گزارش اكران و فروش فيلم‌هاي روي پرده تا 9 شهريور:
 «هميشه پاي يك زن درميان است» همچنان پرفروش‌ترين فيلم است

                       «هميشه پاي يك زن درميان است» همچنان پرفروش‌ترين فيلم  است

سينماي ما- فيلم سينمايي «حقيقت گمشده» به كارگرداني محمد احمدي در 11 روز اكران در 9 سينما به فروش بالغ بر سيزده ميليون و پانصد هزار تومان دست يافت و «ريسمان باز» مهرشاد كارخاني نيز در 11 روز اكران در 8 سينما بالغ بر 15 ميليون تومان فروخت. طبق آمار فروش منتشر شده تا 9 شهريورماه، «هميشه پاي يك زن درميان است» به كارگرداني كمال تبريزي طي مدت 32 روز اكران در 24 سينما، بيش از 737 ميليون تومان و «ميناي شهر خاموش» ساخته‌ي اميرشهاب رضويان نيز در مدت 25روز اكران در 4 سينما، فروشي بالغ بر 42 ميليون تومان داشته‌ است


             باز هم کمال تبریزی  و  مهران مدیری

مهران مديري از اول نقشش همين‌قدر بود. چون شخصيت جذابي دارد و كمتر به او پرداخته شده است.

ما خيلي نقش مهران مديري را زياد كرديم، مديري در حد يك آدم خيلي معمولي و ساده‌اي در فيلمنامه اوليه بود اتفاقاً در اين بازنويسي كاملاً براي اينكه بتوانيم حس متضاد مردان نسبت به زنان را هم در وجود اين آدم نشان بدهيم حضورش را پررنگ‌تر كرديم يعني آدمي كه نماينده تفكرات عقب افتاده مردان نسبت به زنان است.


منبع خبر : همشهری امارات


«سيدجمال ساداتيان» در گفت‌وگو با فارس؛

«پريسا بخت‌آور» با «دايره زنگي» جزو كارگردانان زن جشن امسال سينما است

خبرگزاري فارس: تهيه‌كننده فيلم «دايره زنگي» گفت: برخلاف آنچه گفته مي‌شود، «پريسا بخت‌آور» با فيلم «دايره زنگي» در جشن امسال سينما حاضر است و جزو كارگردانان زن جشن دوازدهم سينماي ايران محسوب مي‌شود

                             

«سيدجمال ساداتيان» تهيه‌كننده «دايره زنگي» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: فيلم «دايره زنگي» به جشن دوازدهم سينماي ايران ارائه شده و براي داوران جشن به نمايش درآمده است.
وي افزود: اين در حالي است كه خانم «منيژه حكمت» كارگردان فيلم «سه زن»، خود در گفت‌وگو با جرايد و خبرگزاري‌ها خود را به عنوان تنها فيلمساز زن جشن امسال سينما معرفي كرده است كه اين مانور خبري موجب شده تا عده‌اي تصور كنند كه «دايره زنگي» مشكلي دارد يا در جشن سينما شركت نمي‌كند.
ساداتيان گفت: فيلم «دايره زنگي» در حقيقت جزو سري اول فيلم‌هايي است كه براي داوران جشن ارائه شده و مورد قضاوت قرار گرفته است و به نوعي اولين فيلم يك كارگردان زن است كه مورد قضاوت داوران قرار گرفته است.
دوازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران، 25 شهريور در فضاي باز برج ميلاد برپا خواهد شد.


