شد.
سريال «مامور بدرقه» كه داستان آن توسط طرحي از «خشايار الوند» و فيلمنامه‌اي از «امير عباس پيام» بر اساس طرحي از «خشايار الوند» نوشته شده، در حال حاضر توسط «يار محمدلو» مراحل تدوين همزمان راسپري مي‌كند.
اين سريال در 27 قسمت 35دقيقه‌اي ساخته خواهد شد.

   

   

 

این رو هم اضافه کنم فردا آخرین قسمت سریال "ترانه مادری" پخش میشه و یکشنبه شب هم پشت صحنه فیلم رو پخش میکنن و همینطور بخاطر پخش سریالهای ماه مبارک رمضان سریال "مرگ تدریجی یک رویا" از این به بعد جمعه ها ساعت ۲۱:۳۰ از شبکه ۲ سیما  روی آنتن میره تا حالا ۱۸ قسمت از این سریال ۲۶ قسمتی پخش شده

نمایش فیلمها برای داوری جشن خانه سینما+اكران «دايره زنگي» در شش پارك تهران +پوستر

در دومين هفته داوري؛

15 فيلم ديگر براي داوران جشن دوازدهم سينما به نمايش درآمد

خبرگزاري فارس: در دومين هفته داوري جشن دوازدهم سينماي ايران، 15 فيلم ديگر مورد ارزيابي داوران جشن سينما قرار گرفت.

 

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، در دومين هفته اكران فيلم‌‌هاي ايراني براي هيأت داوران دوازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران، 15 فيلم ايراني، در روزهاي پنجشنبه 31 مرداد تا چهارشنبه 6 شهريور(امروز)، به نمايش درآمده‌اند.
بنا بر اين گزارش، فيلم‌هاي زن دوم (سيروس الوند) ، موش (شاهد احمدلو)، ده‌رقمي(همايون اسعديان)، ريسمان باز(مهرشاد كارخاني)،‌ كنعان (ماني حقيقي)، كتوني سفيد(محمد ابراهيم معيري)، محافظ (محمدجواد كاسه‌‌ساز)، آن مرد آمد(حميد بهمني)، ديوار (محمدعلي طالبي)، هميشه‌پاي يك زن در ميان است(كمال تبريزي)، فرزند خاك (محمد علي‌آهنگر)، زن‌ها فرشته‌اند (شهرام شاه‌حسيني)، حقيقت گم‌شده (محمد احمدي) ، دل‌شكسته (علي روئين تن)، آتش سبز(محمدرضا اصلاني) در پنج سانس طي هفته گذشته (برخي فيلم‌ها در دو نوبت) به نمايش درآمده‌اند.
به گزارش فارس، پيش‌تر نيز از 24 مرداد تا 30 مرداد، 13 فيلم دايره زنگي(پريسا بخت‌آور) ، سرگيجه (محمدزرين دست)، حس پنهان(مصطفي‌رزاق كريمي)، هدف اصلي (قدرت‌الله صلح‌ميرزايي)، هامون و دريا(ابراهيم فروزش)، محاكمه (ايرج قادري) ، مهمان (سعيد اسدي)، پوست موز(علي عطشاني)، محيا (اكبر خواجويي)، كلاغ‌پر(شهرام شاه‌حسيني) ، همخانه (مهرداد فريد)، قرنطينه (منوچهر هادي)، درميان ابرها(روح الله حجازي) براي داوران جشن دوازدهم سينماي ايران اكران شده بود.
بنا بر اين گزارش، تاكنون 28 فيلم ايراني براي داوران جشن دوازدهم به نمايش درآمده است.

 


در آخرين هفته فيلم پارك؛

اكران  «دايره زنگي» در شش پارك تهران

خبرگزاري فارس: در آخرين هفته فيلم پارك ، فيلم‌هاي «عاشق»، «قاعده بازي»، «دايره زنگي» و «مادرزن سلام» در 6 پارك شهر به اكران عمومي درمي‌آيند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از اداره كل روابط عمومي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، فيلم «عاشق» ساخته افشين شركت، پنجشنبه، 7 شهريورماه و فيلم «دايره زنگي» به كارگرداني پريسا بخت آور،‌ جمعه 8 شهريور در پارك‌هاي ملت(شمال)، بعثت(جنوب)، پامچال(جنوب شرقي)، پليس(شرق)، نرگس و باغ‌نو(غرب) براي شهروندان به نمايش درمي‌آيد.
فيلم پارك، تمهيدي براي نمايش فيلم به صورت رايگان ويژه شهروندان تهراني است كه در قالب مجموعه برنامه‌هاي جشنواره تابستانه سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در پارك‌هاي تهران برگزار مي‌شود.
فيلم پارك، هر هفته پنجشنبه و جمعه ساعت 45/20 فيلم‌هاي سينمايي را اكران مي‌كند.


 پوستر زیبا از آقا نیما

  


 

کمال تبریزی: متعلق به نوع خاصی از سینما نیستم+زنها بهانه اند همیشه پای گیشه در میان است

       مصايب زنان اكسيژن و مردان كبود
                    هميشه پاي يك زن در ميان است، اما...
                             
 
تيري از كمان زني رها مي‌شود و اين آغاز يك ماجرا مي‌شود. زن و مردي جوان نمي‌خواهند به زندگي پر از اختلا‌ف خود ادامه دهند. حتي نصيحت‌هاي مادر و پدر دختر نيز تاثير ندارد. آنها جدا مي‌شوند. پس از اين اتفاق دختر با مصايبي كه بر سر يك زن تنها مي‌آيد روبه‌رو مي‌شود.

 از شماره تلفن‌هايي كه بر سرش آوار مي‌شود تا پيشنهاد صيغه شدن با رئيس اداره. از آن سو به مرد  حبيب رضايي  نيز چندان خوش نمي‌گذرد. او بايد نمايشنامه زني به نام «پري» را چاپ كند كه به نظرش ارزش چاپ كردن ندارد، اما اين آغاز مصيبت‌ها و بلاهايي است كه بر سرش مي‌آيد. اين «پري» ناديده و ناشناخته است با آشناهاي بسيار و ويرانگر كه هر جا مي‌تواند برود و هر كاري را مي‌تواند انجام دهد. در اين ميان مرد وكيلي دارد و دوستي  كه او را به طلاق تشويق مي‌كند و خودش بشدت از زنان متنفر است و هر بار بر اين مساله تاكيد مي‌كند، اما او هم در پايان به يك زن قاضي در فضاي دادگستري دل مي‌بندد و اين آغاز تغييرات اوست. در پايان هم مشخص مي‌شود اين «پري» چه كسي است؛ همه كس  و هيچ كس.

كمدي متفاوت‌

فيلم مخلوط كمدي موقعيت و بزن و بكوب است. فيلمي كه هم موضوعش و هم نحوه پرداخت آن تاكنون در سينماي ايران تجربه نشده است. كارگرداني و بازي‌هاي بازيگران توانسته‌اند، عيب يك فيلمنامه ضعيف را بپوشانند و شوخي‌هاي متداول اس‌ام‌اسي هم فضاي آشنايي را به وجود آورده كه تماشاگر تا انتها همراه فيلم مي‌ماند و حتي شايد دلش بخواهد بار ديگر آن را ببنيد. چون به هر حال اين فيلم از تمام فيلم‌هاي مشابه كمدي كه جايشان امسال در اكران خالي بود، كاملا بالاتر است. پس مي‌توان پيش‌بيني كرد كه اين فيلم پنجمين فيلم ميلياردي سينماي ايران خواهد بود. البته شايد نتواند موفقيت ديگر فيلم‌هاي پرفروش همين كارگردان «مارمولك» را از نظر تعداد مخاطبان تكرار كند.

نامي با سابقه ازلي

«هميشه پاي يك زن در ميان است» با شنيدن نام آخرين ساخته «كمال تبريزي» ياد همه تقصيرهايي كه از ازل تاكنون بر گردن زن‌ها گذاشته‌اند مي‌افتيم. از ماجراي رانده شدن حضرت «آدم» از بهشت گرفته تا نمايشنامه‌هاي شكسپير كه زنان تمام افكار پليد، نيرنگ‌ها و حيله‌ها را ارائه مي‌كردند و مردان مجريان ناآگاه اين ترفند‌ها بودند.

البته شايد خيلي از تماشاگران وقتي از سينما بيرون بيايند، تنها همين جمله را به ياد داشته باشند «زن‌ها مثل اكسيژن‌اند و مردها بدون آنها كبود مي‌شوند».

