اصلا چرا با ید همه کارگردان شوند؟

البته در سینمای جهان بازیگرانی که کارگردان شده اند فیلمهای خیلی خوب یا حداقل موثری ساخته اند.به مل گیبسون فکر کنید. دو فیلم مصائب مسیح و شجاع دل ی که ساخت. یا جرج کلونی و "اعترافات یک ذهن خطرناک"اش و همچینی رابرت دنیرو که با "یک داستان برانکسی" همه را غافلگیر کرد. اما در ایران کارگردان شدن بازیگرها ثمره خوبی نداشته. به همین دو نمونه اخیر توجه کنید. یکی رامبد جوان که اسپاکتی در هشت دقیقه را کارگردانی کردو دیگری جواد رضویان که دو مجموعه طنز را کارگردانی کرد و یک جورایی رقیب فیلم بد رامبد جوان به حساب می آید. کارگردانی حرفه سهل و ممتهنی است. بقیه حرفه های سینمایی باری به ثمر رسیدن احتیاج به حداقل دانش فنی دارند . چیزی که همه ندارند و برای همین به طرف اش نمیروند. اما کارگردانی ظاهرا هیچ جور علم و دانشی نمیخواهد. با این وجود سخت ترین و حساس ترین سمت در ساخته شدن یک فیلم را خود کارگردان دارد. . درآمدن یا در نیامدن یک شوخی نتیجه مستقیم کار کارگردان است.بی این که تاثیر او به وضوح در ساخت یک صحنه مشخص باشد.

به همین دلیل است که یک شوخی در صحنه ای از یک مجموعه تلویزیونی به کارگردانی "مهران مدیری" خوب از کار در می آید اما عین همین شوخی کم و بیش با همان بازیگران در صحنه ای از یک سریال دیگر لوس و بی مزه و بی معنی جلوه می کند.