کمال تبریزی: متعلق به نوع خاصی از سینما نیستم+زنها بهانه اند همیشه پای گیشه در میان است

از شماره تلفنهايي كه بر سرش آوار ميشود تا پيشنهاد صيغه شدن با رئيس اداره. از آن سو به مرد حبيب رضايي نيز چندان خوش نميگذرد. او بايد نمايشنامه زني به نام «پري» را چاپ كند كه به نظرش ارزش چاپ كردن ندارد، اما اين آغاز مصيبتها و بلاهايي است كه بر سرش ميآيد. اين «پري» ناديده و ناشناخته است با آشناهاي بسيار و ويرانگر كه هر جا ميتواند برود و هر كاري را ميتواند انجام دهد. در اين ميان مرد وكيلي دارد و دوستي كه او را به طلاق تشويق ميكند و خودش بشدت از زنان متنفر است و هر بار بر اين مساله تاكيد ميكند، اما او هم در پايان به يك زن قاضي در فضاي دادگستري دل ميبندد و اين آغاز تغييرات اوست. در پايان هم مشخص ميشود اين «پري» چه كسي است؛ همه كس و هيچ كس.
كمدي متفاوت
فيلم مخلوط كمدي موقعيت و بزن و بكوب است. فيلمي كه هم موضوعش و هم نحوه پرداخت آن تاكنون در سينماي ايران تجربه نشده است. كارگرداني و بازيهاي بازيگران توانستهاند، عيب يك فيلمنامه ضعيف را بپوشانند و شوخيهاي متداول اساماسي هم فضاي آشنايي را به وجود آورده كه تماشاگر تا انتها همراه فيلم ميماند و حتي شايد دلش بخواهد بار ديگر آن را ببنيد. چون به هر حال اين فيلم از تمام فيلمهاي مشابه كمدي كه جايشان امسال در اكران خالي بود، كاملا بالاتر است. پس ميتوان پيشبيني كرد كه اين فيلم پنجمين فيلم ميلياردي سينماي ايران خواهد بود. البته شايد نتواند موفقيت ديگر فيلمهاي پرفروش همين كارگردان «مارمولك» را از نظر تعداد مخاطبان تكرار كند.
نامي با سابقه ازلي
«هميشه پاي يك زن در ميان است» با شنيدن نام آخرين ساخته «كمال تبريزي» ياد همه تقصيرهايي كه از ازل تاكنون بر گردن زنها گذاشتهاند ميافتيم. از ماجراي رانده شدن حضرت «آدم» از بهشت گرفته تا نمايشنامههاي شكسپير كه زنان تمام افكار پليد، نيرنگها و حيلهها را ارائه ميكردند و مردان مجريان ناآگاه اين ترفندها بودند.
البته شايد خيلي از تماشاگران وقتي از سينما بيرون بيايند، تنها همين جمله را به ياد داشته باشند «زنها مثل اكسيژناند و مردها بدون آنها كبود ميشوند».
فضاي غيرواقعي و يك كولاژ مدرن
اما شايد مقصود اين كارگردان تجربهگراي سينماي ايران اين مسائل نبوده است چون خود او در گفتگوهايش بر «سوررئال بودن فضاي فيلم» تاكيد ميكند. براي باورپذير شدن اين اتفاق در فيلم نيز صحنه خروج تير از كمان و رها شدن آن در فضاي واقعي را در نظر گرفتهاند، اما به هر حال براي اين كارگردان هم، موضوع متفاوت و كشش آن مهم است. چيزي كه سبب ميشود تا ساختاري جديد را تجربه كند. كاري كه در اين فيلم بار ديگر «كمال تبريزي» انجام داده است. هرچند كه او تاكيد دارد كه اين فضا و داستان شايد ادامه «گاهي به آسمان نگاه كن» باشد. فيلمي كه در يك آسايشگاه مجروحان جنگي و فضاي ناب و معنوي آنان ميگذرد. جايي كه البته بستر اتفاقات مهم و نگاهي دوباره هم هست. آن فيلم از مرگ يك مرد به ظاهر متدين پولدار آغاز ميشود كه بايد براي بخشيده شدن و معطل نبودن در برزخ يك سري مسائل را روشن كند. فضاي آن فيلم هم كاملا سوررئال بود، چند نفر، چند شخصيت، عشقي كه به وجود ميآيد، آدمهايي كه ظاهرشان با باطنشان كاملا فرق دارد و... .