فضاي غيرواقعي و يك كولاژ مدرن

اما شايد مقصود اين كارگردان تجربه‌گراي سينماي ايران اين مسائل نبوده است چون خود او در گفتگوهايش بر «سوررئال بودن فضاي فيلم» تاكيد مي‌كند. براي باورپذير شدن اين اتفاق در فيلم نيز صحنه خروج تير از كمان و رها شدن آن در فضاي واقعي را در نظر گرفته‌اند، اما به هر حال براي اين كارگردان هم، موضوع متفاوت و كشش آن مهم است. چيزي كه سبب مي‌شود تا ساختاري جديد را تجربه كند. كاري كه در اين فيلم بار ديگر «كمال تبريزي» انجام داده است. هرچند كه او تاكيد دارد كه اين فضا و داستان شايد ادامه «گاهي به آسمان نگاه كن» باشد. فيلمي كه در يك آسايشگاه مجروحان جنگي و فضاي ناب و معنوي آنان مي‌گذرد. جايي كه البته بستر اتفاقات مهم و نگاهي دوباره هم هست. آن فيلم از مرگ يك مرد به ظاهر متدين پولدار آغاز مي‌شود كه بايد براي بخشيده شدن و معطل نبودن در برزخ يك سري مسائل را روشن كند. فضاي آن فيلم هم كاملا سوررئال بود، چند نفر، چند شخصيت، عشقي كه به وجود مي‌آيد، آدم‌هايي كه ظاهرشان با باطنشان كاملا فرق دارد و... .

فيلمنامه لنگان و خندان

فيلمنامه در ابتدا قرار نبوده است، چنين حال و هوايي داشته باشد، اما سازندگان فيلم بر اين كولاژ مدرن تاكيد كردند. در ابتدا نويسنده فيلمنامه مجموعه‌اي از داستان‌هاي «غيرقابل چاپ» نوشته «سيدمهدي شجاعي» را با يك پل ارتباطي به هم وصل كرده بود. اما در فيلمنامه كنوني يك داستان با حواشي آن تعريف مي‌شود. اما همچنان به وضوح مي‌توان داستان‌هاي «شبيه يك هنرپيشه خارجي»، «آناهيتاي شرقي»، «لباس خواب صورتي» و «غيرقابل چاپ» را در فيلم ديد كه با كولاژ شخصيت‌ها و صحنه‌هاي فيلم‌هاي مشهور، همراه شده است. فيلم مملو از صحنه‌هايي است كه يادآور فيلم‌ها و شخصيت‌هاي معروف هستند. كشف اين آشنايي‌ها شايد يكي از دلايل جذابيت فيلم براي مخاطب باشد. به آنها ديالوگ‌ها خنده‌دار سطحي را نيز بايد اضافه كرد كه البته در فضايي آشفته روايت مي‌شوند. با اين توضيح كه حتي «كمال تبريزي» در مصاحبه‌هايش بر تغيير طيف مخاطبانش از خاص به عام تاكيد دارد و اين را نتيجه تغيير تهيه‌كننده از حوزه هنري به بخش خصوصي و قواعد آن مي‌داند.

كارگردان راضي، مخاطب راضي، منتقدان ناراضي

كمال تبريزي گفته است «براي مردم فيلم ساخته‌ام.» خوب او اين بار هم موفق بوده است؛ هر چند كه منتقدان در جشنواره فيلم را او نپسنديدند، در حالي كه سالن مطبوعات در زمان نمايش اين فيلم با خنده‌هاي آنان پر شده بود، اما تماشاگران در جشنواره سيمرغ بلورين ويژه تماشاگران را به فيلم هميشه «پاي يك زن در ميان است» دادند تا اين روزها كمال تبريزي كاملا راضي از فيلمش باشد و آن را كامل بداند كه مخاطبان جشنواره آن را پسنديدند. نه مخاطبان عادي و نه منتقدان. او توانست دو طيف را راضي كند. اين از فروش بالاي 160 ميليون توماني فيلم در تهران و شهرستان‌ها در 2 روز اول هم كاملا مشخص شده است. به آنها بايد حجم زياد خبرها و مطالب درباره فيلم را در گوگل اضافه كرد كه حتي فيلم پشت صحنه آن به مدت
6 دقيقه بر يوتيوب قرار گرفته است. فيلمي كه حضور كوتاه «رضا كيانيان» در نقش يك مدير مذهبي و روي صندلي چرخدار را نشان مي‌دهد.

بازي‌هاي رئال در فضاي سوررئال

بي‌ترديد اين توانايي «كمال تبريزي» است كه دو بار بتواند از بازيگري همچون «پرويز پرستويي» در 2‌‌‌نقش متفاوت «ليلي با من است» و «مارمولك» بازي قابل قبول بگيرد. البته او بازيگر فيلم «مرد عوضي» هم هست، اما اين بازي‌ها بيشتر در ذهن مي‌ماند. «تبريزي» اين بار بازيگران مطرحي هم چون «مهران مديري»، «حبيب رضايي» و «رضا كيانيان» را دور هم جمع كرده است و يك بازي رئال در يك فضاي كمدي از آنان خواسته است. در واقع آنان در جاي خود نشسته‌اند.

ستاره اين فيلم مي‌تواند «مهران مديري» باشد. كسي نمي‌تواند توانايي او را در بازي كمدي ناديده بگيرد. او جدي كمدي بازي مي‌كند. اين بار هم همين اتفاق افتاده است، اما نمي‌توان توانايي او را در اين زمينه ناديده گرفت. او ريش گذاشته است، جويده جويده با سيگار برگي در دهان سخن مي‌گويد، با حيوانات وحشتناك همراه مي‌شود و به طور غيرمنطقي از زنان متنفر است. در پايان ريشش را مي‌زند، لباس خوش آب و رنگ مي‌پوشد و شمرده سخن مي‌گويد. خود او بازي در اين فيلم را بيشتر از تجربه ديگرش«دايره زنگي» در سينما دوست دارد و حتي ناراحت است كه چرا داوران جشنواره فيلم فجر پارسال بازي او را در اين فيلم نديدند.

حبيب رضايي هم برايش يك بازي رئال در فضاي كمدي در نظر گرفته شده است. به همين دليل هر دوي اين نقش‌ها باورپذير هستند. البته «رضايي» جاي بازي بيشتري دارد و جملات كمدي و خنده‌آور زيادي را با جديت ادا مي‌كند. او پيش از اين تجربه بازي كمدي را هم داشته است  فيلم شوخي در كنار پرويز پرستويي  ماجراهاي كمدي «رضايي» متنوع است. البته قرار نبوده او در اين فيلم بازي كند. او به عنوان بازيگردان همراه عوامل فيلم بود و زماني كه تبريزي بازيگري را براي ايفاي اين نقش انتخاب نكرد، از او خواست تا اين نقش را عهده‌دار شود.

براي «رضا كيانيان» هم يك نقش كوتاه  رئيس اداره  در نظر گرفته شده است كه پس از آگاهي از طلاق «گلشيفته فراهاني» از جلد بيماري‌اش در مي‌آيد و خوب بقيه ماجرا پيش مي‌آيد. يكي از اوج‌هاي فيلم اين صحنه است. شايد همين جذابيت سبب شده است كه «كيانيان» اين حضور كوتاه در فيلم را بپذيرد.

هليا كياني‌


این کمال تبریزی هم صد دفعه در مورد حضور مهران مدیری در فیلمش توضیح داده هربار هم با دفعه قبلی فرق داشته این رو هم بخونین

 

با كمال تبريزي، كارگردان فيلم «هميشه پاي يك زن درميان است»
                   متعلق به نوع خاصي از سينما نيستم‌ 
 
                   
 
اگر از چند فيلم اول كارنامه كاري كمال تبريزي صرف‌نظر كنيم و يكي دو فيلم در ميانه كارنامه كاري او را هم در نظر نگيريم، با قاطعيت مي‌توان اين جمله را درباره تبريزي به كار برد: «او كارگرداني است كه در بيشتر ساخته‌هايش دغدغه مخاطب را داشته است.» در بخش‌هايي از گفتگو با «جام‌جم» او بصراحت بر اين مساله تاكيد مي‌كند كه «خيلي بد است فيلمي بسازيم كه همه ويژگي‌هاي يك فيلم خوب را داشته باشد، اما نتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند.» به اعتقاد او، مهم‌ترين تاثير فيلم در يك نكته خلاصه مي‌شود و آن هم برقراري ارتباط با مخاطب و تاثير آن بر قشر متوسط است. طبيعي است كه او با همين اعتقاد پشت دوربين آخرين ساخته سينمايي خود قرار گرفته و شايد همين مساله سبب‌شده باوجود اين كه فيلم او فروش نسبتا قابل قبولي داشته، با نگراني به وضعيت اكران نگاه كند و بر اين موضوع تاكيد داشته باشد كه صرفا ساخت فيلم جشنواره‌پسند و سبك و سطحي چيز خوبي نيست و داشتن جذابيت و حرف و مضمون هم نمي‌تواند دردي از مشكلات فيلم‌هاي سينماي ايران دوا كند. با اين مقدمه شايد خواندن مصاحبه او جالب‌تر باشد.

