بررسي جالب و دقیق و آماري ، از عرضه و تقاضا و فروش قهوه تلخ در مناطق مختلف تهران

 

 

بررسي جالب و دقیق و آماری،از عرضه و تقاضا

و فروش قهوه تلخ در مناطق مختلف تهران

 


http://s13.aks98.com/images/06831744423395323862.gif

http://s13.aks98.com/images/06188591861011233841.gif

http://s13.aks98.com/images/38007661666154747029.gif

http://s13.aks98.com/images/28779131376376600730.gif

http://s13.aks98.com/images/26790327902548634549.gif

http://s13.aks98.com/images/94789925026321752211.gif

http://s13.aks98.com/images/09357652581458922656.gif

http://s13.aks98.com/images/92717037757997023707.gif

http://s13.aks98.com/images/53376402174803302543.gif

http://s13.aks98.com/images/47499481834413741379.gif

http://s13.aks98.com/images/51718319376473836544.gif

http://s13.aks98.com/images/32749423934786034988.gif

http://s13.aks98.com/images/00172907507598711977.gif

http://s13.aks98.com/images/04779698408438130991.gif

http://s13.aks98.com/images/18841903969403395447.gif

http://s13.aks98.com/images/18015614153255066579.gif

http://s13.aks98.com/images/55331363543282546938.gif

http://s13.aks98.com/images/04167176565592431423.gif

http://s13.aks98.com/images/60672782772592953369.gif


 

بررسي نقشه جنگي قهوه تلخ ( همشهری جوان )


http://s13.aks98.com/images/31234153350561980383.gif

http://s13.aks98.com/images/99864488956082177280.gif

http://s13.aks98.com/images/43756654618676066175.gif

http://s13.aks98.com/images/95166448656229570600.gif

http://s13.aks98.com/images/04272527002275326230.gif

اطلاعیه


به اطلاع خریداران محترم سریال قهوه تلخ می رساند ، دست اندركاران مجموعه قهوه تلخ براي جلوگيري از تضييع حقوق خريداراني كه همه مجموعه ها را به صورت اصل تهيه كرده ولي شماره ها را با خطوط مختلف تلفن همراه پيامك نموده اند ، «همه شماره هاي ارسالي» را در قرعه كشي اولين آپارتمان كه در تاريخ 14/9/1389 انجام مي شود شركت مي دهند . شايان توجه است برنده محترم مي بايست كارت هاي قرعه كشي هر 10 مجموعه را كه شماره آنها پيامك شده باشد ، ارائه نمايد . 
 

مطالب همشهري جوان درباره رقابت تلویزیون و قهوه تلخ

 
 
 
 

جهانگیرخان دولو، بدون گریم

فرهنگ > چهره‌ها  - محمد رضا هدایتی، بازیگری که در آثار مهران مدیری با گریم های متفاوتی ظاهر شده است. طغرل در پاورچین، یاور طغرل در شب‌های برره، منصور خان در باغ مظفر و جهانگیر شاه دولو در قهوه تلخ از آن دسته‌اند.

 

هدایتیهدایتی


 
 

 
 
 
 
 
 
باتشکر از دوست خوبم سمانه


سری جدید عکس ها و پوسترهای قهوه تلخ....

 

سری جدید عکس ها و پوسترهای قهوه تلخ....

 

 

 

این که آخره خندست!

 

www.tanzemodiri.blogfa.com

 

 

سيامك انصاري؛ «خسته نباشيد خدا قوت...»بابا شاه: از خودم نقاشی کشیدی ام

 

                 علی معلم درباره واکنش‌ها به مدیری: بُخل و بُخلانیت! 
 
  علی معلم: قلیل جماعتی از مردم ما (روشنفکر و تاریک‌فکر هم ندارد)     
    

عجیب دوست دارند که در موفقیت‌های هنرمندان این سرزمین اظهار بُخل‌شان را پنهان نکنند. این اواخر موفقیت این تنها محصول غیرتلویزیونی مهران مدیری در جذب مردمان و بالا بردن سهم تولیدات خودی، بهانه‌ای است که دوستان یا چرتکه بردارند حساب کنند که سازندگان چی گیرشان آمده یا به بهانه‌ای عدم موفقیت محصولات بفرموده‌شان را به گردن تحسین‌کنندگان مجموعه‌ی قهوه تلخ بیاندازند.

 حضرات دُم خروس‌تان را باور کنیم یا... اندکی تاب بیاورید.

 اگر کارتان خوب باشد حال شما هم خوب می‌شود.

 

 
 
                           گزارشي از پشت صحنه مجموعه «قهوه تلخ»
 سيامك انصاري؛ «خسته نباشيد خدا قوت...»
 
 
                      
 
 مهران مدیری طي نشستي كه قرار است براي مجموعه قهوه تلخ برگزار شود، صحبت خواهد كرد.
ديوارهاي كهنه و قديمي با درخت‌هاي سر به فلك كشيده، نشانه‌هايي از عمارت ساخته شده، مجموعه «قهوه تلخ» است كه گروه همچنان در آن مشغول به كار هستند. وفا ملك‌زاده مدير روابط عمومي اين پروژه خبر از 90 قسمتي بودن مجموعه «قهوه تلخ» مي‌دهد در حالي كه سري چهارم اين مجموعه كه شامل قسمت هاي 13،14 و 15 مي‌شود نيز به شبكه خانگي آمده است.
 

به گزارش خبرنگار شهر، بازديد از مكان تصويربرداري مجموعه «قهوه تلخ» نشان مي‌دهد كه مهران مديري كارگردان اين مجموعه با تدبير و مشورت طراحان صحنه و لباس و نيز حميد آقاگليان و مجيد آقاگليان تهيه كنندگان هزينه بالايي را براي اين مجموعه درنظر گرفته‌اند. لوكيشني كه براي مجموعه تلويزيوني «قهوه تلخ» درنظر گرفته شده همان لوكيشن مجموعه «پاورچين» با تغييرات بيشتري است كه در زمين وسيعي با ساختن سوله‌هاي مختلف شامل تالار شاه كه لوكيشن اصلي سريال است، مطبخ، بازار، قهوه‌خانه، خانه صدراعظم، خانه قهوه‌چي، زندان و ... از جمله لوكيشن‌هايي است كه مديري براي به تصوير كشيدن «قهوه تلخ» بنا كرده است.

قسمت 42، سكانس T، بازارچه؛
از پله‌هاي ساختمان قديمي به سمت فضاي بيروني باغ به همراه مدير روابط عمومي پيش مي‌رويم كه سارا مطلق، منشي صحنه اين مجموعه، را مي‌بينم، مطلق سكانس مورد نظر را براي تصويربرداري آماده مي‌كند و مي‌گويد: معمولا در طول روز با توجه به زمان كوتاهي كه داريم، سعي مي‌كنم نماها را قسمت‌بندي كنم و با مشورت آقاي مديري در روز چهار نماي مفيد را تصويربرداري مي‌كنيم.

مطلق درباره كار با مجموعه «قهوه تلخ» به اين موضوع اشاره مي‌كند كه كارگردان تاثير مهمي در روند چنين پروژه‌هايي كه زمان طولاني را به خود اختصاص مي‌دهند دارد. او در ادامه عنوان مي‌كند، آقاي مديري به شدت سر كار آرام و با درايت هستند. و خوشبختانه تا الان هيچ‌گونه تنشي ميان گروه و بازيگران ديده نشده است؛ اين از مديريت يك كاگردان خوب است. ملك‌زاده اشاره مي‌كند كه تمام ديوارها و طراحي صحنه با خلاقيت و تجربه پانته‌آ واعظ‌نيا (طراح تزئينات كاخ‌ها و ساخت تيتراژ و گرافيك تبليغات) خلق شده‌اند و نيز طراح صحنه و لباس كار (فروزان جليلي‌فر) است كه بي وقفه به همراه شبنم مظفري، دستيار اول اين پروژه، براي آماده كردن سكانس بازارچه پيش مي‌روند.

همه عوامل در بازارچه جمع هستند تا با چيدن ريل دوربين كه قرار است با دو دوربين فيلمبرداري شود، هركسي به دنبال كار خود باشد. در اين لوكيشن بنري كه ابتداي بازارچه گذاشته‌اند، خودنمايي مي‌كند و صحنه را واقعي تر از آنچه هست، نشان مي‌دهد. مهرداد شكرآبي طراح گريم، در حالي كه سيامك انصاري ديالوگ‌هاي خود را تمرين مي‌كند مشغول به كار خود مي‌شود و مهران مديري كارگردان اين مجموعه پشت دوربين مي‌نشيند تا اين پلان را فيلمبرداري كند.

در همين حال برزو ارجمند به جمع گروه مي‌پيوندد. بعد از سكوتي كه كل صحنه را دربرمي‌گيرد، صداي سيامك انصاري در بازارچه مي‌پيچد كه از كنار مغازه دارها مي‌گذرد و به آن‌ها «خسته نباشيد و خدا قوت... مي گويد!» با پايان هرنما، مديري با دقت خاصي تصويرهاي ضبط شده را مشاهده مي‌كند و كوچك‌ترين ايرادها را به گروه خرده مي‌گيرد.

ملك‌زاده عنوان مي‌كند كه مهران مديري تمايلي به صحبت با خبرنگاران ندارد و طي نشستي كه قرار است براي اين مجموعه برگزار شود، صحبت خواهد كرد. 

گزارش: صبا شادور


   

                       بابا شاه: از خودم نقاشی کشیدی ام 

 

                

 

باتشکر از دوست خوبم سمانه
 
 
 

تیراژ باور نکردنی قهوه تلخ+معاونت سینمایی درباره توزیع «قهوه تلخ» توضیح داد+کاریکاتورهای بامزه قهوه

 

تیراژ باور نکردنی قهوه تلخ

 
 
 اظهارات يك مدير معاونت سينمايي درباره تيرا‍ژ باور نكردني قهوه تلخ

 محمد تاجيك :مديرعامل موسسه رسانه هاي تصويري باانتقاد از صداو سيما ،منشا اصلي به وجود آمدن فيلمهاي سخيف را تلويزيون دانست.

 به گزارش پارس توريسم ،محمد رضا عباسيان كه روز شنبه در يك نشست خبري سخن مي گفت افزود:بازيگران اين فيلمهاي سخيف بازيگران همان سريالهاي تلويزيوني هستند .