‌لطفا‌ به ‌من ‌توجه ‌كن‌
                           
   نگاهی به فیلم "همیشه  پای یک زن در میان است
همه آنانی كه کارهای قبلی كمال تبریزی را در ژانر طنز دیده‌اند، منتظر بودند تا اثر متفاوت و جذاب‌تر از آن را در «همیشه پای یك زن در میان است» ببینند. گرچه در این فیلم تفاوت در فرم و شیوه روایت و ساختار صوری اثر قابل تمایز بود، اما جذابیت و زیبایی آثاری مثل «لیلی با من است» و «مارمولك» در آن تداوم نیافت و حاصل كار، پایین‌تر از سطح توقعات بود.
فضاسازی، مناسبات آدم‌های قصه و حوادث و اتفاقات داستان در یك ساختار فانتزی روایت شد و طنز آن هم در بستر همین فانتزی‌گرایی به طنز كلامی محدود بود. محتوای قصه چیز تازه‌ای نبود و تكرار همان دعوای قدیم جنسیتی و كل‌كل‌های زن‌ها و مردها را پی می‌گرفت مثل همان چیزی كه در «آتش‌بس» یا «عینك دودی» شاهد بودیم.
تبریزی همان مضمون را در فرمی غیرمتعارف قرار داد و مثل همیشه با یك پایان‌بندی اخلاقی به آن خاتمه داد؛ البته فیلم فرازهای قابل قبولی از طنز و صحنه‌های كمیك را خلق كرد كه مخاطب را بخنداند، اما صورت فانتزیك اثر بر بار كمیك قصه برتری داشت و كارگردان سعی داشته دست به تجربه تازه‌ای در فیلمسازی بزند كه در جشنواره قبل غلیظ‌تر آن را در «قاعده بازی» معتمدی شاهدش بودیم.
«همیشه پای یك زن در میان است» ساختار فانتزی خود را در چند لایه طرح‌ریزی می‌كند؛ یكی در مناسبات انسانی و نوع روابط آدم‌های قصه مثل نقش مهران مدیری یا روابط پدر و مادر مریم با محور اصلی قصه.
دوم اغراق در صحنه‌سازی‌ها مثل تصادف خودروها با هم به خاطر سوار كردن یك دختر یا ترافیك اول فیلم به دلیل توقف خودروی یك زن در وسط جاده یا برخی سكانس‌های مربوط به تیراندازی‌ مریم و... و سوم طنز كلامی كه گاهی به كاریكلماتور نزدیك می‌شود و اساسا همیشه پای یك زن در میان است، یك طنز كلامی است كه با برخی صحنه‌های غیرمتعارف فانتزی آمیخته می‌شود و از تضاد طنز و جدی بهره می‌گیرد.
در واقع آدم‌های قصه هیچ كدام كاراكتری كمیك ندارند و خیلی جدی بازی می‌كنند بخصوص گلشیفته فراهانی كه گاهی نقش را زیاد جدی می‌گیرد كه با ژانر فیلم همخوانی ندارد. این كنتراست به ایجاد فضای طنزی درونی‌تر می‌انجامد كه اگر در همان ساختار پیشین كمال تبریزی روایت می‌شد، نتیجه بهتری داشت مثل لیلی با من است یا مارمولك كه در آنها نیز از این تضاد و دوگانگی در خلق فضاهای طنز استفاده شد.
این دو قطبی شدن در مونتاژ برخی صحنه‌ها نیز استفاده می‌شود، مثل جایی كه مریم پس از قهر كردن به خانه پدرش می‌آید و مادرش نیز نزد دامادش می‌رود.