چند ماه قبل در جشن انجمن منتقدان، جايزه بهترين فيلمساز كمدي را دريافت كرديد. اما كارنامه كاري شما از فيلم‌هاي مختلفي تشكيل شده كه برخي از آنها ارتباط چنداني به سينماي كمدي ندارد. شما خودتان را متعلق به چه سينمايي مي‌دانيد؟

بر خلاف برخي فيلمسازان كه در يك حوزه خاص فعاليت مي‌كنند، خودم را متعلق به نوع خاصي از سينما نمي‌دانم و بيشتر از آن كه ساختمان فيلم برايم مهم باشد، مضمون فيلم، ارتباطي كه با مخاطب برقرار مي‌كند و تاثيري كه به لحاظ اجتماعي، سياسي و اقتصادي بر جامعه دارد، برايم مهم است. البته دلمشغولي من و دغدغه دروني‌ام سينماي كمدي است.

چرا اين سينما؟

 ما در مقطعي زندگي مي‌كنيم كه مردم پيام‌هاي طنز و كمدي را بيشتر از پيام‌هاي جدي درك مي‌كنند و اگر از طريق اين قالب پيام را منتقل كنيم، بيشتر بر دل مي‌نشيند و مخاطب لذت مي‌برد تا اين كه بخواهيم از يك لحن خشك و رسمي استفاده كنيم. اين ارتباط دو طرفه داراي صميميت، شادي و فضاي طنز است. چون فيلم‌هاي من بيشتر در اين مسير موفق بوده. احتمالا به همين دليل منتقدان به من راي داده‌اند، اما فكر نمي‌كنم در اين رشته هم چهره شاخصي باشم و ديگران كارهاي موفق‌تري ارائه كرده‌اند، اما شايد چون فيلم‌هاي من ارتباط بيشتري با مردم برقرار كرده، موفق به دريافت اين جايزه شده است.

در خبرهاي اوليه مربوط به توليد فيلم « هميشه پاي يك زن در ميان است» شنيده مي‌شد كه قرار است حوزه هنري تهيه كننده فيلم شما باشد، اما حوزه ناگهان كنار كشيد. ماجرا چه بود؟

اين مساله براي من راز كشف نشده‌اي است كه هنوز هم علت آن را نمي‌دانم. روزي كه مي‌خواستيم فرداي آن فيلمبرداري را شروع كنيم، حوزه هنري پيغام داد كه كار تعطيل است و برويد. هيچ توضيحي هم درباره علتش داده نشد. پس از آن تلاش كردم فيلم با تهيه‌كننده بخش خصوصي ساخته شود، اما افرادي كه در حوزه بودند تا امروز دليل تعطيل شدن را اعلام نكرده‌اند.  هنوز هم منتظرم تا يكي از مسوولان حوزه بگويد ماجرا چه بوده است. نكته جالب اين كه چنين اتفاقي درست زماني رخ داد كه با عوامل و بازيگران قرار داد بستيم و مي‌خواستيم فيلم را شروع كنيم. هر نوع اتفاقي كه مي‌توانست منجر به تعطيلي اين فيلم شود بايد پيش از اين مرحله رخ مي‌داد، اما يكدفعه كار تعطيل شد. حس خود من اين بود كه در حوزه قدرتي بزرگ - مانند آنچه ما در شوراي امنيت سازمان ملل مي‌بينيم‌-  از ساخت اين فيلم مطلع شد و ساخت اين فيلم را وتو كرد.

در فاصله پيدا كردن تهيه‌كننده جديد، تغيير خاصي هم در داستان رخ داد؟

طبيعتا در بخش خصوصي ديگر انتظارها و توقع‌ها جور ديگري است. تهيه‌كننده پس از خواندن فيلمنامه 7 مورد را بيان كرد و خواست آنها اصلاح شود. يكي از اين موارد اين بود كه در فيلمنامه قبلي قصه به معناي كلاسيك ماجرا وجود نداشت و داستان كلاژي از بچه داستان‌هايي بود كه كنار هم قرار مي‌گرفتند و با يك خط داستان كمرنگ به هم وصل مي‌شدند. احساس تهيه كننده اين بود كه با چنين حالتي، فيلم در اكران براي مخاطب عام توفيق چنداني نخواهد داشت و به همين دليل تمايل داشت فيلم جوري ساخته شود كه حداقل برگشت سرمايه داشته باشد. به همين دليل از ما خواست بر اين وجه برقراري ارتباط با مخاطب عام تاكيد كنيم.

شما در فيلم خود بر روايت خاصي هم تاكيد داشتيد. اين شكل از روايت براي فيلم‌هاي تجاري خيلي متعارف نيست.

اگر منظور شما از فيلم تجاري، فيلمي است كه به هر شكل ولو ساده‌ترين و سخيف‌ترين راه ممكن با مخاطب ارتباط برقرار كند، من با آن بشدت مخالفم. با آن سينماي انديشمند كه هيچ جايگاهي ميان مردم هم ندارد، مخالفم. فيلمي كه در گيشه نتواند موفقيتي داشته باشد نقض غرض است. چيزي كه بايد اتفاق بيفتد يك حد وسط است و سينماي ايران بايد روي آن حركت كند و در آن مسير گام بردارد. ما از يك طرف نبايد به خاطر جذب مخاطب در دام ابتذال بيفتيم و از طرف ديگر نبايد فيلمي ساخته شود كه ارتباطي با مردم ندارد.

فيلمساز بايد به اين فكر كند فيلمي كه مي‌سازد در چه قد و قواره‌اي نسبت به جامعه است. ما فيلمسازان با بقيه افراد جامعه در يك مسير حركت مي‌كنيم. اگر خيلي از آنها فاصله بگيريم كه هيچ كدام حرف‌هاي ديگري را نشنويم، طبيعي است شيوه غلطي را انتخاب كرده ايم. بعكس هم اين كه از مردم جامعه عقب بمانيم و با جامعه ارتباط برقرار نكنيم. من مي‌گويم اين فاصله بايد معقول باشد و دائم سعي كنيم اين ارتباط برقرار و حركت تسريع شود.

البته بايد يك كم روبه جلو هم باشد.

بله، اما به اندازه‌اي كه دائما با هم ارتباط داشته باشند و بتوانند حرف همديگر را بفهمند و ارتباط لازم را برقرار كنند. اگر چنين اتفاقي در سينماي ما بيفتد به نظرم شكل ايده‌آل است.

احساس مي‌كنم جنس شوخي‌هاي فيلم شما طوري است كه شايد بعضي‌ها بگويند بشدت دوم خردادي است. با اين مساله موافقيد؟

به نظرم اين اتفاق فقط درباره شوخي با كتاب عاليجناب سرخ‌پوش اتفاق افتاده است، اما بقيه شوخي‌ها واقعا مربوط به يك مقطع خاص نيست و به مسائلي مربوط است كه در نوع ارتباط مردم، وضعيت جامعه و... وجود دارد؛ البته برخي شوخي‌هاي سياسي در فيلم مربوط به جناح‌هاي سياسي است، ولي لزوما به جناح خاصي مربوط نيست. در ساخت اين فيلم بيشتر تلاش كردم روحيه خاص موجود در جامعه را نقد كنم و مستقيم به سراغ يك جريان خاص نروم، اما شوخي با كتاب عاليجناب... در كنار بقيه شوخي‌هاي ديگر همچون داوري جشنواره فجر، رئيس كلانتري و... مربوط به نوعي توهم و سوء برداشت است كه در جامعه ما نسبت به موضوع‌هاي ساده در عرصه كتاب، سينما و مطبوعات وجود دارد. اين سوء‌تفاهم هم از زماني آغاز مي‌شود كه ذهن برخي افراد جامعه به صورت سمبوليك تلاش مي‌كند از موضوع‌ها برداشت‌هاي خاص كند. اين فيلم نگاهي انتقادي به چنين مسائلي دارد و به آدم‌هاي جامعه مي‌گويد آنقدر ذهن خود را درگير نكنند كه هر چيزي را به يك مساله ضدحكومتي و دولتي تعبير كنند. چنين نگاهي نسبت به فيلم‌هاي سينمايي هم وجود دارد كه گاهي تلاش مي‌شود از فيلم لايه‌هاي مختلفي استخراج شود، مثلا در يك فيلم و در صحنه‌اي ساده كه كارگردان مي‌خواسته حرف ساده‌اي بزند، آنقدر حرف‌ها و تحليل‌هاي فراواقعي بيان مي‌شود كه كارگردان هم تعجب مي‌كند و جلوي صدور پروانه نمايش فيلم گرفته مي‌شود. شوخي‌هاي فيلم بيشتر به چنين مسائلي اشاره دارد.