 

 مردم به فيلم‌هاي سوپرماركتي بي‌اعتماد شده‌اند

عباسي كه علاوه بر مديريت موسسه رسانه هاي تصويري دبيركل جديد ستاد مبارزه با قاچاق محصولات سمعي و بصري است در ادامه بيان داشت: نكته بعدي عرضه سوپرماركتي است كه بازار جديدي ايجاد شده و فيلم‌ها در سطح سوپرماركت‌ها و در سطح كشور در دسترسي مردم قرار گرفت كه البته مخالفت‌ها و موافقت‌هايي در عرضه سوپرماركتي شكل گرفت اما از نظر من و موافقان اين طرح عرضه در سوپرماركت‌ها باعث شد تا فيلم به سبد خريد خانواده‌ها راه پيدا كند.
وي خاطرنشان كرد: اما اين افزايش عرضه و قيمت بالاي رايت فيلم متأسفانه باعث آسيب اين صنعت شد و شركت‌ها رفتند سراغ توليد فيلم‌هاي سوپرماركتي و يكي از دلايلي كه باعث ركود اين صنعت شد، به دليل عدم اطميناني است كه مردم نسبت به اين محصولات پيدا كردند.
وي اظهار داشت: فيلم‌هاي بسيار بي‌كيفيت كه با 20 تا 30 ميليون ساخته مي‌شدند و با 10 روز فيلمبرداري آنها تمام مي‌شد وارد بازار شدند كه همين موضوع باعث شد كه از ابتداي سال متأسفانه شاهد ركود بسيار زيادي در بازار باشيم و متاسفانه تيراژ يك تا 2 ميليون نسخه‌اي با كاهش چند صد هزار نسخه‌اي مواجه شد و قيمت رايت هم از 400 تا 500 ميليون تومان به 200 ميليون تومان كاهش پيدا كرده است.


  تيراژ «قهوه تلخ» باورنكردني بود


مديرعامل مؤسسه رسانه‌هاي تصويري با اشاره به تجربه‌هاي بسيار موفق عرضه مجموعه «قهوه تلخ» به صورت دي وي دي و عدم كپي مردم اظهار داشت:

 در حال اين اتفاق بسيار خوبي است در عرضه مجموعه «قهوه تلخ» و با تيراژ باورنكردني 2 ميليون نسخه رخ داده است كه ما از روز اول بحث دي وي دي را مطرح مي‌كرديم اما برخي از مؤسسات عنوان مي‌كردند جامعه آمادگي ارائه دي وي دي را ندارد

اما مشخصا براي مجموعه قوه تلخ درصد تقاضاي دي وي دي 60 به 40 افزايش پيدا كرده است.

 

معاونت سینمایی درباره توزیع «قهوه تلخ» توضیح داد

 

فرهنگ > سینما  - روابط عمومی معاونت امور سینمایی در پی عرضه 700 نسخه از مجموعه «قهوه تلخ» در میان مهمانان اجلاس ائمه جمعه توضیحاتی ارائه کرد.

به گزارش خبرآنلاین، در ابتدای این توضیحات آمده است: «نظر خواهی از نخبگان درباره فیلم​ها امری عادی در معاونت سینمایی است.»

در ادامه این متن آمده: «در پی درج خبری در یکی از سایت​ها مبنی بر توزیع مجموعه سی‌دی​های «قهوه تلخ» در جمع 600 نفره روحانیون، ضروری است به آگاهی عموم برساند، در روز پایانی اجلاس اخیر ائمه محترم جمعه سراسر کشور 700 نسخه از قسمت​های اول تا ششم سریال «قهوه تلخ» به عنوان یکی از هدایای فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دستور معاون امور سینمایی از سوی روابط عمومی وزارتخانه در اختیار روابط عمومی اجلاس مزبور جهت توزیع بین مهمانان و اعضای شرکت کننده دراجلاس قرار گرفت.»

در پایان این متن آمده: «این اقدام به عنوان یک رویه کاملاً عادی و معمول که معاونت سینمایی فرهیختگان و نخبگان کشور را در معرض آخرین تولیدات سینمایی و سمعی و بصری کشور قرار داده و نظرات آنها را جویا می​شود، صورت گرفته است.»

 

دست‌درازي شبكه زيرزميني قاچاق آثار تصويري به «قهوه تلخ» و «قلب يخي»
پيشنهاد شبكه زيرزميني؛ يكي بخر، دوازده اپيزود ببر!


هادي داداشي: به نظر مي‌رسد عمر تأثير «جان من، جان من!» گفتن‌هاي مهران مديري و قسم دادن‌هاي او براي خودداري مردم از كپي سريال جديدش بيش از همان يكي- دو هفته نخست نبوده است. سودجويان بازار آثار صوتي و تصويري اين بار هم بدون توجه به قوانين مصنفين و مولفين و حتي خواهش‌هاي مديري، سريال او را با پكيج خودشان وارد شبكه زيرزميني كرده‌‌اند! در حالي كه تنها 12 قسمت از سريال «قهوه تلخ» به صورت رسمي توزيع شده، مي‌توان در بساط دستفروشان در پياده‌روها و ايستگاه‌هاي مترو، دي‌‌وي‌دي‌هاي اين مجموعه ويديويي را كه متشكل از 12 قسمت سريال است، با قيمتي نازل خريداري كرد. خريدي كه به گفته محمدرضا عباسيان، رييس ستاد مبارزه با محصولات سمعي و بصري غيرمجاز و مديرعامل موسسه رسانه‌هاي تصويري، «مصداق سرقت است». جالب آن كه طي همين چند هفته محدود كه توزيع سريال آغاز شده، سودجويان فرصت آن را داشته‌اند كه كاور (پوشش)‌هايي را هم براي اين مجموعه طراحي و محصولات غيرقانوني خودشان را شبيه بسته‌بندي اصلي عرضه كنند! اين اتفاق براي سريال «قلب يخي» هم افتاده و مجموعه ويديويي محمدحسين لطيفي نيز كه تاكنون 8 قسمتش عرضه شده، در بازار زيرزميني روي يك دي‌وي‌دي در دسترس است!
گردش عظيم مالي سريال‌هاي


ويديويي گرفتار بحران مي‌شود؟!
گرچه گفته مي‌شود صداوسيما با اجتناب از پخش «قهوه تلخ»، درآمد عظيمي را از دست داده است، اما كاملاً روشن است كه تكثير غيرقانوني اين سريال نيز مي‌تواند بدل به معضلي مهم در راه فروش خيره‌كننده آن شود. چرا كه سودجويان با استفاده از فرصت يك هفته‌اي براي توزيع فصل‌هاي جديد سريال «قهوه تلخ» يا اپيزودهاي تازه «قلب يخي»، با فراغ بال كپي‌هاي غيرقانوني خود را آماده توزيع مي‌كنند. به ويژه آن كه تمهيدهاي فني هم اثر نداده و گويا نسخه‌هاي اصلي به راحتي كپي مي‌شوند. بضاعت اقتصادي اغلب مخاطبان چنين سريال‌هايي نيز طبعاً با تهيه آنها در بازارهاي غيررسمي همخواني بيشتري دارد. به اين معني كه وسوسه امكان خريد ارزان‌تر، در صورت هر چه جلوتر رفتن قسمت‌هاي سريال قهوه تلخ يا قلب يخي، در مقايسه با هزينه كرد چند هزار توماني قطعاً خوشايندتر از رعايت حقوق توليدكنندگان آثار هنري جلوه خواهد كرد! حال در اين راه، هر چقدر هم بحث كيفيت بهتر نسخه‌هاي اريژينال يا ماجراي هديه‌هايي چون خانه مبله و ... هم كه پيش كشيده شود، چندان اثرگذار نخواهد بود، اما واقعاً اگر بسياري از خريداران امروز نسخه‌هاي اصلي سريال «قهوه تلخ» بزودي تغيير رويه دهند و متمايل به بازارهاي زيرزميني شوند،

 چه اتفاقي براي گردش‌ مالي آن خواهد افتاد؟!
سازندگان قهوه تلخ هنوز تعداد نهايي قسمت‌هاي سريال را اعلام نكرده‌اند، پس مي‌توان اين پيش‌فرض را در نظر گرفت كه مجموعه جديد مديري همچون اغلب سريال‌هاي قبلي‌اش دست كم در 90 قسمت توليد و توزيع خواهد شد. نود قسمت يعني 30 فصل سه اپيزودي كه با رقم فروش كنوني (هر سه قسمت 2500 تومان)،‌ يك مصرف كننده با اخلاق، بايد در پايان فصل سي‌ام، 75 هزار تومان در مدت حدود هشت ما بابت قهوه تلخ بپردازد. هزينه‌اي كه طبعاً با درآمد بسياري از خانوارهاي ايراني جور نخواهد بود. در نتيجه يا از سبد خريد خانواده حذف يا نسخه‌هاي كپي جايگزين آن مي‌شود.
اقدامي كه موجب نزول رقم‌هاي ميلياردي فروش هفته‌هاي نخست اين مجموعه و رقيبش خواهد شد.
چاره چيست؟!
هر چند ممكن است در اين باره، برخي همچنان تحليل‌ها، انگشت اتهام را به سوي مسؤولان سيما نشانه روند كه چرا با سعه صدر، زمينه را براي پخش تلويزيوني اين سريال و دسترسي رايگان آن براي تمام مردم فراهم نكردند. واقعيت، اما اين است كه انتظار پخش تمام آثار تصويري از تلويزيون، چندان منطقي و اصولي نيست و بايد در اين ميان، سهمي را براي شبكه ويديويي نيز قائل شد، اما آيا «قهوه تلخ»، حداقل تا اينجاي كار توانسته مخاطب خود را قانع كند تا هر هفته 2500 يا در مواردي 2300 تومان براي تماشاي آن بپردازد؟! اين پرسشي است كه جواب آن را مي‌توان در صحبت‌هاي علاقه‌مندان به ساخته‌هاي مديري جستجو كرد و اتفاقاً به نتيجه هم رسيد!
پس احتمال مي‌رود تبليغ آغاز بازي مديري از قسمت بيستم هم جواب ندهد و در آينده نزديك، كپي‌هاي غيرقانوني حسابي جاي خود را بين خريداران باز كنند.
يكي از دست‌اندركاران صنعت ويديويي كشور با تأييد اين احتمال، پيشنهاد مي‌دهد كه شركت‌هاي توزيع دو سريال ويديويي ياد شده، تنها با كاهش قيمت نسخه‌هاي اصلي توان رقابت با بازار قاچاق را خواهند يافت. گرچه يكي از مسؤولان شركت تصوير دنياي هنر در گفت‌وگو با خبرنگار ما، ستاد مبارزه با آثار سمعي و بصري غيرمجاز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را متولي اصلي جلوگيري از رواج نسخه‌هاي كپي ذكر مي‌كند و مي‌افزايد هر گونه همكاري اين شركت براي مبارزه با آثار تقلبي در راستاي سياست‌هاي ستاد مذكور خواهد بود.
در اين باره نيز محمدرضا عباسيان با اعلام خبر خريد دي‌وي‌دي اصلي قهوه تلخ از سوي 60 درصد مردم، در نشست خبري ديروز خود، نصب هولوگرام، در نظر گرفتن هدايايي براي خريدكنندگان و اختصاص دادن مبلغي به عنوان حق‌الكشف سي‌دي‌هاي قاچاق را از جمله اقدامات ستاد مبارزه با محصولات سمعي و بصري غيرمجاز در راه حذف كپي‌هاي غيرقانوني ذكر مي‌كند.
بايد ديد اين نسخه‌هاي غيرقانوني تا چه حد بازار رسمي فروش را تحت‌الشعاع خود قرار خواهد داد و مسؤولان ذيربط چه راهكارهاي موثرتري را براي بر چيدن آنها در نظر خواهند گرفت؟!

