حضور ستاره ها در موسیقی+پوستر همیشه پای یک زن در میان است
حضور ستاره ها در موسیقی

با سلام
دوستان روز پدر نزدیکه اگر متن زیبا یا پوستر ی به این مناسبت دارین که میخواین به آقای مدیری تقدیم کنید بفرستید تا با نام خودتون در وبلاگ بذارم
با تشکر![]()

حضور ستاره ها در موسیقی

با سلام
دوستان روز پدر نزدیکه اگر متن زیبا یا پوستر ی به این مناسبت دارین که میخواین به آقای مدیری تقدیم کنید بفرستید تا با نام خودتون در وبلاگ بذارم
با تشکر![]()

ما تيم ملي نوازندگان هستيم

«همايون نصيري» جوان 28 سالهاي است كه از دوران كودكي موسيقي را فرا گرفته و در حال حاضر از جمله موزيسينهاي باسواد ايراني است كه با سبكي نو و جديد، خود و گروهش را تحت عنوان داركوب مطرح كرده است. او در دو سال اخير، كنسرتهاي زيادي در ايران گذاشته كه با استقبال بسيار پرشوري مواجه شده است، از سويي ستارگان سينما هم ابراز علاقه كردند كه با داركوب همكاري كنند و همين امر باعث شد كه آنان در چند كنسرت به عنوان خواننده مهمان، با داركوب همكاري كنند. افرادي چون مهران مديري، حامد بهداد و همچنين رضا گلزار... «همايون» ميگويد: توانستيم با سبك جديد موسيقيمان كه بيشتر سازهاي ضربي از جمله ايراني، لاتين و آفريقايي است و در كارهايمان نقش اصلي را ايفا ميكنند موفق باشيم، زحمات بچهها هم بوده، اعضاي گروه من هر كدام سالها رنج فراوان كشيدند تا به اين جايگاه برسند، از همه آنان سپاسگزارم... همايون نصيري از روزهايي ميگويد كه براي خود او هم سخت بوده «بايد منطقه سه راه جمهوري را متر به متر ميگشتيم تا دو تا چوب درام اصل پيدا كنيم، تا همين دهه قبل امكانات به صورت الان نبود، مربي براي آموزش سازهاي ضربي به آن شكل نبود و شما بايد خودتان فرا ميگرفتيد!» اين موزيسين خوب كشورمان ميگويد به موسيقيهاي مختلف سرك كشيديم و فضاهاي آفريقايي، لاتين و اسپانيايي و... را تجربه كردهايم، هدف اصلي ما اين است كه به جايي برسيم كه تنها در ايران كار ما را گوش نكنند، من خيلي وسيعتر از اين فكر ميكنم، يعني طوري نباشد كه تنها كساني كه زبان شعر ما را متوجه ميشوند با ما ارتباط برقرار كنند، ما بايد زبان موسيقيمان، را بينالمللي كنيم. شايد برايتان جالب باشد كه همايون با توجه به اين سن كم، آرتيست شركت پركاشنسازي Meinl است و نامش در كنار بزرگترين پركاشنيستهاي دنيا قرار گرفته. خودش ميگويد: باور نميكردم يك روز به اين جايگاه برسم و تنها در روياهايم بود، ما موزيسينهاي بااستعدادي داريم كه پتانسيل بسيار قوي دارند، تنها بايد به تجربهمان اضافه كنيم
خودمان توانايي داشتيم
از همايون نصيري ميپرسيم كه عدهاي ميگويند، به اين خاطر هنرمنداني چون مهران مديري، حامد بهداد و رضا گلزار در مقاطعي، با اين گروه همكاري كردهاند كه «همايون نصيري» به عنوان سرپرست گروه سعي داشته كه «داركوب» را مطرح كند آيا اين حرف درست است؟ همايون به دفاع از داركوب پرداخته: «ابتدا بايد بگويم هرگاه من در موسيقي ضربه خوردم، از طريق دوستان حسودي بود كه دوست نداشتند داركوب موفق شود. اما بايد به اين نكته اشاره كنم كه به گواه گفتگوهاي انجام گرفته در دو سال اخير، كاملا مشخص است كه اين سه، چگونه با داركوب همكاري كردهاند. اعتقاد من اين است، آن افرادي كه قابليت كوچكترين كاري را داشتهاند، من از وجودشان استفاده كردهام. اشخاصي هم كه احساس كردم، هيچگونه قابليتي براي ما ندارند، از آنان استفاده نكردم يا ارتباط با آنان را قطع كردم!