در چنين فضاي پر سوءتفاهمي چگونه با وجود صحنه‌هايي همچون كلانتري يا رئيس شركت با بازي رضا كيانيان به فيلم شما پروانه نمايش داده شد؟

نمي‌خواهم از فيلم خودم تعريف كنم، اما معتقدم فيلم هميشه پاي يك زن در ميان است هوشمندانه وارد حوزه نقد شده و علي رغم برخي تندي‌ها در شوخي‌ها، تاثير نهايي آن بر مخاطب اعم از مردم عادي يا اعضاي شوراي صدور پروانه نمايش  كه مخاطبان تمام آثار بدون سانسور سينماي ايران هستند  تاثيري مثبت است، يعني فيلم در بيان انتقاد كاملا صادق است و مي‌كوشد بگويد بيان اين انتقاد و نقد، در واقع يك جور نشان دادن اشكال‌ها و معضلات جامعه از روي دلسوزي و ايجاد يك فضاي مطلوب است تا اين معايب برطرف شود. هر وقت مخاطب احساس كند قصد انتقاد، تخريب و از بين بردن است، در مقابل آن مي‌ايستد. اما اگر بگوييم نقد و انتقاد جزو وظايف ماست و فيلمساز اين‌طور استنباط مي‌كند كه بايد نقد اجتماعي داشته باشد، مي‌توان در فيلم براي هر قشري نقد داشت، اما در بيان بايد جوري عنوان كرد كه قصد تخريب نداريم و فقط قصد ساخت و اصلاح داريم و اگر اين مساله باشد اغلب فيلم‌ها دچار مشكل مميزي نخواهند شد. در فيلم هميشه پاي يك زن در ميان است، همين اتفاق افتاد و در فيلم بعدي من هم همين مساله خواهد بود. عده‌اي در جامعه بدبين هستند و هميشه چيزهاي بد را مي‌بينند، اما به نظر من عقل جمعي جامعه ما اگر كنار هم قرار گيرد راه خود را پيدا مي‌كند و مي‌پذيرد كه نقد و انتقاد وجود داشته باشد. طبيعي است كه هيچ كس توهين و تخطئه را دوست ندارد.ما بايد حق نقد و انتقاد را براي خود محفوظ بدانيم، اما منصفانه و جوانمردانه.

با وجود همه اين احتياط‌ها، از فيلم شما چند دقيقه‌اي حذف شد؟

بله. اما فكر مي‌كنم اين حذف‌ها هيچ كدام ريشه واقعي نداشت و وجود اين صحنه‌ها بحران و مشكل ايجاد نمي‌كرد.

پس چرا از فيلم حذف شد؟

شايد دليل آن بيشتر وجود يك نگاه تربيتي بوده است.

مي‌خواستند شما را تربيت كنند؟

حدس مي‌زنم كسي كه اين كار را كرده چندان با اين حذف‌ها موافق نبوده، اما با خودش گفته اگر كمال تبريزي فيلم بسازد و چيزي از آن حذف نشود، احتمالا بعد فيلمي خواهد ساخت كه يك قدم جلوتر است و كم‌كم به خط‌قرمزهايي نزديك مي‌شود كه ديگر نمي‌توانيم جلويش را بگيريم، به همين دليل بايد همين جا جلويش گرفته شود.

چيزهايي كه در فيلم وجود دارد خيلي تيزتر از صحنه‌هاي حذف شده است، اما دست نخورده باقي مانده. يكي از صحنه‌ها صرفا به دليل چاپ مقاله‌اي در يكي از روزنامه‌ها حذف شد كه در حد يك كلمه بود. يكي كه تاثير عكس داشت و وجود آن خيلي مثبت بود هم حذف شد. اين صحنه مربوط به اولين پلان داخل محضر است كه در آن يك روحاني به زبان فرانسه با 2 نفر فرانسوي صحبت مي‌كند. حذفيات فيلم خيلي ريشه‌اي و اساسي نبود و اگر بود حتما اين صحنه را كه تاثير مثبتي داشت، حذف نمي‌كردند.

به صحنه محضر اشاره كرديد. اين صحنه خيلي خوب از كار درآمده است. ايده آن چگونه شكل گرفت؟

چيزي كه در كل فيلم قصد داشتيم بيان كنيم، نوع رابطه بين زنان و مردان بود و سعي كرديم در فضايي فانتزي اين رابطه را ايجاد كنيم؛ بنابراين طبيعي بود حرفي را كه مي‌خواهيم در كل فيلم بيان كنيم، در يك موقعيت خاص به وجود بياوريم.

طراحي صحنه محضر ازدواج و طلاق به نظر من جزيي است كه مي‌تواند بر اثر گسترش به فضاي كلي فيلم تعميم يابد. در اين صحنه گفته مي‌شود كه ميان زن و مرد تضادي وجود دارد. طلاق الان نسبت به گذشته خيلي بيشتر و حاد شده و اغلب جوان‌ها در سال‌هاي اول ازدواج از هم جدا مي‌شوند. ما تلاش كرديم بيشتر به اين عدم تفاهم اشاره كنيم كه فقط به جامعه ما محدود نمي‌شود. در محضر افراد هندي و فرانسوي و ايتاليايي هم وجود دارند و حتي ناشنوا نيز حضور دارد و اين مساله نشان مي‌دهد تضاد و عدم‌تفاهم و فهميدن يكديگر مساله‌اي است كه در كل كره زمين وجود دارد و به همين دليل دستمايه كلي فيلم است.

شروع فيلم نيز با يك دعواي زن و شوهري است.

بله. تمايلات مختلف موجود در زن و مرد سبب مي‌شود تا پس از ازدواج، آنها آزادي‌هاي همديگر را تهديد كنند و حيطه آزادي‌ها محدود  شود. در طول نوشتن فيلمنامه اشاره به اين مساله دغدغه ما بود كه به استنباط‌هاي مختلف زنان و مردان نسبت به يكديگر بپردازيم؛ بنابراين به جاي مشخص و خاصي نياز داشتيم كه از آنجا ارتباط زن و مرد آغاز و منقطع شود. آنجا فكر كرديم اين فضا  محضر  مهم‌ترين جايي است كه بايد نسبت به آن كاري كنيم. يادم است وقتي با رضا مقصودي روي كتاب سيدمهدي شجاعي كار مي‌كرديم، به اين فكر كرديم كه حتما بايد براي محضر طراحي خاصي داشته باشيم كه بعدا در بازنويسي نغمه ثميني روي اين فضا خيلي كار كرديم و تلاش كرديم شوخي را در فيلم بشدت گسترش دهيم و فضاي فانتزي را تشديد كنيم تا مفهوم فانتزي را كه در فيلم به دنبال آن بوديم در اين صحنه برجسته كنيم. محضر جاي شلوغ و پر‌رفت‌و‌آمدي است كه زندگي مشترك هم از آن شروع مي‌شود و هم به آن ختم مي‌شود. اين فضا خيلي با فيلم منطبق بود.

نغمه ثميني چقدر در بحث فيلمنامه موثر بود؟

او نويسنده‌اي است كه سعي مي‌كند ابتدا فيلمنامه به معني واقعي آن را بنويسد. در جلسات مختلفي با او صحبت كرديم كه چه مي‌خواهيم بگوييم و حرف ما چيست؟ آيا مي‌خواهيم اثري ضد مرد توليد كنيم؟ ضدارزش صحبت كنيم؟ خوبي و بدي همه را بگوييم؟

اين فيلمنامه‌نويس در چند جلسه تلاش مي‌كند متوجه شود جانمايه اصلي اثر چيست و بعد وقتي متوجه شد، شروع مي‌كند به نوشتن. سپس چند نوع طراحي مي‌آورد كه براساس آن مي‌توان نزديك‌ترين طرح به ذهنيت سفارش داده شده را انتخاب كرد. ممكن است او نوشته‌هايي هم داشته باشد كه براساس آن بتوانيد نقطه نگاه خاصي نسبت به زن را در آن پيدا كنيد، اما برخلاف برخي نويسندگان زن كه مثلا اگر از آنها بخواهند فيلمنامه‌اي بنويسند كه شخصيت اصلي آن يك زن منفي است، ممكن است ديگران اين كار را نكنند؛ اما نغمه ثميني اگر احساس كند فيلمنامه خوبي خواهد بود، اين كار را مي‌كند و به نظر كارگردان تا حد زيادي وفادار خواهد بود. او آنقدر به موضوع حرفه‌اي نگاه مي‌كند كه آنچه شما مي‌خواهيد را مي‌نويسد، اما اين كه بخواهيم بگوييم گرايش‌هاي فمينيستي در اثر به وجود آمده يا نه اصلا چنين نيست و ما فارغ از اين نوع نگاه بوديم و سعي كرديم چيزي به نام واقعيت كه وجود دارد را مطرح كنيم و بدون اين كه به نصيحت زن و مرد برسيم، اين نكته را مطرح كنيم كه راه‌حلي وجود دارد تا زن‌ها در كنار مردها به آرامش برسند.