 

کاریکاتورهای بامزه قهوه تلخ!

 

 

 

دو پوستر .

دو پوستر .........

 

 www.atipic.blogfa.com    

 

 

با تشکر از دوست خوبم ندا 

پوستر پگاه

یک پوستر....

 

   

با تشکر از دوست خوبم پگاه

خوش‌پوش‌ترین بازیگر مرد سینمای ایران کیست؟ +پوستر

 

       خوش‌پوش‌ترین بازیگر مرد سینمای ایران کیست؟

در پی نظر سنجی سایت دوخت؛ درباره خوش‌پوش‌ترین بازیگر مرد سینمای ایران سرانجام در یک رقابت بسیار نزدیک  «بهرام رادان» به عنوان شیک‌پوش‌ترین بازیگر مرد ایرانی شناخته شد.

در این نظر سنجی از خوانندگان پرسیده‌شده بود : «به نظر شما شیک‌پوش‌ترین بازیگر مرد ایرانی در حال حاضرچه کسی‌ست؟» و گزینه‌ها شامل این بازیگران می‌شدند:  محمدرضا فروتن، محمدرضا گلزار، بهرام رادان، مهران مدیری، پارسا پیروزفر، پژمان بازغی، امین حیایی، شهاب حسینی، حامد کمیلی و حمید گودرزی. همچنین گزینه‌ای تحت عنوان « بازیگر مورد نظر من در گزینه‌های بالا نیست» تا چنانچه بیش از ده درصد آرا به این گزینه تعلق گرفت نظر سنجی مجددا با گزینه‌های بیشتری طراحی شود.


سرانجام پس از 20 روز رای‌گیری و در حالی که نتایج آرا چندین بار تغییر کرد، رای‌های داده شده به این ترتیب به بازیگران فوق تعلق گرفت:

مهران مدیری 5 درصد آرا
محمدرضا فروتن 2 درصد آرا
محمدرضا گلزار 15 درصد آرا
بهرام رادان 25 درصد آرا
پارسا پیروزفر 21 درصد آرا
پژمان بازغی 1 درصد آرا
امین حیایی 2 درصد آرا
شهاب حسینی 3 درصد آرا
حامد کمیلی 1 درصد آرا
و حمید گودرزی 23 درصد آرا.


همچنین به گزینه‌ی «بازیگر مورد نظر من در گزینه‌های بالا نیست» 3 درصد آرا تعلق گرفت که نشان می‌داد با اضافه نمودن هر یک از بازیگران دیگر به این لیست، تغییر چندانی در نفرات بالایی به وجود نمی‌آمد.

این در حالی است که در هفته نخست محمدرضا گلزار با 29 درصد آرا ، حمید گودرزی با 25 درصد آرا و بهرام رادان با 18 درصد آرا در رتبه‌های اول تا سوم بودند؛ اما در نهایت اکثریت نسبیِ شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی بهرام رادان را در جایگاه اول، حمید گودرزی را در جایگاه دوم و پارسا پیروزفر را در جایگاه سوم قرار دادند.

از نکات جالب و پیش‌بینی نشده در این نظرسنجی، سقوط محمدرضا گلزار، بازیگر و سوپرمدل بسیار خوش‌چهره‌ی سینمای ایران به رتبه‌ی چهارم و حتی پس از پارسا پیروزفر است.


پارسا پیروزفر هم که یکی دیگر از بازیگران بسیار خوش‌چهره و جذاب ایرانی است، علی‌رغم آنکه سال‌های اخیر در سینما و تلویزیون کمتر ظاهر شده‌است در رتبه‌ سوم قرار دارد.


ولی به هر حال بهرام رادان بازیگر توانا و خوش‌چهره‌ی سینمای ایران در جایگاه اول قرار گرفت و به عنوان شیک‌پوش‌ترین بازیگر مرد سینمای ایران در حال حاضر شناخته شد. رادان تا کنون چند بار به عنوان مدل (مانکن) تبلیغاتی مورد استفاده قرار گرفته است که شاید جالب‌توجه‌ترین مورد، استفاده از وی برای تبلیغ تی‌شرت‌های نیمانی (مسعود بهنود) بوده باشد.
 
پی نوشت:این مطلبو گذاشتم چون فکر میکنم بدون توجه به رده بندی خوش پوش ترین هنرمندان قرار گرفتن مهران مدیری بین این هنرمندان نشان دهنده محبوبیت فراوان این کمدین دوست داشتنیه. کافیه به فاصله سنی این هنرمندان توجه کنید و دوم اینکه افسوس هواداران مهران مدیری از این نظرسنجی اطلاعی نداشتن وگرنه بدون شک مهران مدیری دربین سه نفر برتر قرار داشت

گرچه هنرمندان جوان و محبوب دیگری هم پایینتر از مهران مدیری قرار گرفتند.

درود بر "مهران مدیری اسطوره تکرار نشدنی تلویزیون"

       خوش‌پوش‌ترین بازیگر مرد سینمای ایران کیس

آروم اومدی تو خوابم.....

آروم اومدی تو خوابم.....

 

 

با تشکر از سحر

سه پوستر از دایره زنگی

سه پوستر از دایره زنگی با تشکر از  ایمان 

 

 

 

 

  

نامزدهای دریافت جوایز جشن خانه سینما اعلام شدند؛

   همه دیده شدن بجز مهران مدیری

        نامزدهای دریافت جوایز جشن خانه سینما اعلام شدند؛
          «فرزند خاک»، «خاک آشنا» و «دعوت» رکورددار نامزدی شدند


 

سینمای ما - نکته عجیب و جالب، نامزدی فیلم «باد در علفزار می‌پیچد» در بخش بهترین فیلم است که در هیچ کدام از بخش‌های دیگر نامزد دریافت جایزه نشده است. نام تعدادی از برندگان مشهور جشنواره فیلم فجر حتی به عنوان نامزد نیز نیامده است؛ از جمله هنگامه قاضیانی. فهرست کامل را می‌خوانید...

نامزدهاي دوازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران امشب 22 شهريور ماه معرفي شدند. 

اسامي نامزدهاي هر بخش به شرح زير منتخب شده‌اند.



بهترين فيلم


1- باد در علفزارها مي‌پيچد



2- دعوت


3- ديوار



4- خاك آشنا


5- فرزند خاك


بهترين كارگرداني

1- رضا ميركريمي براي فيلم به همين سادگي

2- ابراهيم حاتمي‌كيا براي فيلم دعوت

3- محمدعلي طالبي براي فيلم ديوار

4- بهمن فرمان‌آرا براي فيلم خاك آشنا

5- محمدعلي باشه‌آهنگر براي فيلم فرزند خاك

بهترين فيلمنامه

1- رضا ميركريمي و شادمهر راستين براي فيلم به همين سادگي

2- ابراهيم‌ حاتمي‌كيا و چيستا يتربي براي فيلم دعوت

3- اصغر فرهادي براي فيلم دايره زنگي

4- بهمن فرمان‌آرا براي فيلم خاك آشنا

5- محمدعلي آهنگر و محمدرضا گوهري براي فيلم فرزند خاك

• بهترين فيلمبرداري

1- مرتضي پورصمدي براي فيلم آتش سبز

2- محمود كلاري براي فيلم خاك آشنا

3- تورج منصوري براي فيلم دعوت

4- عليرضا زرين‌دست براي فيلم فرزند خاك

5- محمود كلاري براي فيلم صد سال به اين سال‌ها

بهترين موسيقي متن

1ـ كارن همايون‌فر براي فيلم خاك آشنا

2- محمدرضا عليقلي براي فيلم دعوت

3- آريا عظيمي‌نژاد براي فيلم فرزند خاك

4- محمدرضا عليقلي براي فيلم كتاب قانون

5- كارن همايون‌فر براي فيلم صد سال به اين سال‌ها

بهترين بازيگر نقش اول مرد

1- صابر ابر براي فيلم دايره زنگي

2-عزت‌الله انتظامي براي فيلم ستاره مي‌شود

3- پرويز پرستويي براي فيلم كتاب قانون

4- علي شادمان براي فيلم زماني براي دوست داشتن

5- خسرو شكيبايي براي فيلم ستاره بود

بهترين بازيگر نقش اول زن

1- دارين خمسه براي فيلم كتاب قانون

2- گوهر خيرانديش براي فيلم دعوت

3- مريلا زارعي براي فيلم دعوت

4- الناز شاكردوست براي فيلم در ميان ابرها

5- فاطمه معتمدآريا براي فيلم صد سال به اين سال‌ها

* بهترين بازيگر نقش مكمل زن

1- نگار جواهريان براي فيلم كتاب قانون

2- نيكو خردمند براي فيلم خاك آشنا

3- فريده سپاه‌منصور براي فيلم كتاب قانون

4- مهتاب نصيرپور براي فيلم فرزند خاك

5- رويا نونهالي براي فيلم خاك آشنا

بهترين بازيگر نقش مكمل مرد

1- امير آقايي براي فيلم زن دوم

2- حامد بهداد براي فيلم حس پنهان

3- بابك حميديان براي فيلم ريسمان باز

4- داود فتحعلي بيگي براي فيلم كتاب قانون

5- رضا كيانيان براي فيلم هميشه پاي يك زن در ميان است

بهترين چهره‌پردازي

1- مهرداد ميركياني براي فيلم خاك آشنا

2- مهرداد ميركياني براي فيلم در ميان ابرها

3- مهين نويدي براي فيلم دعوت

4- محسن بابايي براي فيلم فرزند خاك

5- مهين نويدي براي فيلم صد سال به اين سال‌ها

بهترين جلوه‌هاي ويژه بصري

1- علاالدين پژهان براي فيلم آن مرد آمد

2- امير سحرخيز براي فيلم خواب ليلا

• بهترين جلوه‌هاي ويژه ميداني

1- جواد شريفي براي فيلم آن مرد آمد

2- محسن روزبهاني براي فيلم خواب ليلا

3- داود رسوليان براي فيلم فرزند خاك

بهترين تدوين

1-عباس گنجوي براي فيلم خاك آشنا

2- حسن حسندوست براي فيلم ديوار

3- مهدي حسيني‌وند براي فيلم فرزند خاك

4- محمدرضا موييني براي فيلم كتاب قانون

5- محمدرضا موييني براي فيلم صد سال به اين سال‌ها

بهترين صدابرداري

1ـ احمد صالحي براي فيلم باد در علفزارها مي‌پيچد

2- حسن زاهدي براي فيلم خاك آشنا

3- حسين بشاش براي فيلم در ميان ابرها

4- مهران ملكوتي براي فيلم دعوت

5- عباس رستگارپور براي فيلم فرزند خاك

بهترين صداگذاري و ميكس

1- رضا دلپاك و رضا نريمي‌زاده براي فيلم خاك آشنا

2- مسعود بهنام براي فيلم خواب ليلا

3- محسن روشن براي فيلم دعوت

4- محمود موسوي‌نژاد براي فيلم ستاره مي‌شود

5- عليرضا علويان براي فيلم صد سال به اين سال‌ها

6- محمود موسوي‌نژاد براي فيلم فرزند خاك

بهترين طراحي صحنه و لباس

1- ژيلا مهرجويي و شعله نواب تهراني براي فيلم آتش سبز

2- ايرج رامين‌فر براي فيلم پرچم‌هاي قلعه كاوه

3- فرهاد ويلكيجي براي فيلم خاك آشنا

4- ايرج رامين‌فر براي فيلم خواب ليلا

5- عباس بلوندي براي فيلم فرزند خاك



پوستر از سحر جون

 