از او ميخواهيم كه نظرش را درباره اين چهرهها و نوع همكارياش با آنها را بگويد:
مهران مديري، : مهران مديري از هنرمندان خوب كشورمان است، بسيار مردمي است و با غرور فاصله دارد. پيش از اينكه داركوب تاسيس شود، مهران مديري، چند سال پيش در سالن ميلاد كنسرتي برگزار كردند كه رهبري آن گروه با فردين خلعتبري بود و من هم جزو نوازندگان آن گروه بودم، دوستي ما از آن زمان شكل گرفت، ايشان به شكل جدي تصميم داشتند كه به موسيقي ادامه بدهند و از كار داركوب خوشش آمد ايشان پيشنهاد دادند و ما هم استقبال خوبي به عمل آورديم و در سال گذشته در كنسرت وزارت كشور چند قطعه كار اجرا كرديم، هيچ وقت يادم نميرود كه مردم چه استقبالي از او به عمل آوردند، وقتي كه ايشان روي سن آمد، مردم چيزي حدود 5 دقيقه فقط ايشان را تشويق ميكردند و اجازه نميدادند كه آقاي مديري، برنامه را آغاز كند! واقعا برايم جالب بود كه ايشان تا چه حد مردمي است، تمام اعضاي گروه از اين استقبال و تشويق انرژي گرفته بودند، اين خاطره را هيچ گاه از ياد نميبرم. ايشان دو كار خواندند يكي محلي خراساني «بيا بريم كوه» و اثر ديگر هم كه خودمان آن را تنظيم كرده بوديم به نام «شاه صنم».
آلبوم داركوب
آلبوم داركوب با 12 قطعه آماده و تمام مجوزهاي لازم وزارت ارشاد را كسب كرده است و منتظر يك زمان مناسب هستم تا اين آلبوم را روانه بازار كنم. البته روانه نشدن اين آلبوم به بازار، براي من هم نكات منفي و هم نكات مثبتي داشته است. نكته منفي اين كه، هنوز خيليها كار ما را نشنيدند و نكته مثبت اين كه پيش از اينكه آلبوم ما روانه بازار شود، چند كنسرت خوب گذاشتيم و اينكه اهالي موسيقي ما را به خوبي ميشناسند. آلبوم بيكلام است و در چند قطعه خواننده مهمان داريم، آقايان مهران مديري، و حامد بهداد...
سپاس از دوستان
از عليرضا عصار سپاسگزارم كه هميشه مرا و با نقدهاي خودش به من كمك كرده است در زمانهاي كه همه ميخواهند عليه يك كار موفق جبهه بگيرند عصار عكس آن را ثابت كرده است. از امين حيايي هم سپاسگزارم كه در كنسرت اخيرمان حاضر شد و به تشويق ما پرداخت. بد نيست يك نكته در رابطه با حيايي بگويم، او قرار بود كه گروه «كوير» را كه بعدها نامش به «باران» تغيير يافت را تاسيس كند، اما پركاري او در بازيگري اين اجازه را به او نداد. در گروه كوير، من، پدرام مرنديز و اشكان وفايي حضور داشتيم و امين حيايي هم ميخواند؛ همان طور كه گفتم آن گروه شكل نگرفت. بايد اشاره كنم كه امين از دوستان خوب من است، هم خودش را و هم شخصيت او را دوست دارم، امين خوب گيتار ميزند و در زمينه موسيقي صاحب نظر است و نظر او براي من قابل احترام است او به من لطف داشته كه به كنسرت من آمده است و هميشه با تشويقهايش به ما روحيه ميدهد. جا دارد بار ديگر از دوستان خوبم چون مهران مديري، ، عليرضا عصار، حامد بهداد، امين حيايي، سيامك انصاري، علي لكپوريان و رامين ميرسپاسي... تشكر كنم.
مديري در عالم موسيقي