حضور مهران مديري در فيلم نظر چه كسي بود؟

در فيلمنامه اوليه شخصيتي به اسم جاهد داشتيم كه وكيل بود. او در نسخه اول حضور مختصري داشت، اما در مرحله دوم كه با فيلمنامه‌نويس ديگري تصميم گرفتيم تا برخي ويژگي‌هاي داستان را فانتزي و در كليت كار هم كمي اغراق كنيم، اين شخصيت خيلي رشد كرد و گسترش پيدا كرد و به شخصيتي تبديل شد كه موضع متضاد مردان در مقابل زنان را نمايندگي مي‌كرد. اين شخصيت فانتزي اغلب مفاهيم را هم به شكل كلي بيان مي‌كرد و وارد جزييات نمي‌شد و جملات قصاري مي‌گفت كه همه اش در مخالفت زنان بود و به همين دليل به سمت يك فضاي فانتزي هدايت شد. اگر يك بازيگر ديگر بود، نمي‌توانست اين جملات را بگويد. وقتي اين شخصيت به چنين هياتي درآمد، پيشنهادهاي مختلفي درباره بازي او شد و يكي از افراد موردنظر ما هم مهران مديري بود، اما اگر ما اصرار مي‌كرديم ممكن بود به دليل مساله دستمزد مشكل خاصي پيش بيايد، اما خود تهيه‌كننده هم اين بازيگر را در نظر داشت و به سبب قدرت و توانايي مهران مديري اين انتخاب صورت گرفت و به محض پيشنهاد تهيه‌كننده، من و حبيب رضايي بدون هيچ تاملي پذيرفتيم. هم توانايي او براي اجراي نقش خوب بود و هم مي‌توانست اين نقش را به نمايش بگذارد.

مهران مديري بازيگري است كه در عكس‌العمل بهتر از عمل است. چرا بده بستان‌هاي او با حبيب رضايي بيشتر نشد؟

فكر مي‌كرديم مهران مديري حتما بايد در نقش و شخصيت تازه‌اي ظاهر شود و اگر نقش او شباهتي به كارهاي قبلي‌اش داشت قطعا از او استفاده نمي‌كرديم. فكر مي‌كنم خودش هم قبول نمي‌كرد. وقتي خودش فيلمنامه را خواند، متوجه شد كه نقش كاملا متفاوتي است و نقش او شكل انفعالي ندارد كه در مقابل آدم‌هاي مختلف عكس‌العمل او بروز كند، بلكه شخصيتي است كه خودش فعال است و نياز به اين ندارد كه در عكس‌العمل شخصيت‌هاي ديگر توانايي خود را بروز دهد. نقش و شخصيت او مثل ارتباطاتي است كه در عمق فيلم مدام به بيننده گوشزد مي‌شود كه نوع ارتباط مرد به زن در طول تاريخ است و مهران مديري اين شخصيت را نمايندگي مي‌كرد. اين شكل زن گريزي و مخالفت نسبت به جنس زن و قدرت عجيبي كه مي‌تواند خيلي خطرناك باشد، همان چيزي بود كه مهران مديري تجربه نكرده بود و در اين فيلم خوب بود و به دليل اين ويژگي كار را شاخص مي‌كرد.

نظر همسر شما درباره فيلم شما چيست؟

هر بار فيلم در جاهاي مختلف اكران مي‌شود، ابراز تمايل مي‌كند كه بيايد و ببيند. اولين بار است كه وقتي فيلم اكران مي‌شود، همسرم تمايل دارد بيشتر از سه چهار بار فيلم را ببيند. فكر مي‌كنم اين فيلم، فيلمي است كه خانم‌ها دلشان مي‌خواهد بيشتر از يك بار ببينند. فيلمي است كه بيننده احساس مي‌كند در يك بار ديدن همه مفاهيم را در اولين بار نبيند و اين اتفاق افتاده و كساني بوده‌اند كه هر بار ديده‌اند، چيزهاي تازه‌اي درك كرده‌اند. اگر فيلمي اين خاصيت را داشته باشد، بر مخاطب تاثير مي‌گذارد.

البته همسرم خيلي طرفدار فيلم است. فيلم‌هاي ديگرم را هم دوست داشته، اما اين را بيشتر از بقيه دوست دارد.

هنگامي كه فيلم ليلي با من است ساخته شد، فيلم پيش از نمايش به يك تهيه‌كننده بخش خصوصي فروخته شد. اين اتفاق درباره فيلم جديد شما هم رخ داده است.

نمي‌دانم اين چه حكايتي است! انگار روي پيشاني من نوشته شده كه وقتي فيلم طنزي مي‌سازم، اين پخش از راه برسد و همه نتايج را درو كند. كاش اين پخش كمي قوي و منسجم عمل مي‌كرد. هم در ليلي با من است و هم در اين فيلم عملكرد پخش از طراحي پوستر گرفته تا نوع تبليغات و نيز هدف‌گيري براي جذب مخاطب خيلي ضعيف بوده و قدرت لازم را براي جذب همه مخاطبان نداشته است. متاسفانه خيلي از پخش‌هاي ما كهنه و سنتي عمل مي‌كنند. الان خيلي از اتفاق‌هاي مدرن و پيشرفته در جامعه امروز مانند اينترنت وجود دارد، اما نمي‌دانم چرا اكثريت قريب به اتفاق پخش‌ها اصرار دارند با همان شكل قديمي و سنتي اقدام كنند و اصلا به شكل جديد و مدرن روي نمي‌آورند. چند روز پيش به همسرم گفتم در قراردادهاي بعدي‌ام احتمالا قيد مي‌كنم شرط كارگرداني‌ام اين است كه براي پخش به اين شركت واگذار نشود!

اهل مطالعه هم هستيد؟

به طور معمول و متوسط بله. اگر ما نخوانيم، نمي‌توانيم خيلي كارها را كنيم. البته بايد فرصت مطالعه هم به وجود بيايد. مي‌توانم بگويم جزو كساني هستم كه مطالعه‌ام كم نيست.

كتاب در مسير سينماي ملي كه بتازگي منتشر شده را هم خوانده‌ايد؟

نه متاسفانه. البته دست همكارانم ديده ام. فكر مي‌كنم در جمعي بوديم كه اين كتاب را به اهالي سينما هديه كردند، اما هنوز به دست من نرسيده و هنوز موقعيتي براي خواندن آن پيدا نكرده‌ام.

حضور بازيگران تئاتري در فيلم شما يكي از امتيازهاي اين اثر است. فيلم هميشه پاي يك زن در ميان است، از نظر بازيگران مكمل فضاي خوبي دارد. موافقيد؟

گاهي نقش فرعي به اين معنا تعبير مي‌شود كه بگوييم يك هنرور بيايد و يك نقش را بازي كند. اين مساله خيلي وحشتناك است. همه كساني كه در فيلم ايفاي نقش مي‌كنند، بايد مثل بازيگر نقش اول بتوانند جملات خود را درست بگويند و خوب بيان كنند و حتي توانايي نقش اول را داشته باشند.

الان بزرگ‌ترين مشكل بر سر ساخت فيلم، انبوه متراكم‌شده كار نمايش است كه مجموعه بازيگران سينماي ايران بسختي مي‌توانند جوابگوي اين تقاضا باشند و اين آدم‌ها در موقعيتي هستند كه نمي‌توانند كار خود را انجام دهند. الان اگر بخواهيد با هر بازيگري از هر رتبه و درجه‌اي وارد مذاكره شويد، از پيشكسوت تا جوانان، وقتي با آنها صحبت مي‌كنيد همه يك تله فيلم بازي مي‌كنند و چند تا كار هم دارند. وقتي مي‌خواهند با تو قرارداد ببندند، با تو شرط و شروط مي‌گذارند كه چند تله‌فيلم دارند و سر يك سريال هم هستند. اگر سه چهار تا از اين آدم‌ها در كار شما باشد، كافي است تا كارتان نابود شود. ترجيح مي‌دهم سراغ اين آدم‌ها نروم. خيلي از آدم‌ها هستند كه به لحاظ توانايي قابل مقايسه با آنها نيستند. بازيگران ما امروز با دليل يا بي‌دليل تبديل به آدم‌هايي شده‌اند كه خواستگار زيادي دارند و آنها سعي مي‌كنند به همه خواستگارها جواب مثبت دهند و اين مساله قابل كنترل نيست. اتفاق بدي كه الان افتاده اين است كه آنها مي‌آيند و قرارداد مي‌بندند و بعد چون يك اتفاق ديگري مي‌افتد و تمايل پيدا مي‌كنند كار ديگري كه بهتر است را انجام دهند، مدتي بعد لغو قرارداد مي‌كنند يا نمي‌آيند و غيبشان مي‌زند.

اين اتفاق در هيچ جاي دنيا رخ نمي‌دهد كه يك بازيگر همزمان در 5 پروژه مختلف حضور داشته باشد. بخش عمده‌اي از اين مشكل به تلويزيون برمي‌گردد. ما در سينما توان و كشش اين ميزان توليد را نداريم، اما در تلويزيون به دليل توليد بالا، لطمه زيادي به بازيگري در سينما مي‌خورد. در سينماي فارسي شرايط به گونه‌اي بود كه هر بازيگري صبح زودتر دم خانه بيك ايمانوردي مي‌رفت، آن روز براي او بود و تهيه‌كننده‌هاي ديگر كارشان را تعطيل مي‌كردند و ما هم كم‌كم به چنين مرحله‌اي مي‌رسيم. اين مساله هم براي سينما و تلويزيون هم براي خود بازيگر مساله‌اي منفي است. با اين عرضه كم و تقاضاي بالاي بازيگري، واقعا چاره‌اي جز استفاده از بازيگران تئاتري و شهرستاني نيست؛ بازيگراني كه بسيار با استعداد و توانا هستند. در كار سنگيني كه طراحي كرديم تا انجام دهيم، به اين فكر كرده‌ايم كه كلاس بازيگري بگذاريم و براي يك پروژه درازمدت، فراخوان بدهيم و آدم‌هاي مناسب را بگيريم و بعد آنها را آموزش بدهيم و با آنها يك سريال سنگين بسازيم.