   


 

از علی صادقی پرسیدن

دلتان نمي‌خواهد با كسي مثل محمدرضا هنرمند يا مهران مديري يا كارگردانان حرفه‌اي كه طنز كار كرده‌اند، كار كنيد؟
یا مهران مديري كه نمي‌توانم. چون او اصلاً شيوه كارش به من نمي‌آيد. اتفاقاً براي «شب‌هاي برره» از من خواست بيايم ولي وقتي ديدم بايد گريم سنگين داشته باشم و لهجه بگذارم و صورتم را عوض كنم قبول نكردم. من اصلاً نمي‌توانم گريم را تحمل كنم و همين‌طوري مي‌روم جلوي دوربين، بلد هم نيستم چهره‌ام را عوض كنم براي همين با اين مدل كارگردانان نمي‌توانم كار كنم. بقيه كارگردانان حرفه‌اي هم فكر نمي‌كنم سراغ من بيايند. طنز من بيشتر به درد تلويزيون مي‌خورد تا سينما


نگاهی به 4 سریال شبانه ماه رمضان-تاحالا؛
فعلا فقط «بزنگاه»
فعلا فقط «بزنگاه»


سینمای ما - صوفیا نصرالهی: حقیقت این است که هیچ کس از سریال های مناسبتی ، مجموعه های هر شبی و طنزهای نود شبی توقع زیادی ندارد. یعنی کسی انتظار ساختار و ریتم و تدوین و فیلمبرداری درست و حسابی ندارد.(اگر بود چه بهتر ولی نبودش هم مسئله ای ایجاد نمی کند). تنها انتظاری که از این مجموعه ها می رود این است که مخاطب را به هر نحوی که می تواند، پای تلویزیون بنشاند. چرای این کم توقعی از مجموعه ها را نمی دانم. چون به هر حال بودجه ای هم صرف ساخت آن ها می شود که از قضا گاهی کم هم نیست. و نکته ی بعدی هم این که مخاطبان این سریال ها خیلی گسترده هستند. از هر قشر و هر طبقه ی فرهنگی و اجتماعی تماشاگر دارند و در نتیجه این مجموعه ها می توانند روی درصد وسیعی از افراد جامعه تاثیر بگذارند. حواسمان باشد که منظور از این تاثیر گذاشتن، بدآموزی یا پند و نصیحت نیست. قرار هم نیست مردم از سریال هایی که می بینند درس زندگی بگیرند. نه اتاق نشیمن خانه های ما کلاس درس است و نه کارگردان ها معلم! اما آن تاثیری که از آن صحبت می کنیم یک بحث زیبایی شناسی است. تاثیر یعنی مخاطب را به مقوله ی زیبایی حساس کنیم. این زیبایی هم چیزی فراتر از مثلا نحوه ی پوشش یا مدل موی بازیگران یک مجموعه است.(گرچه همه ی این ها هم در مرتبه ای جزیی از آن به حساب می آیند.) زیبایی شناسی یعنی تماشاگر نسبت به میزانسن، تدوین و طراحی صحنه، هر چند ناخودآگاه، سخت گیری نشان دهد. یعنی تصاویر گل درشت اذیتش کند و قدر یک کلوزآپ یا لانگ شات خوب را بداند. گریه ها و خنده های تصنعی و زورکی را از واقعی تشخیص بدهد و بالاخره بفهمد که کدام مجموعه از لحاظ بصری بهتر است و بیننده ی آن شود.
حالا به سراغ سریال های ماه رمضان امسال برویم و ببینیم کدامشان این ویژگی را دارند که سطح سلیقه مخاطبش را بالاتر ببرند؟جواب البته هیچ کدام است.
سریال های شبکه های دو و پنج که تقریبا در دیده نشدن با هم مسابقه گذاشته اند. هر دو تای این مجموعه ها همه ی المان های لازم برای خسته کردن تماشاگر را دارند. مجموعه "مثل هیچ کس" یک داستان کهنه و قدیمی را روایت می کند که در یک خانواده کهنه و قدیمی هم اتفاق می افتد.( این خانواده دقیقا همه چیزشان از چهره و لباس و خانه و مشکلات و برخوردهایشان با یکدیگر و روابطشان کهنه و قدیمی است و خواهش می کنم این صفت را با خانواده سنتی اشتباه نگیرید!) هر چه بیشتر دنبال نکته ای برای تعقیب این سریال بگردید کمتر به نتیجه می رسید. سریال شبکه5 یعنی "مامور بدرقه" هم وضعیت چندان بهتری ندارد. البته چون قرار نیست مثل سریال شبکه دو جدی باشد طبیعی است که کمی قابل تحمل تر است اما اگر فکر کرده اید که سیروس گرجستانی و جواد رضویان به بامزه شدن سریال کمکی کرده اند سخت در اشتباهید. در واقع به نظر می رسد سازنده ی مجموعه از این دو چهره استفاده کرده که با یادآوری سابقه شان در سریال های قبلی و شخصیتشان در همان سریال ها مخاطبش را جذب کند و گاهی هم بخنداند!خلاصه این که در این دو سریال تقریبا هیچ نکته ی جذابی وجود ندارد چه در داستان و روایت و چه در ساختار، بالا بردن سلیقه و زیبایی شناسی که پیشکش!
سریال "روز حسرت" از هر نظر از دو سریال قبلی چند پله جلوتر است. دم دست ترین دلیلش هم طراحی صحنه و لباسش است که لااقل شبیه لباس هایی است که دوروبرمان می بینیم. و خب حضور بازیگرانی مانند فرامرز قریبیان و افسانه بایگان مردم را برای دیدن هر مجموعه ای کنجکاو می کند چه برسد که کارگردان مجموعه سیروس مقدم باشد که نمی دانم چه طور این کار را می کند ولی به هر حال هر چیزی که می سازد با خیل عظیم مخاطب رو به رو می شود. البته سریال چند فاکتور برای پربیننده شدن دارد از جمله قضیه ی دو همسری و کمی هم حضور عوالم ماورالطبیعه. اما "روز حسرت" را ببینید و در حسرت شنیدن یک دیالوگ خوب یا یک منطق داستانی درست و حسابی بمانید. تازه هنوز به قسمت ماوراالطبیعه ماجرا هم نرسیده ایم. این مجموعه به شدت از عدم شخصیت پردازی درست رنج می برد. شخصیت منفی ماجرا بیشتر دست و پاچلفتی است تا این که بدمن باشد و شخصیت های مثبت هم انقدر خوبند که اعصاب تماشاگر را به هم می ریزند. نه برای خوب بودنشان دلیل محکمه پسندی هست و نه برای بد بودنشان. دیالوگ ها هم تقریبا نزدیک به فاجعه است. برای اثباتش هم فقط کافی است چند تا از دیالوگ هایی را که قریبیان و بایگان یا پورسرخ و شریفی نیا خطاب به هم می گویند، بشنوید. شنیدنشان گاهی آدم را از خنده روده بر می کند. ولی به هر حال مقدم شگردی دارد که نمی گذارد سریالش پایین تر از حدی بیاید که تماشاگرش را کلا از دست بدهد. حالا این شگرد استفاده از بازیگران مطرح است یا پرداختن به سوژه های کمتر پرداخت شده، این دیگر به طور دقیق معلوم نیست.
اما "بزنگاه" که تا این جا بهترین سریال ماه رمضان است.(البته اگر با برخی حساسیت های ایجاد شده برایش مشکلی پیش نیاید که از روند طبیعی اش خارج شود!) به نظر می رسد بیشترین مخاطب را هم دارد که البته ساعت مناسب پخش آن را هم نباید نادیده گرفت که بهترین ساعت پخش در ماه رمضان را دارد. سریال عطاران کمدی واقعی است. به این معنی که هر قسمتش را که ببینید کلی سوژه و دلیل برای خندیدن، آن هم از ته دل، پیدا می کنید. انگار عطاران بعد از مهران مدیری تنها کسی است که قدر شوخی های خوب فیلمنامه اش را در اجرا می داند و آن ها را هدر نمی دهد. اما تفاوتش این است که مدیری حالا و به خصوص با دو سه مجموعه ی آخرش(مرد هزار چهره و باغ مظفر و ...) نشان داده که به آن مقوله ی زیبایی شناسی ابتدای بحثمان هم بی توجه نیست. باید ممنون مدیری باشیم که تماشاگر ما دیگر به هر چیزی نمی خندد و خنداندنش کار دشواری شده که از عهده ی هر کسی ساخته نیست به جز مثلا خود مدیری و بعد هم عطاران. مهمترین ویژگی "بزنگاه" این است که اصول اولیه ی کار درست است. بازیگران سر جای خودشان هستند و تکلیف سریال با خودش مشخص است. قرار است بخنداند و این کار را خوب هم انجام می دهد. کاربلد بودن عطاران هم اول از انتخاب بازیگرانش مشخص می شود. حمید لولایی می توانست تکراری و خسته کننده باشد(مثل یکی دو سریال دیگرش)ولی نیست. مرجانه گلچین با حضور فوق العاده و موثرش بعد از چند سال کشف خارق العاده ای به حساب می آید.(با این همه استعداد کمدی، حیف آن سال ها که در سریال های ملودرام بازی می کرد.) بازیگر خردسال مجموعه هم پدیده ای است. شیرین و بامزه است و از لوس بازی ها و حماقت های معمول بچه های سریال ها ندارد. اهمیت بازیگران خوب مجموعه هم به خاطر جنس شوخی های فیلمنامه است. سروش صحت همیشه شوخی های بامزه ای در آستین دارد اما شوخی هایش در اجرا خودشان را نشان می دهد. شوخی کلامی نیستند بلکه بیشتر متکی بر چهره و حالات بازیگران هستند.(فقط یک بار به مرجانه گلچین نگاه کنید که حین گفتن دیالوگش لب به دندان می گزد تا ببینید اگر همین حرکت نبود چقدر دیالوگ بیمزه از آب در می آمد و حالا چقدر خنده دار است). عطاران ریتم را هم خوب متوجه می شود. سریالش یکدست و با ریتم خوبی پیش می رود. هیچ صحنه ای را بیش از اندازه کش نمی دهد(چیزی که در سریال های مناسبتی به خصوص خیلی دیده می شود). مثلا دعواهای میان صابر و نادر خیلی به موقع قطع می شوند.
تا این جا که "بزنگاه" همه ی فاکتورهای یک سریال مناسبتی خوب را دارد. یعنی هم تماشاگر را جذب می کند و هم راضی اش می کند. و در این شرایط و با نگاه به بقیه ی مجموعه ها همین هم نعمت بزرگی است. اما کاش سازندگان "بزنگاه" پا را فراتر از این می گذاشتند. کاش در کنار راضی نگه داشتن مخاطب، در روایت و ساختار مجموعه شان هم ابتکاری به خرج می دادند. به زیبایی بهای بیشتری می دادند. عطاران استعداد تجربه دنیاهای بزرگتر را دارد. کاش درجا نزند.