به طور حتم شما هم به عنوان شنونده، بارها صداي «مهران مديري» را در تيتراژ سريالهايش شنيدهايد. مديري در سال 75 با فردين خلعتبري (آهنگ ساز و تنظيم كننده) آشنا شد و در دو سريال با يكديگر همكاري كردند... «نوروز 76 و مجموعه 77». پس از آن، فردين به او پيشنهاد داد كه با هم كار كنند. مديري از آن روزها ميگويد: «او همين جوري، زمزمههايي از من شنيده بود ولي از سال 78 موضوع جديتر دنبال شد و قرار شد با هم يك آلبوم كار كنيم كه استارت اين كار در سال 79 با آلبوم «از روي سادگي» زده شد... البته دو قطعه هم «به شادروان بابك بيات» اختصاص داشت و بقيه را فردين ساخته بود. بعد هم به اين فكر افتاديم كه كنسرت بدهيم به علاوه يك كنسرت در دبي...»
اما بد نيست نظر مديري را در رابطه با داركوب و آواز ايراني بدانيد، وي در گفتگو با نسيم اشاره داشت: «اين مدل پاپي را كه در اين چند سال خواندهام، دوست ندارم، الان چيزي كه دوست دارم همين تركيبي است كه اجرا ميكنيم و تلفيقي است از موسيقي محلي، موسيقي ايراني، پاپ و غربي... اسم خاصي نميتوانم روي آن بگذارم، اين تركيب را خيلي دوست دارم. وقتي فيلم كنسرت همايون را ديدم، خيلي خوشم آمد و پيشنهاد دادم كه با بچهها باشم... يعني آنقدر شكل اجرا و تركيب را دوست داشتم كه تصميم گرفتم با آنها باشم.»
مديري ميگويد: آن چيزي كه باعث شد جذب داركوب شوم «انرژي خيلي زياد، تركيببنديسازها، خود اجرا، ريتم كار و... بود، اولين باري كه كار گروه را ديدم، انرژياش به نظرم فوقالعاده بود.»
مديري ميگويد: موسيقي اصلي من موسيقي كلاسيك است كه از بچگي با آن بزرگ شدهام و خوب ميشناسمش و به آن عادت كردهام. 70 درصد موسيقي كلاسيك گوش ميكنم به خصوص «باروك»... خيلي مقيد به اين نيستم كه يك موسيقي را بايد گوش داد و يك موسيقي را نبايد گوش داد، در آن 30 درصد بقيه همهچيز گوش ميكنم، البته با روحيهاي كه از من ميشناسيد!
منبع:خانواده سبز
مهران مدیری عضو جدید اخراجی ها – 3 مسعود ده نمکی "اخراجی ها-2" را دو سال بعد از "اخراجی ها -1" ساخت اما این بار فاصله تولید "اخراجی ها-3" نسبت به "اخراجی ها -2" کوتاه تر خواهد بود. در باره سوژه "اخراجی ها-3" اخبار متفاوتی منتشر شده و ده نمکی تنها به این جمله اکتفا می کند که :"ماجرای این فیلم در دوران معاصر می گذرد". حدود یک ماه پیش این خبر که قهرمان اصلی "اخراجی ها-3" محمدرضا شریفی نیا و شخصیت حاج صالح خواهد بود قوت بیشتری گرفت و حالا خبر میرسد که "مهران مدیری" هم یکی از گزینه ها ی اصلی مسعود ده نمکی برای این پروژه است. از گوشه و کنار خبر می رسد که در "اخراجی ها-3" دو رقیب انتخاباتی رقیب اصلی هستند و ده نمکی دوست دارد برای ایجاد فضای جدید یکی از این نقش ها را به "مهران مدیری" بسپارد. از "مدیری" سال گذشته دو فیلم پرفروش "دایره زنگی" و "همیشه پای یک زن در میان است" روی پرده آمد که دست بر قضا در "دایره زنگی" همبازی شدن "مدیری" و شریفی نیا لحظات جذابی را خلق کرد..... "اخراجی ها-3" در حالی به مرحله تولید نزدیک می شود که تکلیف بسیاری از سکانس های "اخراجی ها-1" هنوز معلوم نیست. در آن سکانس ها که فضای امروزی دارند و ده نمکی اعلام کرده بخاطر کمبود زمان آنها را حذف کرده مریلا زارعی نقش آفرینی داشته است. سوالی که فعلا بی جواب مانده این است: آیا از این تصاویر در "اخراجی ها-3" استفاده خواهد شد؟ منبع:اتفاق نو
مهران مدیری و واکسیما.....!