فيلمنامه لنگان و خندان
فيلمنامه در ابتدا قرار نبوده است، چنين حال و هوايي داشته باشد، اما سازندگان فيلم بر اين كولاژ مدرن تاكيد كردند. در ابتدا نويسنده فيلمنامه مجموعهاي از داستانهاي «غيرقابل چاپ» نوشته «سيدمهدي شجاعي» را با يك پل ارتباطي به هم وصل كرده بود. اما در فيلمنامه كنوني يك داستان با حواشي آن تعريف ميشود. اما همچنان به وضوح ميتوان داستانهاي «شبيه يك هنرپيشه خارجي»، «آناهيتاي شرقي»، «لباس خواب صورتي» و «غيرقابل چاپ» را در فيلم ديد كه با كولاژ شخصيتها و صحنههاي فيلمهاي مشهور، همراه شده است. فيلم مملو از صحنههايي است كه يادآور فيلمها و شخصيتهاي معروف هستند. كشف اين آشناييها شايد يكي از دلايل جذابيت فيلم براي مخاطب باشد. به آنها ديالوگها خندهدار سطحي را نيز بايد اضافه كرد كه البته در فضايي آشفته روايت ميشوند. با اين توضيح كه حتي «كمال تبريزي» در مصاحبههايش بر تغيير طيف مخاطبانش از خاص به عام تاكيد دارد و اين را نتيجه تغيير تهيهكننده از حوزه هنري به بخش خصوصي و قواعد آن ميداند.
كارگردان راضي، مخاطب راضي، منتقدان ناراضي
كمال تبريزي گفته است «براي مردم فيلم ساختهام.» خوب او اين بار هم موفق بوده است؛ هر چند كه منتقدان در جشنواره فيلم را او نپسنديدند، در حالي كه سالن مطبوعات در زمان نمايش اين فيلم با خندههاي آنان پر شده بود، اما تماشاگران در جشنواره سيمرغ بلورين ويژه تماشاگران را به فيلم هميشه «پاي يك زن در ميان است» دادند تا اين روزها كمال تبريزي كاملا راضي از فيلمش باشد و آن را كامل بداند كه مخاطبان جشنواره آن را پسنديدند. نه مخاطبان عادي و نه منتقدان. او توانست دو طيف را راضي كند. اين از فروش بالاي 160 ميليون توماني فيلم در تهران و شهرستانها در 2 روز اول هم كاملا مشخص شده است. به آنها بايد حجم زياد خبرها و مطالب درباره فيلم را در گوگل اضافه كرد كه حتي فيلم پشت صحنه آن به مدت
6 دقيقه بر يوتيوب قرار گرفته است. فيلمي كه حضور كوتاه «رضا كيانيان» در نقش يك مدير مذهبي و روي صندلي چرخدار را نشان ميدهد.
بازيهاي رئال در فضاي سوررئال
بيترديد اين توانايي «كمال تبريزي» است كه دو بار بتواند از بازيگري همچون «پرويز پرستويي» در 2نقش متفاوت «ليلي با من است» و «مارمولك» بازي قابل قبول بگيرد. البته او بازيگر فيلم «مرد عوضي» هم هست، اما اين بازيها بيشتر در ذهن ميماند. «تبريزي» اين بار بازيگران مطرحي هم چون «مهران مديري»، «حبيب رضايي» و «رضا كيانيان» را دور هم جمع كرده است و يك بازي رئال در يك فضاي كمدي از آنان خواسته است. در واقع آنان در جاي خود نشستهاند.
ستاره اين فيلم ميتواند «مهران مديري» باشد. كسي نميتواند توانايي او را در بازي كمدي ناديده بگيرد. او جدي كمدي بازي ميكند. اين بار هم همين اتفاق افتاده است، اما نميتوان توانايي او را در اين زمينه ناديده گرفت. او ريش گذاشته است، جويده جويده با سيگار برگي در دهان سخن ميگويد، با حيوانات وحشتناك همراه ميشود و به طور غيرمنطقي از زنان متنفر است. در پايان ريشش را ميزند، لباس خوش آب و رنگ ميپوشد و شمرده سخن ميگويد. خود او بازي در اين فيلم را بيشتر از تجربه ديگرش«دايره زنگي» در سينما دوست دارد و حتي ناراحت است كه چرا داوران جشنواره فيلم فجر پارسال بازي او را در اين فيلم نديدند.
حبيب رضايي هم برايش يك بازي رئال در فضاي كمدي در نظر گرفته شده است. به همين دليل هر دوي اين نقشها باورپذير هستند. البته «رضايي» جاي بازي بيشتري دارد و جملات كمدي و خندهآور زيادي را با جديت ادا ميكند. او پيش از اين تجربه بازي كمدي را هم داشته است فيلم شوخي در كنار پرويز پرستويي ماجراهاي كمدي «رضايي» متنوع است. البته قرار نبوده او در اين فيلم بازي كند. او به عنوان بازيگردان همراه عوامل فيلم بود و زماني كه تبريزي بازيگري را براي ايفاي اين نقش انتخاب نكرد، از او خواست تا اين نقش را عهدهدار شود.