منبع خبر : سینمای ما

نگاهی به بازیها +پوستر جدید

  گزارش فروش فيلم، آغاز خوب4فيلم جديددراکران تهران
جام جم آنلاين: رشد فروش "هميشه پاي يک زن در ميان است" و افت فروش بقيه فيلم‌ها از مهمترين نکات فروش فيلم‌هاي اکران تهران در هفته سوم مردادماه 87 هستند."هميشه پاي يک زن در ميان است" يازدهمين فيلم کمال تبريزي بر اساس فيلمنامه رضا مقصودي و نغمه ثميني ساخته شده که برداشتي آزاد از مجموعه داستان کوتاه "غير قابل چاپ" سيدمهدي شجاعي است.
                          
 
داستان فيلم درباره رابطه يک زوج جوان است که به بن‌بست طلاق رسيده و پس از جدايي تجربه‌هايي خاص را از سر مي‌گذرانند. مهران مديري، رضا کيانيان، گلشيفته فراهاني، حبيب رضايي، آهو خردمند، شبنم مقدمي، صبا کمالي، سياوش چراغي‌پور و ... بازيگران اصلي اين فيلم هستند.
اين فيلم در بيست و ششمين جشنواره فجر به نمايش درآمد و گلشيفته فراهاني و حبيب رضايي براي بهترين بازيگر زن و مرد و مهران مديري و سياوش چراغي‌پور براي بهترين بازيگر مرد مکمل نامزد بودند که در نهايت به عنوان فيلم برگزيده تماشاگران اکتفا کرد.
"هميشه ..." از چهارشنبه نهم مرداد در گروه سينمايي قدس اکران شد و پس از 12 روز نمايش 19 سينما 000/200/306 تومان فروش کرده است. فروش روزانه اين فيلم يکشنبه بيستم مرداد 000/600/17 تومان بوده که نسبت به هفته گذشته حدود 000/700/1 تومان رشد فروش روزانه داشته است


 

                              نگاهي به بازيهاي فيلم

اما يكي ديگر از امتيازات و نقاط قوت هميشه پاي... بازيهاي آن است. در زمانه اي كه بازيگران طنز روتين، سينما را قبضه كرده اند و با همان لودگيها و شوخي هاي سطحي در فيلم هاي با مديوم تلويزيون، مخاطب را ميخندانند، هميشه پاي... باز هم جدا از كليشه ي مرسوم اين روزهاست و نه تنها متكي به بازيگر خاصي براي خنداندن مردم نيست، بلكه از تعداد زيادي بازيگران قدرتمند سينما و تئاتر هم استفاده كرده.
مهران مديري بازيگر قدرتمندي است كه عجيب انگار براي نقش "جاهد" زاده شده است و اصلا نمي توان تصور كرد كه كسي جز او مي توانست اين نقش را به اين زيبايي ايفا كند. بازي در نقش جاهد، اتفاق جالب و خوبي در كارنامه ي مهران مديري است. ارائه ي يك نقش فانتزي و غير متعارف كه دشمني ازلي ابدي با زنان دارد، چيزيست كه نه تنها براي مهران مديري، بلكه براي مخاطبان هم تازگي و جذابيت خاصي دارد. به هر حال مهران مديري نقش جاهد را طوري ايفا مي كند و در حركات صورت و لحن بيانش دقت دارد كه جاهد، هماني مي شود كه بايد باشد.
رضا كيانيان هم به واقع نشان مي دهد كه چگونه مي توان در هر ژانر و هر نقشي درخشيد. كيانيان مثل هميشه به راحتي از دنياي نقشهاي گذشته اش فاصله گرفته و وارد فضاي جديدي شده است. او نقش دو وجهي مدير شركت را كه با دو گريم خاص همراه است را طوري ايفا مي كند كه جاي هيچ حرف و حديثي باقي نمي گذارد. كيانيان مي داند كه كارگردان از نقش چه مي خواهد. مي داند كه تك تك اندام بدن و صورتش ابزارهاي او براي خلق يك كاراكتر و يا يك تيپ هستند و همه ي آنها بايد در خدمت يكديگر قرار بگيرند تا بتوانند يك نقش را بي نقص خلق كنند.
اين همان چيزيست كه مي توان در بخشي كه مدير شركت دارد تغيير چهره و حالت مي دهد و دوربين در پشت او قرار دارد و فقط حركاتش را دنبال مي كند، مشاهده كرد. اينجا شاهد كلاس درس بازيگري هستيم. به گونه اي كه يك بازيگر فقط با استفاده از فيزيك و اندام بدنش و شناخت صحيح از نقش و محيط پيرامون خود و رعايت تمام نكات تكنيكي، بدون اينكه حرفي بزند و يا دوربين او را از جلو نشان دهد، روحي به نقش مي بخشد و تصاوير بي نقصي از تبديل شدن مدير شركت از يك ظاهر به ظاهر ديگر خود نشان مي دهد.
بازي نقش هاي مكمل فيلم هم عالي است. اين استفاده از بازيگران تئاتر است كه هميشه پاي... را از حيث بازيگري در بالاترين كلاس سينماي ما قرار داده. سياوش چراغي پور فوق العاده است و به حق كانديد در يافت سيمرغ شد. حسن معجوني، دلچسب و شيرين بازي مي كند و بي نظير است و چه خوب كه در فيلم جديد تبريزي(پاداش) نقش اصلي را بر عهده دارد. صبا كمالي و شبنم مقدمي و... هم بسيار خوب و تاثير گذار هستند.
از طرفي ضعيف ترين بازيگر اين فيلم كه جدا از همه، بازي خوبي ارائه نمي دهد، حبيب رضايي است. رضايي بازيگر توانمندي است. ولي سوال اينجاست كه او چطور به اين باور رسيده كه براي اين نقش مناسب است و خود را براي اين نقش انتخاب كرده؟ مشكل اينجاست كه نه تنها چهره و سن و سال او به گلشيفته فراهاني نمي خورد و  گريم خوب و زياد فيلم هم بر روي صورت او موثر واقع نشده، بلكه جنس و حال و هواي بازي او اصلا مناسب اين فيلم نيست و از فضاي كلي اثر بيرون زده. رضايي انگار نمي داند كه دور و اطرافش را محيط فانتزي فرا گرفته. بيش از حد رئال،‌ بدون هيچ گونه تلاش براي يكدست كردن بازي خود با ديگران و فضا، يك بازي ساده و بي رمق را به نمايش گذاشته كه در ميان اينهمه بازي خوب اين فيلم، بدجور توي ذوق مي زند. در واقع نقش امير، ‌مانند تمام نقش هاي اين فيلم به دليل حال و هوا و فضاي به شدت تازه و پر پتانسيل فيلم، جاي كار بسياري داشت و حبيب رضايي با انتخاب اشتباه خود و بازي متعاقبا بدش، اين نقش را به واقع نابود كرده است.

پی نوشت ۱: فروش هميشه پاي... در 4 روز اول اكران، فوق العاده بوده و هر رور افزايش فروش نسبت به روز قبل داشته است. در 3 روز آخر هفته ي گذشته كه با تعطيلي همراه بوده، اين فيلم به ترتيب به اين ميزان فروخت : چهارشنبه 27 ميليون، پنجشنبه 32 ميليون، جمعه 35 ميليون. و در روز شنبه كه بليط سينماها نصف قيمت است، اين فيلم 22 ميليون فروش داشته است كه به عبارتي مي كند معادل 44 ميليون تومان. اين ميزان فروش فيلم كه حتي در شنبه هم افزايش داشته است، وقتي بيشتر جلب توجه مي كند كه متوجه مي شويم در اغلب اوقات، فروش فيلم ها در روز شنبه را اگر ضربدر دو كنيم، باز هم از فروششان در روزهاي جمعه و پنجشنبه كمتر است. ولي فروش هميشه پاي... باز هم افزايش چشمگيري داشته. اينطور كه به نظر مي رسد، اگر مشكل خاصي پيش نيايد، اين فيلم مي تواند ظرف مدت 35 روز وارد باشگاه ميلياردي ها شود. يادمان باشد كه دايره زنگي و يا توفيق اجباري، به سختي خود را به باشگاه ميلياردي ها رساندند و حدود دو ماه از اكرانشان گذشته بود. در اين ميان اخراجي ها بود كه توانسته بود طي 29 روز به رقم يك ميليارد برسد و بايد ببينيم كه هميشه پاي... در ادامه چه خواهد كرد. البته راه هم برايش باز است. در اكران كنوني، حس پنهان كه جاني ندارد و به زودي از پرده پايين مي آيد، انعكاس هم كه از چهارشنبه اكرانش تمام مي شود و ده رقمي هم كه فروشش افت قابل توجهي خواهد كرد. در ادامه هم فيلم هايي اكران مي شوند كه بعيد است فروش همه اشان بر روي هم 300 ميليون هم بشود. فيلم هايي چون فرزند خاك، ريسمان باز، پرچم هاي قلعه ي كاوه، ميناي شهر خاموش، و... كه البته تعداديشان فيلم هاي خوبي هستند. ولي اميدي در گيشه به آنها نيست و گزندي هم بر فروش فيلم هميشه پاي... وارد نخواهند كرد. به همين دليل راه براي فروش اين فيلم باز است. هر چند كه تعداد زيادي از مخاطبان اين فيلم به دليل پيچيدگي داستان، در پايان كاملا از آن راضي نيستند و شايد تبليغات منفي هم بر عليه آن بكنند. ولي ويژگي بارز فيلم كمال تبريزي اين است كه هر چقدر هم كه قرار باشد بر عليهش از همان تبليغات دهان به دهان منفي شود، باز جاذبه و پتانسيل آن را دارد كه همان ناراضيان را به تماشاي مجدد و يا مردم را براي ديدنش ترغيب كند. عواملي چون، كنجكاوي ديدن فيلم جديد كمال تبريزي، ديدن فيلم مهران مديري و گلشيفته فراهاني، ديدن بازيگران فيلم در نقش هاي جذاب، وجود سكانس هايي كه جدا از كليت فيلم، جمع كثيري را ترغيب خواهد كرد كه شايد فقط به خاطر همان سكانسها براي اولين و يا چندمين بار به ديدن فيلم بيايند، ديدن فيلم برگزيده ي تماشاگران از جشنواره و.... اينها تمام دلايلي هست كه باعث مي شود تبليغات دهان به دهان هم در قبال اين فيلم از حيث منفي كارگر نباشد. چون جاذبه ي كشاندن هر ايراني را به ديدنش لااقل براي يك بار دارد.البته تعداد كساني كه از فيلم راضي هستند هم كم نيست. وگرنه فيلم سيمرغ بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را دريافت نمي كرد.البته هنوز اينكه اين فيلم بتواند ميلياردي شود، قطعي نيست. چون بارها گفته شده و مي دانيد كه چقدر وضعيت فروش هفته هاي اول در هفته هاي مياني اكران ممكن است تغيير بكند و مخاطب ايراني هم گاهي غير قابل پيشبيني است.