|
هر روزه تعداد بی شماری از واکسی ها ی پیر و جوان در پیاده روها و خیابان های شلوغ و در فضای دود گرفته شهرها داد می رنند"آقا ، خانم ، واکس بزنم" و تو بی تفاوت از کنار آنان رد می شوی و این در حالی است که یکی از واکسی های پایتخت بدون دریافت ایمیل ، پیام کوتاه ، پیام روی منشی تلفنی، وقت و هماهنگی قبلی و باز کردن فایل ویژه ، نمی تواند کفش هایت را ملاقات کند و خوراک خوشمزاه ای از واکس و عطر به آنها بدهد! | |
|
وقتی گفت شغلش "واکسی تلفنی است همه دوباره پرسیدند "چی؟ تاکسی تلفنی ؟" اما در جواب فهمیدند که درست شنیده اند و واکسی تلفنی شغل "علی 2000" چرخی است. فردی که مدعی است اولین و تنها ترین واکسی تلفنی ایرانی است. |
محمدعلي حسن خاني معروف به علي واكسيما يا علي 2000. قدش ميانه است، كتي كبريتي و سرمهاي رنگ به تن دارد. ولي موهايش را كه به گفته خودش پنجسال طول كشيده تا دمباسبياش كند، كوتاه كرده. از روز قبل خودم را آماده كردم تا به محض ورودش به كفشهايش خيره شوم. البته نشد. خوش و بش ابتداي كار من را از كفشهايش غافل كرد. به اتاق پذيرايي روزنامه كه جايي جز اتاق سردبير نيست راهنمايياش كردم.
آلبوم عكسي را كه با خودش آورده بود نشانم داد مرتب به عكسهاي درونش اشاره ميكرد. آلبوم جالبي بود پر بود از عكسهايي كه با چهرههاي سينمايي گرفته بود. گفت: اين عكس فيلم «غزل» است در آن ديالوگ هم داشتم. اين يكي «شيفته» است اين هم سريال «فرنگيس».
با انگشتهايش كه سياهي واكس به خوردش رفته عكس ديگري را نشانم ميدهد.
او در پشت صحنه «پاورچين» دوش به دوش مهران مديري ايستاده، با كيارستمي هم عكس دارد، مهناز افشار را هم با فرقون حمل كرده (مربوط به فيلم آتشبس)، ظاهرا با بهرام رادان و محمدرضا گلزار هم خيلي اخت است از پشت صحنه «سنتوري» هم عكس دارد.
البته كارگردان به او نقش هم داده. آلبومش را جمع ميكند. انگار از ا ينكه اين توضيحات را داده، راضي است.
از شخصیت های معروف سینمایی نام می برد و می گوید کفش مهران مدیری را با هزار تومان واکس می زنم و برای مراجعات تلفنی باید حداقل 10 نفر واکس بخواهند در غیر این صورت درکافی شاپ های معروف تهران می نشیند و برای مشتریان دائمی این مکان ها واکس میزند و چرخش را برای تبلیغ جلوی در ورودی همان کافی شاپ ها می گذارد .
بابت هر واكس كفش چهقدر ميگيري؟
500 تا 1000تومان. بستگي به نوع كفش دارد. قيمت خارجي و ايراني فرق دارد.
يعني چه؟
وقتي كسي 100هزار تومان پول كفش ميدهد خيلي راحت دو هزار تومان پول واكس ميدهد.
مشتري دائم هم داري؟
بله، اغلب كافيشاپها، مهران مديري، بهرام رادان، كارگردانها، دفاتر سينمايي، لوكيشنها.
كارگردانها به خاطر واكس زدن كفشهايشان نقش هم به تو ميدهند؟
بعضي وقتها؛ ولي مهران مديري در كار جديدش به من نقش نداد.