رضا استادي‌



     زن ها بهانه اند ، هميشه پاي گيشه در ميان است.

فيلم كمال تبريزي " هميشه پاي يك زن در ميان است " با استقبال خوبي در روزهاي آغازين مواجه شد فيلم افتتاحيه رويايي داشت و در روز اول ركورد فروش فيلم هاي پيش از خود را شكست " هميشه پاي..." در روز اول اكرانش 26.7 ميليون و در روز پنجشنبه 32.4 ميليون فروخت تابعد از دو روز نمايش به مرز فروش 60 ميليوني برسد فروش سينماي سرگروه اين فيلم (قدس) در روز پنجشنبه 6 ميليون تومان بود.
گويا تبريزي يكي از رقيبان سرسخت فتح گيشه تابستان امسال است و اين رقم هاي فروش نويد يك ركورد ميلياردي را به او مي دهد هر چند بايد ديد در روزهاي بعدي چه اتفاقي ژيش روي زن هايي است كه پايشان در ميان است شايد در نگاه اول جالب ترين نكته اين فيلم ارائه تيپ هاي تازه توسط بازيگران اول آن باشد مثلا عكس هاي آل كاپون وار مهران مديري پوستيژ متفاوت حبيب رضايي و حضور گلشيفته فراهاني بر خلاف ساير كارهايش در نقش دختري شاد و سرخوش و حضور رضا كيانيان كه در اين فيلم نقشي كاملا غافلگير كننده را ايفا مي كند .
تبريزي پس از يك تكه نان دوباره سراغ ژانر طنز رفته و يك تيم فيلمنامه نويسي هم او راهمراهي كردند.
حضور مهران مديري در سينمايي دايره زنگي نشان داد كه او علاوه بر اينكه جزء محبوبترين چهره هاي تلويزيون است در سينما هم خود تضميني براي فروش معقول فيلمهاست و شايد اين برگ برنده در كنار برگهاي برنده ديگري چون نام فيلم و سوابق قبلي تبريزي او را براي شكستن ركورد گيشه همراهي كند شايد با ديدن فيلم به اين نتيجه برسيم كه زنها بهانه اند هميشه پاي گيشه در ميان است.

با تشکر از آقا سپهر


 پوستر زیبا از آقا نیما

  

 

مهران مدیری مرد دو چهره

         مهران مدیری مرد دو چهره

زمانی که ((توکیو بدون توقف))ساخته سعید عالم زاده با ساختار موتوسطش یکی از پرفروش ترین آثار سال لقب گرفت به این نتیجه رسیدیم که مهران مدیری به چهره ای پولساز در سینمای ایران تبدیل شده است .در میان با تلویزیون شناخته شده اند و سپس به سینما آمده اند کم نبوده اند بازیگرانی که نتوانسته این بر رو ی پرده به توفیق برسند اما مهران مدیری بجایگاهی "دوسویه" رسیده است.

.

اوایل امسال در همان شب هایی که "مرد هزار چهره" پخش میشد "دایره زنگی" به اکران درامد و توانست رکورد ریالی تاریخ سینمای ایران را بشکند

مهران مدیری از نظر خیلی ها عامل اصلی فروش میلیاردیه "دایره زنگی" بود. ازهمان زمان میشد حدس زد که "همیشه پای یک زن در میان است" نیز به فروش بالایی برسد .

البته مهران مدیری از حضور در این فیلم رضایت ندارد و میگوید:"فیلمنامه ای که اصغر فرهادی نوشته بود شاهکار بود اما من فیلم را دوست ندارم . خانم بخت آور بسیار محترم هستند و کارشان را هم بلدند اما اینکه من میگویم فیلم را دوست ندارم یک مسئله ی سلیقه ای است.

فیلم میتوانست یک جور دیگری باشد با یک دکوپاژ دیگر و یک جنس بازی دیگر از این بازیگرها"!

مهران مدیری حالا چند روزیست با "همیشه پای یک زن در میان است" برای دومین بار به اکران 87 پیوسته است. اوبرای بازی در این فیلم نامزد بهترین بازیگر نقش دوم مرد در جشنواره سال گذشته فیلم فجر شد و این فیلم سیمرغ بلورین بهترین فیلم به انتخاب مردم را نیز از همین جشنواره بدست آورد.

جایگاه خوب مدیری میان مردم باعث شده تا گرچه نقش او نسبت به حبیب رضایی کوتاهتر است اما محور اصلی تبلیغات این فیلم معرفی شود. مدیری "همیشه پای یک زن در میان است" را دوست دارد اما از بازی خودش چندان راضی نیست و میگوید:" وقتی فیلم را دیدم خیلی غصه خوردم چون دیدم نقش جای کار بیشتری داشته و میشد آن را قوی تر بازی کرد . اگر یکبار دیگر بازی اش کنم حتما یک کارهای دیگری میکنم .ولی خوب همینجوری که هست دوسش دارم".

                ****

در این فیلم مهران مدیری نقش یک ضد زن کامل را بازی میکند که چهره ای عجیب و رفتاری متظاهرانه دارد اما در سکانس پایانی اورا با چهره ای دیگر میبینیم! اودر برخورد بایک قاضی زن شیفته او شده و تغییر تیپ و قیافه میدهد و...!

"مرد هزار چهره " تلویزون گرچه در "دایره زنگی" شخصیتی مشابه با چهره های تلویزیونی اش (مثل پاورچین و نقطه چین) را ایفا کرد اما در فیلم کمال تبریزی دو چهره متفاوت را ایفا کرده.

                ****

با توجه به انکه اکران فیلمها در فصل تابستان بیشتر از هفت هفته طول نخواهد کشید احتمال آنکه "همیشه پای یک زن در میان است" به فروش میلیاردی برسد زیاد نیست اما بدون تردید "مهران مدیری" پولساز ترین بازیگر سینمای 87 خواهد بود و هردو فیلم او در صدر فیلمهای پرفروش امسال قرار خواهند گرفت.

                 ****

برای آنکه بدانیم حضور مدیری در این دو فیلم نقش اصلی را برای فروش خوب آنها داشته باید به یاد بیاوریم:

1) هیچکدام از بازیگران "دایره زنگی" از جمله امین حیایی و محمدرضا شریفی نیا و... نتوانسته اند امسال فیلم پرفروش تری داشته باشند.

2) این روزها گلشیفته فراهانی هم "همیشه پای یک زن در میان است " را روی پرده داره و هم "دیوار" را ! اما فروش این دو فیلم بایکدیگر قابل مقایسه نیست گرچه خیلی از مخاطبان خاص سینما "دیوار" را فیلم بهتری میدانند.

اما "مهران مدیری" رقابت گیشه را به سود "همیشه پای یک زن در میان است"رقم زده است

منبع:اتفاق نو

الینا

 

                                    

  حتما به قسمت نظرات وبلاگ  مراجعه کنید

 


     سریال های مناسبتی از راه می رسند

 
شبكه های مختلف تلویزیون برای ماه رمضان امسال چهار مجموعه تهیه كرده اند كه با توجه به آغاز ماه میهمانی خدا از ۱۲ شهریور، هنوز تصویربرداری هیچكدام به پایان نرسیده و هر كدام با حاشیه هایی همراه است. مجموعه های «خوابزده»، «مثل هیچكس»، «بزنگاه» و «مأمور بدرقه» ماه رمضان امسال به ترتیب از شبكه های یك، دو، سه و تهران روی آنتن می روند. البته قضاوت برای تعداد مخاطبان و میزان موفقیت هر كدام از آنها را باید برای بعد از ماه رمضان گذاشت. گزارش روزنامه ابرار از سریال های امسال ماه رمضان را در زیر بخوانید:

● شبكه یك مجموعه تلویزیونی «خوابزده» را به كارگردانی سیروس مقدم و تهیه كنندگی مهران رسام برای ماه رمضان امسال تهیه می كند كه هر شب ساعت ۲۲ پخش می شود. در این مجموعه فرامرز قریبیان، افسانه بایگان، مهراوه شریفی نیا، پوریا پورسرخ، رحیم نوروزی و لیندا كیانی بازی می كنند.
▪ خلاصه داستان: این مجموعه قصه یك وكیل با بازی بایگان را دنبال می كند كه به همراه همسرش (قریبیان) و پسرش (پورسرخ) و عروسش (كیانی) زندگی آرامی دارد، اما او یك شب خوابی عجیب می بیند كه زندگی او و خانواده اش را دستخوش تغییر و تحول می كند...
حاشیه ها: قبل از «خوابزده»، ساخت مجموعه «گل های گرمسیری» به كارگردانی محمدمهدی عسگرپور برای ماه رمضان شبكه یك آغاز و برای رساندن به موقع كار، تدوین و آهنگسازی آن هم همزمان كلید خورد. با اینكه بارها از سوی شبكه یك و عوامل اعلام شد «گل های گرمسیری» ماه رمضان از شبكه یك روی آنتن می رود، اما ناگهان پروژه «خوابزده» جایگزین آن شد. مهران رسام و سیروس مقدم بعد از گرفتن گوی رقابت از حریف تا دو هفته خبری از پروژه به خبرگزاری ها و مطبوعات نمی دادند. عنوان مجموعه «خوابزده» هم در ابتدا «برزخ» بود كه بعد از گذشت دو تا سه هفته از تصویربرداری نام آن تغییر كرد. رسام تا مدت ها حاضر به گفتن خلاصه داستان «خوابزده» نبود و به گفتن یك جمله كه داستانی متفاوت و ماورایی است، بسنده می كرد، اما بعد از مدتی خلاصه داستان مجموعه از سوی شبكه یك در اختیار رسانه ها گذشته شد.
مقدم با كارگردانی مجموعه «خوابزده» سومین سال است مجموعه ای برای ماه رمضان می سازد. او سال ۸۱ مجموعه «عروج» را با حضور عبدالرضا اكبری، رامبد شكرآبی، كتایون ریاحی و لادن طباطبایی و سال ۸۶ «اغما» را با نقش آفرینی امین تارخ، لعیا زنگنه، ایرج نوذری، حامد كمیلی، شیرین بینا، ناصر ممدوح و عبدالرضا اكبری ساخت. سال گذشته مقدم با ساخت مجموعه «اغما» با یك موضوع ماورایی مورد تقدیر عزت الله ضرغامی رئیس رسانه ملی قرار گرفت و ماه رمضان امسال هم روی یك موضوع ماورایی كار می كند. قریبیان كه تاكنون در مجموعه های مناسبتی بازی نكرده بود، امسال بخت خود را با «خوابزده» امتحان می كند. علیرضا افخمی بعد از نوشتن چند قسمت از فیلمنامه «خوابزده» و مورد توجه قرار نگرفتن مدیران شبكه از ادامه كار انصراف داد و مجموعه تا چند روز معلق ماند، اما بعد از چند روز افخمی با نوشتن یادداشتی اعلام كرد مشكلی ندارد با پروژه و همكاری با آن را ادامه می دهد. بایگان با بازی در مجموعه «خوابزده» بعد از مجموعه «پیامك از دیار باقی» دومین بار است در یك مجموعه مناسبتی به كارگردانی مقدم همكاری می كند. گفته می شود او برای بازی در «خوابزده» قرارداد خود را برای بازی در فیلم «حریم» به كارگردانی رضا خطیبی لغو كرد.

● شبكه دو مجموعه «مثل هیچكس» را به كارگردانی حسن برزیده، تهیه كنندگی محمدعلی اسلامی و نویسندگی علی اكبر محلوجیان برای ماه رمضان امسال آماده می كند. در این مجموعه حسین یاری، پروانه معصومی، مهران رجبی، اصغر همت، رامین راستاد، جواد عزتی، حمید ابراهیمی، شاهرخ استخری، نفیسه روشن، مرضیه لشگری، ابراهیم برزیده بازی می كنند.
▪ خلاصه داستان: داستان «مثل هیچكس» درباره خانواده ای است كه پدرشان فوت می كند و پسر بزرگتر كه همه او را داداشی صدا می كنند، مسئولیت خانواده را به عهده می گیرد.
حاشیه ها: ثریا قاسمی قرار بود در مجموعه «مثل هیچكس» بازی كند كه به دلیل آسیب دیدگی از بازی در این پروژه انصراف داد و پروانه معصومی جایگزین او شد. نام مجموعه هم تا مدت ها «داداشی» بود كه تغییر كرد و برزیده با ساخت آن نخستین تجربه كارگردانی مجموعه مناسبتی خود را كسب كرد.
معصومی بعد از بازی در «نشانی» كه نوروز از شبكه دو پخش شد، از این مجموعه به عنوان بهترین بازی خود یاد كرد. او بعد از پیوستن به پروژه «مثل هیچكس» در گفتگویی بازی خود را در این مجموعه «بهترین» توصیف كرد. «مثل هیچكس» نخستین مجموعه ای بود كه مهدی فرجی مدیر شبكه دو اعلام كرد برای ماه رمضان تولید می شود.

● شبكه سه مجموعه «بزنگاه» را به كارگردانی رضا عطاران و تهیه كنندگی ایرج محمدی و مهران مهام برای ماه رمضان تهیه می كند. در این مجموعه عطاران، حمید لولایی، علی صادقی، گیلدا رنجبران، غلامرضا نیكخواه، مرجانه گلچین، محمود بهرامی، سوسن پرور به ایفای نقش می پردازند.
▪ خلاصه داستان: مجموعه تلویزیونی «بزنگاه» درباره یكی از نانوایان قدیمی شهر است كه پس از فوت او بر سر ارث و میراث میان اعضای خانواده اش اختلاف ایجاد می شود.
حاشیه ها: عطاران با كارگردانی مجموعه «بزنگاه» سومین سال است كارگردانی مجموعه های ماه رمضان را تجربه می كند. او سال ۸۳ «خانه به دوش» را با حضور حمید لولایی، مریم امیرجلالی، آناهیتا همتی، علی صادقی، غلامحسین لطفی، فلور نظری و بهنوش بختیاری ساخت. عطاران ماه رمضان سال ۸۴ هم مجموعه مناسبتی «متهم گریخت» را با بازی سیروس گرجستانی، مریم امیرجلالی، سعید آقاخانی، محمود بهرامی، شهربانو موسوی، علی جعفری، ملیكا زارعی، لیدا فتح اللهی، خشایار راد و فلور نظری كارگردانی كرد. فیلمنامه مجموعه «بزنگاه» را محمدرضا آریان همراه سروش صحت می نوشت، اما اواسط كار آریان به دلیل اختلاف با عطاران از حضور در پروژه انصراف داد و هم اكنون صحت به تنهایی مشغول نگارش فیلمنامه این مجموعه است. گریم عطاران در این پروژه خاص است و او با سری تراشیده بازی می كند. عطاران مانند مجموعه های موفق «متهم گریخت» و «خانه به دوش» كه با استقبال مخاطبان رو به رو شد، سعی كرده در مجموعه «بزنگاه» از بازیگران تیم قبلی اش همچون لولایی و صادقی بهره ببرد.

● شبكه تهران مجموعه «مأمور بدرقه» را به كارگردانی سعید سلطانی و تهیه كنندگی اسماعیل عفیفه برای ماه رمضان امسال تهیه می كند و سیروس گرجستانی، مهرانه مهین ترابی، جواد رضویان، بهاره رهنما، محسن تنابنده، فرناز رهنما، كیانوش گرامی، حسین توشه، زهره مجابی، ناصر گیتی جاه، حسین عابدینی در آن بازی می كنند.
▪ خلاصه داستان: این مجموعه روایتگر استوار آصف مأمور نیروی انتظامی در حال بازنشستگی است كه باید افشین را به جرم حمل مواد مخدر تحویل بازداشتگاه بدهد. اما افشین به كمك شوهر خواهرش فرامرز از دست استوار آصف فرار می كند.
حاشیه ها: سلطانی با كارگردانی «مأمور بدرقه» سومین سال است كه كارگردانی مجموعه های ماه رمضان را تجربه می كند. او سال ۸۶ «شكرانه» را با بازی پوریا پورسرخ، عاطفه رضوی، هوشنگ توكلی، حسن جوهرچی و مریم كاویانی و سال ۸۳ «رسم عاشقی» را با بازی سروش صحت، لاله اسكندری، محمود عزیزی، مینا جعفرزاده، افسانه پاكرو و فرهاد بشارتی ساخت. با اینكه مجموعه های «شكرانه» و «رسم عاشقی» موفقیتی برای شبكه تهران به بار نیاورد و آمار نظرسنجی های صدا و سیما نشان دهنده كمترین مخاطب در میان مجموعه های دیگر ماه رمضان بود، اما باز هم مدیران شبكه تهران مجموعه رمضان را به سلطانی سپردند. بهاره رهنما قبل از شروع تصویربرداری مجموعه «مأمور بدرقه» در برنامه «مثلث شیشه ای» یك خبر غافلگیركننده به مردم داد، اما رشیدپور در ادامه صحبت او گفت: مسلماً خانم رهنما در مجموعه ماه رمضان شبكه تهران بازی می كند. برخی مدیران شبكه تهران تصمیم داشتند فیلمنامه «مأمور بدرقه» را به علیرضا افخمی بسپرند كه شبكه یك سریعتر از آنها اقدام كرد. این نخستین حضور گرجستانی و مهین ترابی در كنار همدیگر است. عفیفه از تهیه كنندگانی است كه همیشه ارتباطی خوب با رسانه ها دارد و خبرنگاران بدون دردسر خبر مجموعه ماه رمضان را از او می گیرند.