بايد صبر كرد و ديد آيا اين فيلم بعد از هفته ي سوم اكران هم مي تواند اين ريتم فروش را حفظ كند و يا نه. البته اين نكته را هم نبايد از ياد برد كه اين فيلم تنها 29 روز ديگر تا ماه رمضان و افت فروش شديد سينماها فرصت دارد و از اين حيث آن همه فرصت فيلمهايي چون توفيق اجباري و دايره زنگي را ندارد. هر چند كه اگر اين فيلم بتواند همين ريتم فروشش را حفظ كند، تا آغاز ماه رمضان به مرز يك ميليارد رسيده است و آن موقع يك ميلياردي حقيقي خواهد بود؛ همچون اخراجي ها. باز هم بر اين نكته تاكيد مي كنم كه يكي از عواملي كه باعث شده است فيلمها در ماه رمضان فروش نكنند، اين است كه سينماها هم فيلم هاي نه چندان عوام پسندانه را در اين زمان اكران مي كنند. چه بسا كه اگر فيلم پر جاذبه و پتانسيلي در اين زمان اكران شود، فروش بالايي كند. همچون فيلم آكواريم؛ كه تنها استثنائه اين اكرانها بود. و البته هميشه پاي... هم با توجه به توضيحات قبلي، مي تواند اين رسم نفروختن فيلم ها در اين ماه را هم از بين ببرد. بايد منتظر ماند و ديد هميشه پاي... كه توانسته تنها در 4 روز و 16 سينما، 115 ميليون تومان بفروشد، مي تواند با حفظ ريتم فروشش ظرف 35 روز به يك ميليارد فروش برسد يا خير. البته اين را هم بايد گفت كه اگر اين فيلم نتواند ميلياردي شود، علتش فقط مشكل برخي جاهاي داستان است؛ كه در بابش گفته شد.

 سینما روز


 

           نگاهي به فيلم «همیشه پای یک زن در ميان است»:
               اگر بازی‌های خوب رضا کیانیان و گلشیفته فراهانی نبود
         اگر بازی‌های خوب رضا کیانیان و گلشیفته فراهانی نبود

 

 

 

 

 

 

 

سينماي ما- داود زاد مهر: مشکلی که فیلم کمال تبریزی با آن روبه‌روست همان مشکلی است که اغلب فیلم‌های کمدی این سال‌های سینمای ما با آن روبه‌رو هستند. موقعیت‌های کمیک فیلم به جای این‌که در فیلمنامه شکل بگیرند و روند معقولی را در مسیر داستان شکل بدهند و در عین خنده‌دار بودن موجه نیز باشند، تبدیل می‌شوند به تک‌صحنه‌های هجو یا حتی بی‌معنایی‌ که نه‌تنها کارکردی در داستان ندارند، بلکه در اغلب اوقات به حدی سطحی و گاه دستمالی‌شده هستند که تماشای آن‌ها برای بار دوم حتی قابل تحمل هم نیست.

منطق لحظه‌های کمیک «همیشه پای یک زن در ميان است» آشکارا پارودی است. تیرهایی که از محل نامعلومی رها و باعث بیهوشی می‌شوند، تصادف‌های وحشتناکی که در خیابان رخ می‌دهد بدون این‌که کسی آسیب ببیند، تیری که در سالن رها می‌شود و در حیاط به دست آبدارچی می‌خورد و بسیاری از اتفاقات دیگر. اما حتی در چنین فیلمی مبنای شوخی‌های فیلم را بیش از حد بر اصل غافلگیری قرار دادن باعث شده تا بخشی از آن‌ها منطق حضور خود را در فیلم حتی در قالب هجو از دست بدهند و گاه نه‌تنها خنده‌دار نیستند، که به قلقلک دادن زوری کارگردان برای گرفتن خنده‌ی بیشتر شبیه‌اند. مثلا همسایه‌ی نحیف امیر که وقتی قصد دارد همراه امیر بیرون برود در پاسخ به سؤال امیر که از او می‌پرسد کجا می‌رود می‌گوید بادی بیلدینگ، یا در یکی از صحنه‌های پایانی فیلم زمانی که جاهد در نمایی کلوزآپ مشغول صحبت تلفنی با امیر است همزمان که او مسئله‌ای را با مثالی از ماهی گرفتن برای امیر توضیح می‌دهد قاب تصویر باز می‌شود و ما جاهد را می‌بینیم که با قلاب مشغول ماهی گرفتن از آکواریوم داخل خانه‌اش است! یا حتی زنی که به مانند گوینده‌ی اطلاعات فرودگاه در محضرخانه (با آن شماره مثلا خنده‌دارش) مشغول گفتن تک‌جمله‌های هشدار دهنده و آگاه‌کننده است. اغلب این دسته شوخی‌ها به لحاظ نحوه تعریفی که فیلم از شخصیت‌ها و موقعیت‌ها ارائه می‌دهد قابل توجیه نیستند و در روند تاثیرگذاری بر داستان گاه حتی مثل مورد اول کل صحنه و مثل مورد دوم و سوم خود شوخی قابل حذف هستند بدون این‌که خللی در روند روایت قصه پیش بیاید. از سویی دیگر، نشناختن مرزهای یک کمدی خانوادگی و یک کمدی تین‌ایجری از سوی کارگردانی که حداقل یکی از بهترین کمدی‌های تاریخ سینمای ما یعنی «لیلی با من است» را ساخته (که اتفاقا حفظ مرزها و خط قرمزهای آن فیلم بسیار خطرناک‌تر از این نوع کمدی بود) اندکی عجیب است. اصرار بر شوخی «مردهای زنباره» که هر چه فیلم پیش می‌رود تندتر نیز می‌شود، بعد از چند بار تکرار مشمئز کننده است و اگر نبود بازی‌های خوب رضا کیانیان و گلشیفته فراهانی و به‌ویژه بهترین اجرای او در فیلم که با گریه ماجرای کارت ویزیت گرفتن‌ها را تعریف می‌کند، واقعا این شوخی‌ها بعد از گذشت یک سوم فیلم غیر قابل تحمل می‌بود. در واقع خود این مسئله که دختر جذابی در کنار چند مرد وجود دارد که همه به دنبال تصاحب او هستند یکی از خطوط اصلی کمدی‌های جوانانه-جنسی هالیوودی است که چندان دخلی به کمدی خانوادگی ندارد. بحث بر سر خوب یا بد بودن این نوع کمدی نیست، بلکه این‌گونه فیلم‌ها در دنیا مشتریان خاص خود را دارد و تکرار چنین شوخی‌هایی برای بیننده‌ی عام پس‌زننده است. جدای از این مسئله نیز گاه به نظر می‌رسد تکرار چندباره این شوخی‌ها به قصد افزایش زمان فیلم انجام گرفته است و البته احتمالا یکی از دلایل این امر هم کم‌مایه بودن اصل اثر یعنی مجموعه داستانی «غیر قابل چاپ» برای تبدیل شدن به یک فیلم بلند سینمایی بوده، که فیلمنامه‌نویس و کارگردان ناچار شده‌اند مدام داستانک‌های بی‌اهمیتی را وارد آن کنند و البته در نهایت نیز فیلم را با تحول اساسی یکی از قهرمانان (به سبک سایر فیلم‌های تبریزی) به پایان برسانند.

آن‌چه امروزه در سینمای ما مشهود است پس رفتن کارگردان‌های قدیمی در ساختن فیلم‌هایی است که حداقل خود آن‌ها زمانی در ساخت‌شان تبحر نشان داده بودند. داودنژاد، جیرانی، صدرعاملی و حتی مهرجویی، همه‌ی فیلم‌هایی در یک محدوده ژانری می‌ساختند که سابقا چند بار در اجرای‌شان موفق نشان داده بودند، ولی گویا ناگهان و مشخص نیست به چه دلیل همه تبحرشان را از دست داده‌اند. تبریزی که روزگاری حتی در ساخت فیلم‌های کمدی کمیابی در سینمای ما مثل کمدی سیاه حتی با استفاده از چند نابازیگر (مهر مادری) هم موفق بود، حتی نتوانسته از یک داستان حاضر و آماده و با استفاده از چند بازیگر خوب فیلمی متوسط بسازد و در نهایت تماشاگر را با چند تک‌صحنه‌ی بی‌چفت و بست رها می‌کند و فیلم او نیز دچار همان مشکل اصلی و اساسی سینمای ما می‌شود، روایت ساده و جذاب یک داستان معمولی.

منبع خبر : وبلاگ فيروزه


و یک پوستر زیبا از سحر جون

 

 

"شما طلاق گرفتید، ما هم شفا گرفتیم!" +پوستر

        "شما طلاق گرفتید، ما هم شفا گرفتیم!"

سعید احمدی پویا :” همیشه پای یک زن در میان است” آخرین ساخته کمال تبریزی است که به تازگی در سینماها اکران شده است که جایزه فیلم برگزیده تماشاگران را از بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر، گرفته است.

اسم فیلم از یک شوخی متدوال در جامعه مردسالار ، گرفته شده است و داستان فیلم هم به برخورد ها و تضعیق حقوق های زنان در جامعه کنونی ایران می پردازد. با توجه به ممیزی ، شاید اگر ژانری به غیر از ژانر کمدی برای این فیلم انتخاب می شد، هیچ گاه این فیلم راهی به پرده اکران نمی یافت .

فیلم تلاش کرده است موقعیت متزلزل زنان در یک جامعه در حال گذار از سنت به مدرنیته را نشان بدهد. زنانی که در جامعه مدرن دوشادوش مردان برای زندگی تلاش می کنند ، در عین حال جامعه انتظار دارد وظایف سنتی خویش را هم انجام بدهد. به این امر، باورهای مذهبی هم اضافه شده است که نوک پیکان انتقادات این فیلم به سوی این مطلب است. این باورها است که از زن انتظار دارد در محیط کار مانند مرده ها باشد و در برابر شوهرش ، سرتاپا شور باشد. این دوگانگی سبب بروز اختلال شخصیت و افسردگی می شود . مریم در جایی با اشاره به این مطلب می گوید:”می روی سرکار، باید مواظب سر و وضعت باشی که رنگ و لعاب نداشته باشه، وقتی می آی خونه باید برای آقا سرخاب و سفیداب کنی!” حتی کارگردان ، پا از این فراتر گذاشته و باورهایی که به قانون راه پیدا کرده است ، را هم مورد انتقاد قرار می دهد. کارگردان محضری را نشان می دهد که مانند یک فروشگاه بزرگ است که برای ازدواج و طلاق ، شاهد اجاره می دهد و به قدری مشتری آن زیاد است که مریم مجبور می شود از بقالی دو تا شاهد به قیمت 10000 تومان اجاره کند!