از بازيگرها و كارگردانها چقدر پول ميگيري؟
خودشان ميدهند. بعضي وقتها 500، بعضي وقتها پنجهزار تومان، بعضي وقتها هم نميدهند.
چيزي نميگويي؟
نه. با خودم ميگويم شايد ميخواهند بعدا مثلا عيد به من پول خوبي بدهند.
پس اميد هم داري؟
بله.
با اين كه زياد درس نخوانده، اما معلوماتش خوب است. ميگويد: هنوز كامپيوتر ندارم؛ ولي كافينت ميروم. چند سال پيش يك كيبورد خريدم و بدون مانيتور تايپ تمرين ميكردم. كمكم اينترنت و ايميل را هم شناختم. انگليسي را هم يواشيواش ياد گرفتم. الان سايت، وبلاگ و بلاگفا هم دارم.

با تشکر از ایمان ![]()
مهران مديري نفوذي ميشود
مهران مديري بين مردم محبوبيت دارد. اين را همه ميدانند و حتما خودش هم ميداند و كلي هم به اين قضيه مباحات ميكند.
به همين دليل هي پشت سر هم براي مردم سريالهاي ديدني ميسازد و آنقدر قدر دوست داشتن مردم را ميداند كه اول هر سال ميگويد من امسال فيلم سينمايي ميسازم و بعد ميرود سر ساخت يك سريال كمدي و ساخت فيلمش يك سال ديگر به تعويق ميافتد
اما با همه اين بريز و بپاشهاي عاطفي بين مديري و مردم مجله نيوزويك هم تنور را داغ كرده است و نام مديري را در فهرست 20 تن از افرادي آورده است كه در ايران و جهان به آنها پرنفوذ ميگويند.
حالا مديري بعد از اين ميخواهد از اين سامانه نفوذ پرقدرت چگونه استفاده كند، معلوم نيست اما براي ما مهم اين است كه نام مديري به عنوان يك چهره هنري، فرهنگي در ليست 20 نفره نيوزويك ديده ميشود
همانگونه كه نام عادل فردوسيپور، گزارشگر فوتبال و مجري برنامه 90 هم در اين فهرست ديده ميشود.
اين فهرست بيشتر شامل افراد سياسي است كه مواضع آنها مشخص است اما نام مديري و فردوسيپور كه نه سياسي هستند و نه حاكم، نشان از آن دارد كه محبوبيت ميتواند شاخصهاي براي نفوذ باشد.
بهرحال اهالي فرهنگ و هنر بايد از اين كه در اين فهرست نمايندگاني دارند خوشحال باشند.
مهران مدیری سریالش را با اصلاح الگوی مصرف کلید میزند
مدير شبكه سه سيما گفت: مهران مديري سريال جديد خود را تا يك ماه آينده با موضوع اصلاح الگوي مصرف كليد ميزند.
«علياصغر پورمحمدي» در گفتوگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: در راستاي نامگذاري امسال به نام اصلاح الگوي مصرف، شبكه سه سيما قصد دارد سريالي با توجه به اين مضمون بسازد.
وي افزود: اين سريال كه هنوز نامي براي آن مشخص نشده، در 90 قسمت و در قالب طنز ساخته خواهد شد. اين سريال در حال حاضر مرحله پيش توليد خود را ميگذراند و مهران مديري اين سريال را تا يك ماه آينده كليد ميزند.
بنابراين گزارش، داستانهاي سريال جديد «مهران مديري» را «خشايار الوند» و «اميرمهدي ژوله» مينويسند و تا به حال فقط طرحي از اين سريال به شبكه سه سيما ارائه شده است.
«سيامك انصاري» و «علي لكپوريان» نيز در اين مجموعه به مديري كمك ميكنند و در حال حاضر در لوكيشن اين سريال مستقر شده و مشغول آماده سازي آن هستند.
مهران مديري نيز در حال انتخاب بازيگران است و در نگارش متنها نيز به نويسندگانش مشاوره ميدهد.
آخرين ساخته «مهران مديري» در مقام كارگردان مجموعه تلويزيوني «مرد دوهزار چهره» بود كه در ايام نوروز از شبكه سه سيما به روي آنتن رفت.
![]()
برای اولین بار
دانلود دکلمه زیبای آلبوم دلتنگی ها با صدای
مهران مدیری

كيفيت 128 (كيفيت اصلي) - با حجم حدود 6 مگابايت:
كيفيت 96 با حجم حدود 4 و نيم مگابايت
كيفيت 64 - با حجم حدود 3 مگابايت
با تشکر از دوست خوبم پروانه برای ارسال ترانه
و
همینطور آقا ایمان برای دانلود و آپلود آهنگ که اگه من میخواستم اینکارو انجام بدم یک سالی طول می کشید.
متن ترانه رو هم بزودی در وبلاگ قرار میدم
مهران مدیری سر تماشاگرش کلاه نمی گذارد