در انتظار یک رکوردزنی+ پوستر

       توقف نمایش ؟!
 
کمال تبريزي کار گردان فيلم هميشه پاي يک زن در ميان است از به وجود آمدن مشکلاتي براي ادامه نمايش اين فيلم اظهار بي اطلاعي کرد.
تبريزي در گفت وگويي کوتاه با خبرنگار سينمايي ايلنا گفت: تا به حال چيزي در اين زمينه به من گفته نشده است ومن بي اطلاعم.
درروزهاي اخير در محافل مختلف شايعاتي منتشر شده است که ادامه نمايش فيلم‌‏هاي هميشه پاي يک زن درميان است و ديوار به دليل حضور گلشيفته فراهاني با مشکلاتي مواجه شده است.
سيروس تسليمي پخش کننده فيلم ديوار نيز در گفت وگو با ايلنا با اشاره به اينکه شايعه توقيف ديوار را ديروز در خانه سينما شنيده است گفت: از ديروز خبرنگاران به من زنگ مي زنند ومرتبا درباره وضعيت اين فيلم سوال مي‌‏کنند.
وي احتمال توقيف فيلم ديوار را بعيد دانست. از سوي ديگر شنيده مي شود که با توجه به انتقادات شديد شمقدري از فيلم ميناي شهر خاموش، اخباري مبني به به وجود آمدن مشکلاتي براي اکران اين فيلم نيز به وجود آمده است.


جلسه نقد و بررسي فيلم « هميشه پاي يک زن در ميان است» با حضور کارگردان فيلم در اصفهان برگزار مي شود.
به گزارش ايلنا جلسه نقد و بررسي فيلم « هميشه پاي يک زن در ميان است» ساخته کمال تبريزي با حضور کارگردان فيلم، 30 مرداد ماه در سينما سپاهان استان اصفهان برگزار مي شود.
اين فيلم که به عنوان فيلم منتخب تماشاگران در جشنواره فيلم فجر سال گذشته انتخاب شد در حضور کارگردان به نمايش در آمده و سپس زاون قوکاسيان منتقد سينما ، فيلم را مورد نقد و بررسي قرار خواهد داد. اين جلسه همچنين با پرسش و پاسخ حاضران همراه خواهد بود.
اين فيلم به کارگرداني کمال تبريزي و بازي گلشيفته فراهاني ، رضا کيانيان، مهران مديري و حبيب رضايي در سينما سپاهان اصفهان و بسياري از سينماهاي کشور در حال اکران است.اين برنامه ساعت 18 روز ياد شده در سينما سپاهان اصفهان برگزار مي شود.


         در انتظار یک رکوردزنی

در انتظار یک رکوردزنی
فیلم «همیشه پای یک زن در میان است» توانست در کمتر از ۲۰ روز نمایش به فروش بیش از ۵۰۰ میلیون تومان دست یابد و در انتظار رکورد یک میلیارد تومانی باشد. «همیشه پای یک زن در میان است» یازدهمین فیلم کمال تبریزی بر اساس فیلمنامه رضا مقصودی و نغمه ثمینی ساخته شده که برداشتی آزاد از مجموعه داستان کوتاه «غیرقابل چاپ» سیدمهدی شجاعی است. داستان فیلم درباره رابطه یک زوج جوان است که به بن بست طلاق رسیده و پس از جدایی تجربه هایی خاص را از سر می گذرانند. مهران مدیری، رضا کیانیان، گلشیفته فراهانی، حبیب رضایی، آهو خردمند، شبنم مقدمی، صبا کمالی، سیاوش چراغی پور و... بازیگران اصلی این فیلم هستند.
به نوشته روزنامه اعتماد، این فیلم در بیست و ششمین جشنواره فجر به نمایش درآمد و گلشیفته فراهانی و حبیب رضایی برای بهترین بازیگر زن و مرد و مهران مدیری و سیاوش چراغی پور برای بهترین بازیگر مرد مکمل نامزد بودند که در نهایت به عنوان فیلم برگزیده تماشاگران اکتفا شد. «همیشه...» از چهارشنبه نهم مرداد در گروه سینمایی قدس اکران شد و پس از ۲۰ روز نمایش در ۱۹ سینما بیش از ۵۰۰ میلیون تومان فروش کرده است.

                             همیشه پای یک کارگردان در میان است!
      
    
                                     
 

ساخت اثري همچون "هميشه پاي يک زن در ميان است" از کارگرداني که داعيه ي استادي مي کند و خود را تافته اي جدا بافته مي داند، کسي که قرار است عنوان برترين کارگردان کمدي ساز سي سال اخير کشور را با خود به همراه داشته باشد بسيار ناميد کننده بود. فيلمي که هيچ نکته ي مثبت قابل ذکري از خود ارائه نمي کند. فيلمنامه ي ضعيف و به هم ريخته، بازي هاي تکراري و خسته کننده و کارگرداني بي نبوغ، همه همه انگشت اتهام را بسوي عوامل توليد فيلم نشانه مي برد. بي شک بزرگترين ايراد "هميشه ... " در فيلمنامه آن است، فيلمنامه ي که اساسا نمي داند چه چيزي را قرار است روايت کند و چه ظرافت ها و پيچيدگي هايي را در خود بگنجاند، اصلا مخاطب بايد حول کدام خط داستاني با شخصيت ها همراه شود. هيچ يک از اين موارد که بايد از بديهيات يک فيلمنامه باشد در نوشته ي مقصودي وجود ندارد و اين بزرگترين ضربه براي هر اثر سينمايي به همراه مي آورد.
عنوان بندي ابتدايي فيلم نويد بخش اثري دلنشين است، حتي سکانس هاي ابتدايي فيلم که صرف معرفي شخصيت ها مي گردد نيز قابل قبول و بعضا موفق حاصل شده ولي هرچه در عمق داستان بيش تر پيش مي رويم، بيشتر با فيلمي معمولي و آشکارا نامنسجم رو برو مي شويم. عدم انسجامي که تبريزي و بازيگرانش خود را با آن هماهنگ مي کنند و ذره اي تلاش در جهت بهبود پايه هاي اثرشان نمي کنند که سرانجامش پاياني شتاب زده و بي منطق است که در حقيقت تير خلاصي از سوي تبريزي است براي حذف اثرش از خاطرات سينمايي تماشاگراني واقع بين و سخت گير!
از بازي هاي فيلم چه مي شود گفت!؟ جز اينکه گلشيفته فراهاني شخصيت کليشه شده ي خود را در فيلم دوباره تکرار مي کند، يا وکيل زن ستيز فيلم (مهران مديري) که از تصوير شناخته شده ي او در برنامه هاي شبانه سيما به عاريه گرفته شده است و از همه تلخ تر به هدر رفتن توانايي هاي هنري رضا کيانيان در قالب شخصيتي تکراري و کم مايه.
از همه اينها بگذريم، اصلا نقش کمال تبريزي در فيلم چه بوده، چه نبوغ و خلاقيت خاصي در اين اثر ارائه کرده است. اگر افکت هاي صوتي بجايش - را به عنوان ايده اي موفق- کنار بگذاريم، ديگر چه کار درخور و قابل تحسيني انجام داده است. هرگز يادم نمي رود حضور مغرورانه ي آقاي تبريزي در جمع دانشگاهي مان که باد در قبقبه کرده و رو به جمع کثيري از دوستداران سينما، چه توصيفاتي در وصف اثر اينک آشکارا ضعيفش بيان مي نمود و به همه، ملودرامي، اجتماعي و موفق را نويد مي داد.
با وجود اينها بايد پذيرفت که تبريزي کارگرداني موفق و مردمي است که توانسته با کارنامه ي قابل ستايشش جايگاه مناسبي در سينماي ايران و در نزد مخاطبان آن بدست آورد کسي که با "گاهي به آسمان نگاه کن" يکي از بياد ماندني ترن و پرمحتوا ترين فيلم هاي چند سال اخير را عرضه کرد. هر کارگرداني مطمئنا در کارنامه هنري خود فراز و نشيب بسيار دارد ولي پذيرش اين شکست ها است که هنرمندي را شايسته و قابل تقدير مي کند. بايد دانست که صرف فروش بالاي يک فيلم نمي توان عنوان اثري موفق را، براي آن در نظر گرفت. عنواني که براي "هميشه پاي يک زن در ميان است" بسيار بسيار دور از ذهن و انصاف است.

منبع: سی نت


 
 
پوستر از سحر جون

 

 
   

 

 و دو پوستر زیبا

     مهران مدیری