براي «رضا كيانيان» هم يك نقش كوتاه رئيس اداره در نظر گرفته شده است كه پس از آگاهي از طلاق «گلشيفته فراهاني» از جلد بيمارياش در ميآيد و خوب بقيه ماجرا پيش ميآيد. يكي از اوجهاي فيلم اين صحنه است. شايد همين جذابيت سبب شده است كه «كيانيان» اين حضور كوتاه در فيلم را بپذيرد.
هليا كياني
این کمال تبریزی هم صد دفعه در مورد حضور مهران مدیری در فیلمش توضیح داده هربار هم با دفعه قبلی فرق داشته این رو هم بخونین
|
با كمال تبريزي، كارگردان فيلم «هميشه پاي يك زن درميان است»
متعلق به نوع خاصي از سينما نيستم
![]() اگر از چند فيلم اول كارنامه كاري كمال تبريزي صرفنظر كنيم و يكي دو فيلم در ميانه كارنامه كاري او را هم در نظر نگيريم، با قاطعيت ميتوان اين جمله را درباره تبريزي به كار برد: «او كارگرداني است كه در بيشتر ساختههايش دغدغه مخاطب را داشته است.» در بخشهايي از گفتگو با «جامجم» او بصراحت بر اين مساله تاكيد ميكند كه «خيلي بد است فيلمي بسازيم كه همه ويژگيهاي يك فيلم خوب را داشته باشد، اما نتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند.» به اعتقاد او، مهمترين تاثير فيلم در يك نكته خلاصه ميشود و آن هم برقراري ارتباط با مخاطب و تاثير آن بر قشر متوسط است. طبيعي است كه او با همين اعتقاد پشت دوربين آخرين ساخته سينمايي خود قرار گرفته و شايد همين مساله سببشده باوجود اين كه فيلم او فروش نسبتا قابل قبولي داشته، با نگراني به وضعيت اكران نگاه كند و بر اين موضوع تاكيد داشته باشد كه صرفا ساخت فيلم جشنوارهپسند و سبك و سطحي چيز خوبي نيست و داشتن جذابيت و حرف و مضمون هم نميتواند دردي از مشكلات فيلمهاي سينماي ايران دوا كند. با اين مقدمه شايد خواندن مصاحبه او جالبتر باشد.
چند ماه قبل در جشن انجمن منتقدان، جايزه بهترين فيلمساز كمدي را دريافت كرديد. اما كارنامه كاري شما از فيلمهاي مختلفي تشكيل شده كه برخي از آنها ارتباط چنداني به سينماي كمدي ندارد. شما خودتان را متعلق به چه سينمايي ميدانيد؟ رضا استادي |
|
|
زن ها بهانه اند ، هميشه پاي گيشه در ميان است.
فيلم كمال تبريزي " هميشه پاي يك زن در ميان است " با استقبال خوبي در روزهاي آغازين مواجه شد فيلم افتتاحيه رويايي داشت و در روز اول ركورد فروش فيلم هاي پيش از خود را شكست " هميشه پاي..." در روز اول اكرانش 26.7 ميليون و در روز پنجشنبه 32.4 ميليون فروخت تابعد از دو روز نمايش به مرز فروش 60 ميليوني برسد فروش سينماي سرگروه اين فيلم (قدس) در روز پنجشنبه 6 ميليون تومان بود.
گويا تبريزي يكي از رقيبان سرسخت فتح گيشه تابستان امسال است و اين رقم هاي فروش نويد يك ركورد ميلياردي را به او مي دهد هر چند بايد ديد در روزهاي بعدي چه اتفاقي ژيش روي زن هايي است كه پايشان در ميان است شايد در نگاه اول جالب ترين نكته اين فيلم ارائه تيپ هاي تازه توسط بازيگران اول آن باشد مثلا عكس هاي آل كاپون وار مهران مديري پوستيژ متفاوت حبيب رضايي و حضور گلشيفته فراهاني بر خلاف ساير كارهايش در نقش دختري شاد و سرخوش و حضور رضا كيانيان كه در اين فيلم نقشي كاملا غافلگير كننده را ايفا مي كند .
تبريزي پس از يك تكه نان دوباره سراغ ژانر طنز رفته و يك تيم فيلمنامه نويسي هم او راهمراهي كردند.
حضور مهران مديري در سينمايي دايره زنگي نشان داد كه او علاوه بر اينكه جزء محبوبترين چهره هاي تلويزيون است در سينما هم خود تضميني براي فروش معقول فيلمهاست و شايد اين برگ برنده در كنار برگهاي برنده ديگري چون نام فيلم و سوابق قبلي تبريزي او را براي شكستن ركورد گيشه همراهي كند شايد با ديدن فيلم به اين نتيجه برسيم كه زنها بهانه اند هميشه پاي گيشه در ميان است.
با تشکر از آقا سپهر
پوستر زیبا از آقا نیما![]()

در دل و جان خانه کردی عاقبت