| تهران - خبرگزاری ایسکانیوز : در مجموعه تلویزیونی «مرد دو هزار چهره» مسعود شصت چی قربانی شرایط جامعه و گذشته بود که از او آدمی چند چهره ساخته است. | ||||||
|
مجموعه تلویزیونی «مرد دو هزار چهره» به کارگردانی «مهران مدیری» چهره نام آشنای سریال های طنز و کمدی است. تنها نام «مهران مدیری»کافی است تا برای بینندگان تلوزیونی کنجکاوی ایجاد کند. چرا که پیش از این با ساخت مجموعه تلویزیونی های موفقی چون «مرد هزار چهره»، «شبهای برره»، «پاورچین» و «نقطه چین» توانسته بود نظر تماشاگران تلویزیونی را جلب کند. براستی نام سلطان کمدی تلوزیونی برازنده اوست. مجموعه تلویزیونی «مرد دو هزار چهره» در سیزده قسمت و در شب های نوروز 88 از شبکه سه پخش شد. سریالی که در ادامه مجموعه تلویزیونی سال قبل «مدیری»، «مرد هزار چهره» ساخته شده است. این بار کارکتر «مسعود شصت چی» با بازی خود «مهران مدیری» در چهار موقعیت مختلف قرارگرفت. تفاوت داستان سال قبل با داستان امسال دراین بود که در «مرد هزار چهره» «مسعود شصت چی» از سر ناآگاهی و بر حسب اتفاق درموقعیت ها ودرغالب کارکترهایی چون، مامور پلیس، دکتر و شاعر قرار می گرفت و بی گناه قربانی می شد. اما در «مرد دو هزار چهره» شصت چی از سر آگاهی و به انتخاب خودش در غالب چهار موقعیت و چهار کارکتر قرار می گیرد. «مدیری» در «مرد دوهزار چهره» به زبان طنز ،به نقد شرایط اجتماعی ومحیط زندگی آدمها می پردازد.در واقع «مسعود شصت چی» با آگاهی از خطراتی که او را تهدید می کند در نقش یک آدم ساده ظاهر می شود. در برنامه تلوزیونی شرکت می کند . تیم ته جدولی فوتبال را نجات می دهد . هواپیمای مسافربری را روی زمین می نشاند ویا درنقش جادوگر انرژی درمانی می کند. غافل از آن که او به هیچ یک از استعدادهای خود واقف نیست .تنها ویژگی او این است که زود جوگیر می شود. در موقعیت اول «مسعود شصت چی» آدمی ساده است که در نقش «مهران مدیری» کارگردان قرار می گیرد. کارگردانی که شهرت دارد. همه او را می شناسند وکنجکاوند تا از زندگی شخصی او بدانند. موقعیت اول را می توان «شهرت» نامید. «مدیری» با قرار دادن «مسعود شصت چی» در موقعیت اول، به نقد هنر و به خصوص سینما می پردازد. با توجه به اعتراض هایی که به سریال « مرد هزار چهره » وارد شد. «مدیری» آگاهانه اول از زندگی خودش شروع کرده و این جسارت او را نشان می دهد. «مسعود شصت چی» در غالب «مهران مدیری» آدمی صاف و ساده نشان داده می شود. بر خلاف «مهران مدیری» واقعی که آدمی خشن و افسرده است که برای مداوا به فرانسه رفته است. در واقع «مهران مدیری» با موقعیت اول به زبان طنز و کمدی که مختص خودش است. به بیان زندگی هنری خودش می پردازد. در سریالهای «مدیری» طنز وکمدی به موقعیت و دیالوگ بازیگران وابسته است. در موقعیت اول شاهد زندگی کارگردانی هستیم که در ارتباط با اطرافیانش مشکل دارد. هر روز از مردم و جامعه اش فاصله می گیرد. در تنهایی خویش دچار افسردگی شده و همدمی جز جانوران وبه خصوص مار ندارد. در واقع موقعیت اول شرح حال برخی ازهنرمندانی است که به جای ارتباط با جامعه و مردم در لاک تنهایی خویش فرو می روند و به لحاظ شخصیتی و نوع زندگی از مردم فاصله می گیرند. خود را دلخوش به چند اصطلاح سینمایی کرده و حرفهای قلمبه سلمبه می زنند وزمانی حاضرند برای مردم حرف بزنند که سکه یا هدیه ای دریافت کنند. در موقعیت دوم «مسعود شصت چی» در نقش «کاپیتان ساجدی»، خلبان هواپیمای مسافربری قرار می گیرد. «کاپیتان ساجدی» اصلی دارای شخصیت جدی و خشک دارد. با خدمه پرواز رفتاری خشن دارد. به گونه ای که خدمه پرواز از او راضی نیستند. «مسعود شصت چی» در نقش «کاپیتان ساجدی» آدمی است که تخصص لازم را ندارد. قرار گرفتن آدم های بی تخصص در پست های تخصصی، می تواند فاجعه بیافریند. «مدیری» با کارکتر «مسعود شصت چی» به آشفته بازار پروازهای هواپیمایی می پردازد. جایی که به آدمی با جان مسافران بازی می کند . آدمی مثل «مسعود شصت چی» رفته رفته تبدیل به آدم خطرناکی می شود. در موقعیت اول «شصت چی» فقط شخصیت «مهران مدیری» را به خطر می اندازد. اما در موقعیت دوم با فرو رفتن در نقش «کاپیتان ساجدی» جان چندین نفر را به بازی می گیرد. حکایت آدمی که به دلیل این که خودش در جامعه سرخورده شده و نتوانسته به هیچ جایگاهی برسد، تبدیل به آدمی عقده ای شده و هر کس را که می بیند دوست دارد او را نیز قربانی خواسته های خویش کند. این موقعیت را می توان تمایل به «قدرت» نامید. «مسعود شصت چی» همه چیز را به بازی می گیرد.