تركیب این دو قطبی شدن بر اساس تضاد جنسیتی است؛ مادرزن و داماد از یك طرف و پدر دختر از سوی دیگر. اگرچه بی‌تفاوتی پدر و مادر مریم نسبت به مشكل و درگیری‌های دخترشان از همان منطق تضاد برای خلق طنز بهره می‌گیرد، اما به دلیل غیرمنطقی بودن آن چندان اثرگذار از آب درنمی‌آید یا مثلا تیراندازی مریم جز این كه نماد دست و پاچلفتی‌بودن زن باشد، چه كاركرد خاصی دارد و می‌شد با عناصر بهتری هم آن را نشان داد.
تبریزی در این فیلم با خلق ۲ كاراكتر اغراق شده و غیرمتعارف و با تكیه بر توانایی بازیگری آنها نتوانست جذابیت فیلم را تا حدودی تضمین كند.
رضا كیانیان و مهران مدیری با نقش‌های كوتاه و منفی خود در این فیلم، كاراكترهای جدیدی را تجربه كردند و در رضایت مخاطب بسیار موثر بودند، باز هم یك پارادوكس رفتاری در آنها به جذابیت نقش كمك كرد و این عنصر دوگانگی موتیف‌وار در لایه‌های مختلف فیلم تكرار می‌شود.
هر دو در پایان فیلم پوست می‌اندازند و چهره واقعی خویش را برملا می‌كنند، فاصله عمیقی كه میان آنها با شخصیت‌‌شان می‌بینیم به ایجاد موقعیت طنز قصه كمك می‌كند.
كمال تبریزی با عنوانی كه برای فیلمش انتخاب و تصویری كه از زن در آن ترسیم كرده، گرچه اعتراض فمینیست‌ها را برانگیخته، اما نگاهی انتقادی به موقعیت اجتماعی آنان هم داشته است. مثلا درگیری‌های مریم با راننده اتوبوس واحد یا كارگران شهرداری و همین نگاهی كه در جامعه به زن مطلقه وجود دارد، نمونه‌هایی از این دست است.
شاید بیش از همه عاشق شدن وكیل امیر (مهران مدیری)‌ باشد كه برای فصل كردن آمده بود و خود در عشق به یك زن حل شد. همیشه پای یك زن در میان است، در نهایت به لحاظ مضمونی می‌خواهد این واقعیت را ثابت كند كه مردان علی‌رغم برتری و ادعای ظاهری‌شان، به زن و توجه او وابسته‌اند و همین تضادها و تفاوت‌های جنسیتی نه دلیل فاصله‌ها كه موجب كشش عاطفه‌هاست.
همیشه پای یك زن در میان است خواسته است با نوآوری در تیتراژ پایانی فیلم، پای تماشاگران را تا پایان در سینما نگه دارد؛ اما به نظر می‌رسد این عنصر به لوث شدن موضوع انجامیده و چندان موثر نبوده است.
به هر حال در آثار كمال تبریزی، این فیلم جایگاه متوسطی دارد و نسبت به آثار گذشته دارای ۲ ویژگی اساسی است؛ یكی این كه ساختار فانتزی دارد و دوم این كه متناسب با همین فانتزی بودن‌، در فضای مدرن‌تری ساخته می‌شود.
كاراكترها، نوع مناسبت‌های آنان و موقعیت داستانی فیلم در فضای مدرن‌تری نسبت به فیلم‌های قبلی كارگردان به سر می‌برد؛ اما مثل همه آثار وی با یك پایان‌بندی اخلاقی به اتمام می‌رسد. تبریزی سعی كرده در جمع‌بندی اخلاقی فیلم به عدالت جنسی پایبند باشد و در نهایت هر دو حس را علی‌رغم فاصله‌ها به هم محتاج بداند.
در پایان امیر قبول می‌كند كه به توجه همسرش نیازمند است و مریم نیز می‌فهمد كه به او علاقه‌مند است و باید توجه بیشتری به او داشته باشد. همه حرف فیلم در این جمله خلاصه می‌شود كه به من توجه كن!