کارگردان سعی کرده است جامعه اخلاق گرایی را به تصویر بکشد که مسئله جنسیت ، مهمترین دغدغه آنان است و پشت هر رابطه ، نگاهی جنسی نهفته است و به عبارت دیگر نظریه فروید را برای اوضاع و احوال جامعه کنونی ایران، مناسب می داند. دختری که تا دیروز تاکسی گیر نمی آورد، ، رئیسش به او بی توجه بود، حتی کودک همسایه او را می زند بعد از طلاقش ، همه چیز برعکس می شود. ده تا ماشین جلوی پای او ترمز می کنند، میز کارش پر گل می شود و مورد توجه مخصوص رئیسش واقع می شود و حتی کودک همسایه ، محکم او را بغل می کند. با دقت در رده های سنی افراد از کودک تا پیر، در می یابیم کارگردان سعی در تعمیم این مسئله به کل جامعه را داشته است. در واقع سعی کارگردان بر این بوده است که با اگزاژره در فرم و بیان، فساد اخلاقی را به صورت معضلی همه گیر نشان بدهد در حالی که جامعه امروز فراتر از ماجراهای این فیلم در منجلاب فساد غرق است. در جامعه ، این ماجراها ، بعد از طلاق رخ نمی دهد بلکه در هر لحظه از حضور اجتماعی یک خانم، احتمال رخ دادن دارد و دیگر تاهل، امنیت خاطری برای او محسوب نمی شود!

نکته دیگری که فیلم سعی دارد نشان بدهد ، دوگانگی و دورویی مدیران اخلاق گرا است. مدیری که بر روی ویلچر نشسته است و به صحبت محرم با نا محرم حساس است، بعد از طلاق مریم ، او را تنها به اتاقش دعوت می کند. رئیس مریم تبدیل به آدمی می شود که هیچ مشکل جسمانی ندارد و اهل کافی و لاو و ولنتاین است و در مقابل تعجب مریم می گوید: ”شما طلاق گرفتید، ما هم شفا گرفتیم.” و بعد پیشنهاد صیغه می دهد و می گوید سنت حسنه موقت، چرا باید به فراموشی سپرده شود؟!” شاید این مسئله روابط بین کارفرما و کارمند و مشکل زنان کارمند به خصوص در جامعه ای مانند جامعه ما ، خود خط داستانی مستقل نیاز دارد و می توان به عنوان موضوعی مستقل به آن نگاه کرد اما کارگردان اصرار دارد همه مشکلات زنان را در فیلمش مطرح کند . برای همین ، به این موضوع به صورت گذرا پرداخته می شود و البته تنها بازی رضا کیانیان در پرداخت این نقش ، توانسته است تا حدی کاستی های این بخش را جبران کند.

داستان فیلم بر خلاف فیلم های قبلی همین کارگردان ، ساختار روایی مناسبی ندارد. فیلم ساختار چند پاره ای دارد که در پایان با گفتن یک دیالوگ ” خیلی ها پری طلعت پور می شوند که در زمان ها و مکان ها فرق می کند.” و نشان دادن سریع چند صحنه، سعی دارد این تکه ها را به هم بچسباند. در سکانس های مختلف ، ماجرا های مختلفی روی می دهد که در هیچ کدام اشتراکی جز یک نام ” پری طلعت پور” مشاهده نمی شود و اما در آخر فیلم ، از مخاطب خواسته می شود که باور کند تمام این ها یک نمایشنامه بوده است که توسط مریم نوشته شده است و پری طلعت پور تمام زن هایی هستند که به مریم کمک کرده اند! این پایان بندی فیلم آن قدر ساده انگارانه طراحی شده است که غیرقابل باور و مضحک به نظر برسد و حتی بعضی مطالب مانند ” گرو گداشتن سند جاده کرج! ” در سکانس کلانتری و … بدون پاسخ رها می شود.

شخصیت پردازی در این فیلم، موردی است که ضعف فیلمنامه را به وضوح آشکار می سازد. شخصیت امیر در این فیلم ، هیچ سنخیتی با خط روایی داستان ندارد. امیر ناشر است و مرتب برای همسرش کادو می گیرد و از همسرش می خواهد کمی به او توجهی نشان دهد. این شخصیت با بازی حبیب رضایی ، نقش مقابل ” مردان علیه زنان” این فیلم است. شخصیتی که به هنگام ناراحتی با مادرزنش دردل می کند، علیه زنان است!

شخصیت جاهد با بازی مهران مدیری، انگار برای مهران مدیری نوشته شده است که هر جور شده او هم به حلقه بازیگران فیلم بپیوندد و فروش فیلم را تضمین کند. برای اثبات این مدعی، کافی است ، نقش جاهد را از فیلمنامه حذف کنید. آیا در روایت داستان، خللی احساس می کنید؟! به نقش جاهد، چند نقش دیگر را هم می توان اضافه کرد که کارکرد خاصی ندارند و فقط بخشی از این زمان 90 دقیقه ای را پر می کنند.

تنها نقش مریم است که با بازی گلشیفته فراهانی از پرداخت قابل قبولی برخوردار است . اگر فیلم داستانش را حول رفتارهای مردانه مریم و جابجایی نقش زنان و مردان که - در جایی آن را مطرح می کند – ادامه می داد، داستان از روایت یکدست تری برخوردار می شد و اینچنین آشفته به نظر نمی رسید. صحنه محضر که زوج های مختلف، به زبان های مختلف – حتی زبان اشاره – صحبت می کردند ، موضوعی بود که با پرداخت بهتر می توانست عدم درک مشترک زن و شوهر ها را نشان بدهد و از آشفتگی روایت فیلم بکاهد.

طرح چندین مسئله دراین فیلم، به گره اصلی فیلم لطمه زده است. مسئله مجوز کاغذ به ناشران، قطعی آب، قطعی برق، جمع آوری ماهواره ها مسائلی بودند که برخی در یک صحنه و برخی در چندین صحنه در این فیلم مطرح شدند!

شاید بتوان گفت اگر از فیلم شوخی های آن حذف شود، ریتم کشدار آن باعث خستگی مخاطب می شود. شوخی هایی که به دلیل فضای بسته جامعه مورد استقبال تماشاگران قرار می گیرد و انگار اتفاق مهمی رخ داده است و بی تردید یکی از دلایل اقبال تماشاگران به این فیلم شوخی های آن است. جایی که رئیس کلانتری وقتی در مقابل امیر، همه معضلات اجتماعی از جمله فقر، بیکاری، آنفلولانزای مرغی و داوری جشنواره فجر را به پای او می نویسد و به او می گوید: ”شما اومدین اساس زندگی اجتماعی را به هم بریزید” و یا هنگامی که جاهد دلیل پناهنده شدن یک ناشر به گینه بیسائو را چاپ کتاب شنل قرمزی عنوان می کند و می گوید که گفته اند جلد دوم عالیجناب سرخ پوش است! به عبارت دیگر کارگردان به جای خلق موقعیت های طنز، با اتکا به چند دیالوگ طنز، جریان کمیک فیلمش را به جلو می برد. چیزی که عکس آن را در فیلم “لیلی با من است” شاهد بودیم. به عبارت دیگر فیلم طنز ” همیشه پای یک زن در میان است” یک عقبگرد و پس رفت بزرگ در کارنامه کمال تبریزی است حتی اگر این فیلم رکورد فروش سینمای ایران را بشکند.

یک پوستر از شادی جون

 

پوستر + " هميشه پاي يك زن در ميان است " فانتزي سرخوشانه

«هميشه پاي يك زن...» و فروش 63 ميليوني در دو روز

 

                                                        

خبرگزاري فارس: فيلم «هميشه پاي يك زن درميان است» ساخته «كمال تبريزي» در دو روز نخست نمايش عمومي، 160 ميليون تومان در تهران و شهرستان‌ها فروخته است كه در اين بين فروش 63 ميليوني فيلم در 18 سينماي تهران قابل تأمل است.

«داريوش بابائيان» پخش‌كننده فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است»‌ در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت:‌اين فيلم در دو روز نخست نمايش عمومي خود حدود 63 ميليون تومان فروش داشته است.
وي تصريح كرد: اين فيلم در دو روز چهارشنبه و پنجشنبه به ترتيب 27 ميليون و 36 ميليون تومان در 18 سينما فروخته كه در مقايسه با فروش فيلم‌ها در ماه‌هاي اخير، دستيابي اين رقم براي دو روز نخست نمايش اين فيلم جالب توجه است ضمن اين كه به نظرم فيلم آقاي تبريزي اين پتانسيل را دارد كه امروز (جمعه) بتواند در سومين روز نمايش به 100 ميليون تومان برسد.
بابائيان همچنين گفت: فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» اكران خود را در شهرهاي مشهد، اصفهان،‌شيراز، تبريز، اهواز،‌همدان، رشت، قزوين، اراك، يزد، قم، بوشهر، اردبيل، بندرعباس، اروميه، كاشان، خرم آباد، ساري، چالوس، آمل، بابلسر، اسلامشهر، كرج و شهرك انديشه آغاز كرده و در اين اكران گسترده حدود 100 ميليون تومان فروش داشته است، ضمن اين كه از يكشنبه تعداد ديگري از سالن‌هاي شهرستان‌ها اين فيلم را نمايش خواهند داد.

 

  "هميشه پاي يك زن در ميان است": فانتزي سرخوشانه


آخرين ساخته كمال تبريزي،فيلمسازي كه چندي پيش از سوي منتقدان سينمايي، به عنوان بهترين كارگردان سينماي كمدي ايران برگزيده شد،يك فانتزي سرخوشانه است كه در لحظاتي از تماشاگرش خنده مي گيرد و لحظه اي بعد او را به تفكر و تعمق وا مي دارد. فيلم داستان زندگي زوجي (حبيب رضايي و گلشيفنه فراهاني) است كه با يكديگر سرناسازگاري داشته و در جريان كشمكش هاي ميان اين دو،متن قصه و حتي پايان بندي فيلم شكل مي گيرد. در اين ميان شخصيت هاي متعددي (نظير رضا كيانيان و مهران مديري ) نيز حضور دارند كه هرازگاهي سر و كله شان پيدا مي شود و هريك در دقايقي بار كميك فيلم را به دوش مي كشند. هر چند "هميشه پاي يك زن در ميان است" در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر مورد توجه داوران قرار نگرفته و با بي اعتنائي كامل آنان مواجه گشت، اما دريافت سيمرغ بلورين فيلم برگزيده تماشاگران اين جشنواره،مي تواند نويدبخش موفقيت خيره كننده اين فيلم در گيشه ها باشد.