به دلیل این که خودش در زندگی آدمی بازنده بوده، از سادگیش سوء استفاده شده و به قول معروف همیشه سرش کلاه رفته است. «شصت چی» وقتی از شهرستان به شهری چون تهران می آید به دلیل شرایطی که در پایتخت دارد. رفته رفته سادگیش به دورویی، تبدیل می شود. آدم هایی که در شهر بی در و پیکری چون تهران هویت خود را می بازند و تبدیل به آدم هایی خطرناک می شوندو کاری جز انتقام گرفتن از زمین و زمان را ندارند. همین آدم وقتی به سادگی خودش رجوع می کند می تواند هواپیمایی که یک موتورش آتش گرفته را به سلامت روی زمین بنشاند.در صورتی که به راحتی به او انگ هواپیما ربایی می زنند.در واقع در تبدیل شدن یک آدم ساده به آدمی خطرناک آدمهای آن جامعه نیز مقصر هستند.چرا که اورا تحقیر کرده وآن قدر ها تو سری نثارش می کنند که تبدیل به آدمی خطرناک میشود. در موقعیت سوم «مسعود شصت چی» برای فرار از هواپیما ربایی در نقش «بیژن شکیبا» مربی فوتبال قرار می گیرد. فوتبالی که در آن وقتی کسی موفق میشود،همه بسیج می شوند تا آن شخص را به زمین بکوبند. فساد و باند بازی و رشوه در آن وجود دارد. بازیکنان به جای پرداختن به فوتبال تمام توان خود رابه کار می گیرند تا با تن پروری فقط به ظاهر وحاشیه پرداخته و پشتکار و تلاش در آن اهمیتی ندارد. « شصت چی » به اجبار و به خاطر پشت پرده فوتبال در موقعیت سوم در نقش آدمی بی تخصص قرار می گیرد،که تخصص ، توان و مهارت لازم را ندارد. «مدیری» به فوتبال بی رحمی می پردازد که در آن از مدیر مسول یک روزنامه تا دستیار مربی و بازیکن برای دست یافتن به ثروت دست به هر کاری می زنند. مدیر مسولی که با قبول رشوه میلیونی با زدن یک تیتر بی رحمانه بازیکن یا مربی را یک شبه به اوج می رساند و در مقابل با زدن تیتر دیگری از اوج به پایین می کشد. یا دستیار مربی که به جای تکیه بر دانش و توان خود در صدد توطئه و نقشه است تا مربی را از تیم بیرون کند وخود به جای او تکیه زند. فوتبالی که در آن هر کس ساز خودش را می زند و چه ساز گوش خراش و ناکوکی را می نوازند.فوتبالی که در آن آدم ها قربانی انتقام جویی ناشیانه و بیر حمانه یکدیگر می شوند. بی تجربه ها جای با تجربه ها را می گیرند. مهارت جای خود را به آرایش ظاهری بازیکن می دهد. تلاش و کوشش جای خود را به تنبلی و تن پروری ،و حس همکاری و کار گروهی جای خود را به تک روی و پشت کردن به ارزش های انسانی می دهد. دیگردر چنین شرایطی دم از روحیه ورزشکاری زدن معنا وارزشی ندارد چرا که در زیر چرخ های پول ، دلالی و طمع ورزی ورزشکار واقعی ومردانگی حقیقی خرد می شوند. موقعیت سوم را می توان «ثروت»نامید.در موقعیت چهارم «مسعود شصت چی» برای یافتن سرپناه و جای امن ناچار می شود. در خانه جادوگر بماند. جادوگر و جادوگرانی که باهزاران ترفند از مردم کلاه برداری می کنند. «مدیری» نشان می دهد که وقتی روحیه خود باوری و تلاش و پشتکار نباشد آدم ها حاضرند خود را دلخوش به فال قهوه و وردها بی پایه و اساس افرادی چون جادوگر کنند. هویت و شخصیت خود را باخته وفراموش کنند . «مسعود شصت چی» با وجود صداقتی که دارد تبدیل به جادوگری می شود که از سر اجبار مردم را فریب می دهد و باز هم مثل همیشه غم نان باعث این اتفاقات می شود. موقعیت چهارم شرح حال جامعه ای است که اگر اعتقادات و باورهای کسی را ازاو بگیرند. همین آدم تبدیل به آدمی خطرناک می شود که حاضر است برای رسیدن به خواسته هایش با توسل جستن به فال قهوه از سادگی و تنبلی مردم سوء استفاده کند. حکایت بی شمار افرادی که ادعای انرژی درمانی دارند واز ساده گی مردم نهایت بهره را برده ،وبه ثروتهای میلیونی دست پیدا میکنند. «مسعود شصت چی» قربانی شرایط ،محیط و اجتماعی است که در آن زندگی می کند. آدمی که انگ خلافکاری از گذشته بر پیشانیش حک شده و به هر جا سرک می کشد هیچ کس حاضر نیست به او کار بدهد. نامزدش به خاطر انگ خلافکاری و نداشتن پول با آدمی چند سال از خودش بزرگتر ازدواج می کند و به «شصت چی» پشت می کند. مجموعه همین دلایل باعث می شود «مسعود شصت چی» تبدیل به آدمی عقده ای شود. در واقع پول و سرمایه همیشه در طول تاریخ باعث شده تا طبقه مرفه فاصله ای طولانی با طبقه پایین پیدا کنند. طبقه مرفه خودرا کاردان ، روشنفکر و کاربلد بدانند. به تمام باورها و اعتقادات خودپشت پا زده و با تکیه بر سرمایه و پول ،خود را برتر از هر کس بدانند . در مقابل افرادی چون «مسعود شصت چی» به دلیل نبود شرایط عادلانه اجتماعی تبدیل به آدمی عقده ای میشوند که تواناییها و داشته های خود را فراموش کرده و به جنگ با سرمایه داری و پول میروند و نتیجه ای که عایدشان میشود چیزی غیر از شکست نیست.«مهران مدیری» با سریال «مرد دو هزار چهره» نشان می دهد اگر آدمها در شرایط ناعادلانه قرار گیرند تبدیل به آدم هایی دروغ گو، ریاکار می شوند ونه تنها خودرا، بلکه عده زیادی ازآدم را با حماقت و نادانی خویش نابود می کنند.
| ||||||
تکه های جالب از طنز برره