سیدرضا صائمی‌

 این پوستر رو هم آقا نیما زحمتشو کشیدن و اختصاصی برای وبلاگ ما ساختن که صمیمانه ازشون تشکر میکنم
 
   

مهران مدیری - designer: nima sohrabi


 
   گزارش بی بی سی فارسی از اکران آخرین ساخته کمال تبریزی درتهران
 
بی بی سی فارسی :کمال تبریزی کارگردان طنزپرداز ایرانی که با فیلم های "لیلی با من است" و "مارمولک" مخاطبان سینمای ایران را به سینماهای خلوت کشاند، این بار با فیلمی با نام "همیشه پای یک زن در میان است" باز هم فروش اول سینماها را در اختیار گرفته است. فیلم تازه کمال تبریزی به مسائل زنان می پردازد. مرد روشنفکر و ناشری که با بی اعتنایی همسرش مواجه است، نمایشنامه ای را از زنی به نام پری طلعت پور در موسسه انتشاراتی اش رد می کند و از روزی که این نمایشنامه را رد می کند با مشکلات و مصایب بی شماری رو به رو می شود، قطع آب و برق و زندانی شدن و خراب شدن ساختمان انتشاراتی بخشی از این مصایب بود که همه به رد شدن همان کتاب بر می گردد. فیلم با پیگیری دو مشکل پیش می رود؛ مشکل اختلاف زن و شوهر و مشکل پری طلعت پور. اختلاف زن و شوهر مسئله دو شخصیت اصلی فیلم است و وکیل مرد که در ابتدای فیلم معتقد است در هر بدبختی و مصیبتی پای یک زن در میان است و پری طلعت پور مسئله مرد است. گره اصلی فیلم نیز در همین جاست و در پایان وقتی این گره گشوده می شود، همه چیز حل می شود و شخصیت انعطاف ناپذیری مثل وکیل هم که در فیلم نقشی کلیدی دارد، به این اعتقاد رسیده است که زن برای مرد مثل اکسیژن است. با این که در داستان فیلم موضوع محوری اختلاف زن و شوهر است، اما شخصیت وکیل در فیلم به گونه ای پرورانده شده است که این دو را تحت الشعاع قرار می دهد و ضعف فیلم از همین جا ناشی می شود. کارگردان با استفاده از ظرفیت های گیشه ای مهران مدیری، او را در نقش وکیلی ضد زن که نقشش در داستان فیلم فرعی است، به شخصیتی اصلی تبدیل کرده است. تماشاگر فیلم نیز بیش از این که دنبال داستان فیلم باشد، پیگیر بازی مهران مدیری است و دیالوگ هایی که او می گوید. به عبارت دیگر کارگردان برجسته ای مثل کمال تبریزی هم که فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی موفقی چون "لیلی با من است"، "مارمولک" و "دوران سرکشی" در کارنامه اش دارد، گرفتار سینمایی شده است که همه چیز را در بازیگر خلاصه کرده است و همه فیلمش قربانی بازیگر شده است. با این همه نباید از برخی از نماهای درخشان فیلم یاد نکرد. این نماها با این که در فیلم ارزش ساختاری ندارند، اما به طور مستقل با ارزش اند. این نماها با حضور دو بازیگر برجسته سینما و تئاتر جان گرفته اند. کمال تبریزی در این فیلم با آفریدن شخصیتی کم مانند در سینمای ایران با بازی درخشان رضا کیانیان به نقد دو چهره بودن مدیران مذهبی می پردازد. رضا کیانیان مدیر متشرع و ویلچر نشین یک شرکت است که زن در آنجا کار می کند. او پس از این که می فهمد زن از همسرش جدا شده است، او را به اتاقش فرا می خواند. در اتاق موسیقی رمانتیکی در حال پخش است. رییس متشرع، کراوات می زند و از روی ویلچر بلند می شود و برایش انگلیسی صحبت می کند و به او پیشنهاد می دهد. نکته جالب تر هنگامی رخ می دهد که زن عصبانی به اتاقش بر می گردد و منشی اش که مردی است با نشانه های کمرنگی از مردان هم جنس گرا، وقتی عصبانیت او را می بیند، می گوید "پس بالاخره به تو هم پیشنهاد داد." تقریبا می شود گفت این تنها فیلمی است در سینمای روز ایران که نگاهی بدون قضاوت و در معرض آسیب به چنین شخصیتی انداخته است، در حالی که حتی تهمینه میلانی هم در فیلم قبلی اش "آتش بس" وقتی در نمای کوتاهی چنین مردی را نشان می دهد، او را بیمار معرفی می کند. نمای دیگر با بازی کوتاه اما درخشان حسن معجونی بازیگر تئاتر اتفاق افتاده است. معجونی در نقش رییس کلانتری سه بار با شخصیت اصلی (که جبیب رضایی نقشش را بازی می کند) رو به رو می شود، دو بار دربازداشتگاه و یک بار در رستوران. او یک بار پیش از بازداشت با شخصیت اصلی حرف می زند و بی عدالتی در جامعه و فساد و حتی مسایل پیش آمده در داوری جشنواره فیلم فجر را به گردن او می اندازد. اگر بخواهیم درباره فیلم تازه کمال تبریزی قضاوتی جامع داشته باشیم، باید بگوییم که فیلم ازپاره های درخشان و مستقلی تشکیل شده است که انسجام لازم را برای هم نشینی ندارند، یا به عبارت دیگر یک کارگردانی خوب قربانی فیلمنامه ای بد شده است.