پوستر از سحر خانم گل

    

    

مهران مديري و كار آيتمي + فيگور سروش صحت + پوستر جايزه بزرگ

 "همیشه پای یک زن در میان است" از چهارشنبه این هفته بر پرده سینماها

سخنگوي شوراي صنفي نمايش در گفتگو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد مصوبات امروز جلسه شورا گفت: طبق جلسه اين شورا از چهارشنبه اين هفته فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» (كمال تبريزي) به جاي «تيغ زن» (عليرضا داودنژاد) در گروه سينمايي قدس و فيلم «فرزند خاك»(محمدعلي باشه آهنگر) به جاي فيلم «انعكاس»‌(رضا كريمي) در گروه سينمايي استقلال به نمايش درمي‌ايد.
وي افزود: همچنين فيلم «سه زن» (منيژه حكمت) به عنوان فيلم ويژه اكران عيد فطر در گروه سينمايي عصر جديد اكران مي شود.
بنا بر اين گزارش پيش از اين اكران فيلمهاي «آواز گنجشك‌ها» ساخته مجيد مجيدي در گروه سينمايي استقلال،‌ «كنعان» ساخته ماني حقيقي در گروه سينمايي آزادي، «نسكافه داغ داغ» ساخته علي قوي‌تن در گروه سينمايي قدس و «دعوت» ساخته ابراهيم حاتمي‌كيا در گروه سينمايي آفريقا به همراه دو فيلم «آتش سبز» و «پرونده هاوانا» در گروه سينماهاي آزاد قطعي شد.

                    

  سلام بچه ها

دیشب "سعید پیردوست" مهمان برنامه  "امشب" بود همون برنامه که مجریاش رامبد جوان و امیر حسین صدیق هستن

سعید پیر دوست گفته مهران مدیری به زودی میخواد  یه کار آیتمی رو با گروه قبلیش شروع کنه و تا ۱۴-۱۵ روز دیگه هم کلید میخوره

البته فقط همینقدر توضیح داد امیدوارم کار سینماییشون عقب نیفته

 

راستی بچه ها یادتونه مهران مدیری در برنامه مثلث شیشه ای فیگوری که  سروش صحت موقع فکر کردن میگیره  رو نشون داده بود؟

من یه عکسی از سروش پیدا کردم به همون شکل گذاشتم کنار عکس مهران مدیری با همون حرکت

ببینین چقدر  درست نشونش داده خیلی با نمک شده

 

    

ممنونم از نازنین برای عکس مدیری در شب شیشه ای

 

و یک پوستر به بهانه پخش جایزه بزرگ

 

 

پوستر + تحليل مهر از ساعت خوش به بهانه پخش مجددش از سيما

  تحليل مهر از ساعت خوش به بهانه پخش مجددش از سيما
                   در حق پديدآورندگان اين مجموعه ظلم شده است

                            در حق پديدآورندگان اين مجموعه ظلم شده است

سينماي ما - حدود یک دهه پیش خیابان‌های شهر با آغاز پخش مجموعه تلویزیونی "ساعت خوش" مهران مدیری خلوت می‌شد؛ مجموعه‌ای که در ادامه مسیر "پرواز 57" و "نوروز 72" خلق شد و این روزها گزیده‌ای از آن روی آنتن شبکه دو می‌رود. "ساعت خوش" و حاشیه‌هایش ماهها ادامه یافت و در نهایت با توقف پخش مجموعه آرام گرفت. حاشیه‌هایی که برای "ساعت خوش" به وجود آمد مانع شد این مجموعه و نقاط ضعف و قوت آن آنطور که باید تحلیل شود. موج نقدهایی که هر بار نثار مجموعه‌های مهران مدیری می‌شود نشان می‌دهد "ساعت خوش" چگونه با بی‌مهری مواجه شده است. این روزها شبکه دو بخش‌هایی از این برنامه را با عنوان "لحظه‌های خوش" پخش می‌کند. دیدن دوباره برنامه پس از سال‌ها فرصتی خوب برای تحلیل وبررسی جریانی است که طنز تصویری را متحول کرد. شاید امروز تعداد زیادی از آیتم‌های برنامه رنگ کهنگی گرفته باشد، اما هنوز می‌توان رگه‌هایی از خلاقیت و نبوغ را در این آیتم‌ها دید. اگر به این موضوع باور داشته باشیم که مدیری و رضا عطاران تنها بازماندگان موفق "ساعت خوش" هستند، این مجموعه به عنوان یکی از مهمترین بخش‌های کارنامه آنها ارزش تفسیر و تحلیل دارد. اما شیوه پخش "ساعت خوش" به گونه‌ای است که راه بر هر تحلیلی می‌بندد. در میان آیتم‌ها با سلیقه دوستان خوش‌ذوق که پشت میز تدوین نشسته‌اند وله‌هایی گنجانده و تصاویر به شکل ناشیانه با جلوه‌های رایانه‌ای همراه شده‌اند. جذابترین تغییرات به مجری برنامه مربوط می‌شود که با شیرینکاری سعی می‌کند نمک برنامه را زیاد کند. اردشیر منظم که سابقه بازی در "ساعت خوش" را دارد با توضیح آیتم‌ها عملا شیرینی آنها را از بین می‌برد. ما رسم داریم همه چیز را از نو اختراع و نمی‌توانیم از تجربه‌ها درست استفاده کنیم. نیازی هم به حفظ دستاوردهایی که برایشان نیرو و زمان صرف شده نمی‌بینیم. "ساعت خوش" می‌توانست هنوز هم مخاطب داشته باشد حتی بیش از بسیاری از مجموعه‌های این روزها. اشکالی هم نداشت اگر مجموعه با همان شکل سابق و اولیه روی آنتن می‌رفت. مجموعه تلویزیونی "ساعت خوش" آیینه یک دوران است؛ دوره‌ای که نقشی حساس در شکل‌گیری جریان طنز تصویری دارد. برای بررسی این جریان و پیامدهایش باید "ساعت خوش" را همانطور که بود ببینیم با همان مجری، همان تدوین و همان تیتراژ. درست است که این مجموعه متعلق به صدا و سیماست، اما نباید حقوق معنوی سازندگانش نادیده گرفته شود. پخش مجموعه بدون تیتراژ و با این تغییرات نشان می‌دهد نسبت به گروهی که در ساخت "ساعت خوش" سهیم بوده‌اند ظلم شده است. کاش قدر تجربه‌هایمان را بهتر بدانیم.

منبع خبر : مهر

پوستر زیبا از سحر عزیز متشکرم

 

 

همیشه پای یک زن در میان است

      

     

گزارش تصويري از حضور هنرمندان در مراسم خاكسپاري " خسرو شكيبايي "

با سلام

از زبون خیلیها شنیده بودم که تا زمانی که "همیشه پای یک زن در میان است" اکران نشد دلتو به اکرانش خوش نکن

راستش زیاد باورم نشد گفتم خوب دیرو زود داره ولی سوخت و سوز نداره ولی با  خبری که امرزو خوندم و دیدم با وجود اعلام قبلی مبنی بر اینکه "همیشه پای یک زن در میان است ۹ مرداد اکران میشه ولی در این خبری  که دیروز پخش شده هیچ خبری از اکران ۹مرداد نیست و از همه فیلمها نام بردن بجز "همیشه پای یک زن در میان است"

حالا خودتون یخونین و نظرتون رو بگین

 

    "همیشه پای یک زن در میان است" برنامه عید فطر سینماها

سخنگوی شورای صنفی نمایش به خبرنگار ایسکانیوز  با اشاره به آخرین تحولات اکران سینماها گفت: فیلم های"دعوت"، "همیشه پای یک زن در میان است"، "آواز گنجشک ها" و "کنعان" برنامه عید فطر گروه های سینمایی آفریقا، استقلال، آزادی و قدس خواهند بود.
وی ادامه داد: در گروه سینمای قدس، فیلم سینمایی "دیوار"، به کارگردانی محمدعلی طالبی از روز چهارشنبه دوم مرداد جایگزین "زنها فرشته اند" می شود و پس از آن فیلم "دعوت" به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا برای اکران در عید فطر جایگزین "دیوار" خواهد شد.
صابری افزود: در گروه سینمای استقلال نیز از روز چهارشنبه هفته آینده نهم مرداد فیلم سینمایی "فرزند خاک" به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر جایگزین "انعکاس" خواهد شد و بعد از اتمام اکران "فرزند خاک"، فیلم "پاپیتال" جایگزین این فیلم خواهد شد و فیلم "آواز گنجشک ها" به کارگردانی مجید مجیدی برای اکران عید فطر در این گروه سینمایی در نظر گرفته شده است.
سخنگوی شورای صنفی نمایش درخصوص اکران گروه سینمای آزادی نیز گفت: سه هفته دیگر "پرچم های قلعه کاوه" به کارگردانی محمد نوری زاد جایگزین فیلم "حس پنهان" خواهد شد و پس از آن "کنعان" به کارگردانی مانی حقیقی به عنوان فیلم اکران عید فطر در گروه سینما آزادی به اکران نمایش در خواهد آمد و پس از فیلم "کنعان" نیز "احضارشدگان" به کارگردانی آرش معیریان در این گروه سینمایی اکران خواهد شد.
وی همچنین در مورد فیلم های اکران گروه سینمایی عصر جدید گفت: در حال حاضر فیلم "ده رقمی" به کارگردانی همایون اسدیان در این گروه سینمایی در حال اکران است که از سه هفته دیگر جای خودش را به "ریسمان باز" به کارگردانی مهرشاد کارخانی خواهد داد، اما فیلم بعدی گروه سینمایی عصر جدید هنوز اعلام نشده است.
سخنگوی شورای صنفی نمایش در خاتمه با اشاره به سه فیلم اکران گروه سینمایی آزاد گفت: از روز ۱۶ مرداد فیلم سینمایی "سربلند" در این گروه سینمایی اکران خواهد شد و پس از آن "حقیقت گمشده" و "پرونده هاوانا" فیلم های دیگری هستند که در گروه سینمایی آزاد به نمایش درخواهند آمد.

منبع:خانواده  سبز

 

پوستر از شادی جون ممنونم ازش چه خوش رنگ هم هست

   


 

گزارش تصویری از حضور هنرمندان در مراسم خاکسپاری"خسرو شکیبایی" عزیز و دوست داشتنی

همسر و فرزند مرحوم

عزت الله انتظامی 

 

هدیه تهرانی

محمد رضا فروتن 

رضا کیانیان

تانیا جوهری همسر سابق"خسرو شکیبایی"

پویا امینی

سیروس الوند 

محمود پاک نیت

سعید راد و جهانگیر الماسی

ایرج راد سیاوش تهمورث و الهام پاوه نژاد

خانم پروین سلیمانی 

ملکه رنجبر  

مهتاب کرامتی و بیژن بنفشه خواه

سیروس ابراهیم زاده 

عسل بدیعی 

               خداحافظ حمید هامون