حجم فایل : ۶/۲ MB
دو پوستر .........

با تشکر از دوست خوبم ندا ![]()

ترجمه متن کوتاه مجله newsweek در مورد مهران مدیری
او بیش از 20 سال چالشهایش را انتخاب کرد و به بقا ادامه داد.
کمدیهای تلویزیونی او بر امواج تلویزیونی ایران حکمفرما است.
تماشاگران برنامههای او به حدی زیاد هستند که مدیران تلویزیون کاری به هجو او از زندگی ایرانی ندارند.
سیاستمداران اصلاحطلب آرزوی حمایت او را دارند، اما او ترجیح میدهد کار فعلیاش را نگاه دارد.
مهران مدیری در پشت صحنه مجموعه تلویزیونی شمس العماره به کارگردانی سامان مقدم


مهران مدیری کشتی گمشده را سال ۸۹ میسازد!
خبرگزاري فارس: «مهران مديري» نخستين فيلم سينمايي خود را در ژانر وحشت با عنوان موقت «كشتي گمشده» در سال 89 ميسازد.

«مهران مديري» كارگردان شناخته شده عرصه طنز در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس درباره ساخت نخستين فيلم سينمايياش گفت: ساخت «كشتي گمشده» به سال آينده موكول كردم چون سريال جديدي كه شروع كردم تا آخر سال وقتم را ميگيرد.
وي درباره روند نگارش فيلمنامه «كشتي گمشده» به فارس گفت: «اميرمهدي ژوله» نويسندگي اين فيلمنامه را به عهده دارد كه فعلا نگارش آن متوقف است.
به گفته مديري مضمون فيلمنامه اين نخستين اثر سينمايي وي، همان موضوع عجيب و غريبي است كه در مطبوعات منتشر شد.
براساس اين گزارش، قرار است «مجيد آقاگليان» تهيهكنندگي اين فيلم سينمايي را بر عهده داشته باشد كه از بزرگترين و پر هزينهترين فيلمهاي سينمايي طنز ايراني خواهد بود.
به گزارش فارس، اساس فيلمبرداري «كشتي گمشده» در يك كشتي انجام مي شود.
«اميرمهدي ژوله» پيش از اين به فارس درباره مضمون اين فيلمنامه گفته بود: «كشتي گمشده» از مضموني ترسناك اما پر از شوخي برخوردار است كه با طرح ابتدايي كه براي اولين فيلم بلند آقاي مديري داشتيم، كمي متفاوت است.
به گزارش فارس، پيش از اين اعلام شد كه «پيمان قاسمخاني» نيز به عنوان مشاور فيلمنامه و كارگردان در اين پروژه با «مهران مديري» همكاري خواهد داشت.
اين فيلم كه قرار بود اواسط تابستان سال گذشته ساخته شود را «برادران آقاگليان» تهيه خواهند كرد.
براساس اين گزارش، «خشايار الوند» و «اميرمهدي ژوله» نگارش متن تازهترين مجموعه شبانه مهران مديري را شروع كردهاند.