متن ترانه های اجرا شده در کنسرت
سلام دوستان
اینم کل ترانه هایی که آقای مدیری در کنسرت سال ۸۳ اجرا کردن به همراه عکسها
که ترانه ها و عکسهای اول و آخر رو کتایون عزیزم یکی از هواداران خوب و قدیمیه آقای مدیری برام فرستادن
بقیه عکسها هم کاره صامده ی عزیزه که از هر دوشون خیلیی خیلی ممنونم
امیدوارم راضی باشید
"آره بارون میومد خوب یادمه"
آره بارون میومد خوب یادمه
مث آخرای قصه
که آدم می ره به رویا
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه
زیر لب زمزمه کردم
کی می تونه این دل دیوونه رو از من بگیره؟
اون قَدَر باشه که من این دل و دستش بدم و چیزی نپرسه
دیگه حرفی نمونه بعد نگاهش
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه
یه غروب بود روی گونه هات
دو تا قطره که آخرش نگفتی بارونه یا اشک چشمات
اما فرقی هم نداره
کار از این حرفا گذشته
دیگه قلبم سر جاش نیست
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه
خیلی سال پیش
توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست
خیلی سال پیش توی خوابم دیده بودم تو رو با گونه ی خیست
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات
اونجا هم نشد بپرسم بارونه یا اشک چشمات
اونجا هم نشد بپرسم
آره بارون میومد خوب یادمه
آره بارون میومد خوب یادمه
"لالایی"
[قبلا توسط استاد محمدنوری اجرا شده]
سر خونه ی دلُم
لونه ی غمُم
یاد او نشسته
یاد تِسمه و تفنگ
قطار فشنگ
مادیون خسته
سر سنگ چشمه ها
توی دره ها
جاده های باریک
در اون شبای بارون
چیک چیک نودون (ناودون)
کوچه های تاریک
لالای لای
آخ لالای لای
بخواب نقل و نمکدون
بخواب غنچه ی زمستون
الان پشت شیشه ها
روی چینه ها
گربه هه بیداره
صدای چرخای گاری
پای فراری
پشت اون دیواره
لالای لای
لالای لای
بابات گرم شیکاره (شکاره)
برات سوغاتی میاره
کره اسب زین طلا
عروس صحرا
پری بیابون
یال خونی شیرا
روی شونه هاش
افتاده پریشون
لالای لای گل انار
مونده یادگار
از بابای پیرت
که یک شو(شب) به کوه و دشت
رفت و برنگشت
منو کرد اسیرت
براش مدهو ِ ایوون
کبک کوهستون
گریه کردن ازغم
رو طاق چکمه و شمشیر
زین اسب پیر،وای
مونده غرق ماتم
لالای لای
لالای لای
بخواب شاخه ی نیلوفر
بخواب ناز دل مادر
براش دستمال سفید
از سر دستا
پرگرفت و رقصید
آب زیر پل نالید
شب پره نخوابید
سر نزد خورشید
لالای لای
آخ لالای لای
بابات گرم شیکاره
برات سوغاتی میاره
کره اسب زین طلا
عروس صحرا
پری بیابون
یال خونی شیرا
روی شونه هاش
افتاده پریشون
افتاده پریشون
لالای لای
بابات گرم شیکاره
برات سوغاتی میاره
"هم ستاره"
بخند و شب منو با برق چشمات رنگ رویا کن
تموم آسمونو با یه نگاهت پر دریا کن
وقت نفس کشیدن تو خلوت زیر بارونه
بذار تمام قلبم تو سکوتت جا بمونه
روزای گم شدن تو شب موی تو
اومدم که پیدا شم تا چشم آینه تا روبروی تو
ای هم ستاره با یه اشاره دل و بزن به دریا
غیر از یه حس تازه چی می خوای از این دنیا
ای هم ستاره با یه اشاره دل و بزن به دریا
بذار تو بیداری بریم به یه رویا
رو بال ابرا شب و سفر کن
خواب منو باور کن
لحظه ی عاشق شدن با همه رازش یه حس تازه ست
نه آخر خطه نه جای موندن فقط یه جاده ست
فصل شروع قصه تو کتاب سرنوشته
مثل سه تا نقطه اس تو نیمه راه هر نوشته
ای هم ستاره با یه اشاره دل و بزن به دریا
غیر از یه حس تازه چی می خوای از این دنیا
ای هم ستاره با یه اشاره دل و بزن به دریا
بذار تو بیداری بریم به یه رویا
رو بال ابرا شب و سفر کن
خواب منو باور کن
"رویای رنگین"
[توضیح: این شعر، یکی از اشعار فروغ فرخزاد است به نام "عاشقانه" که ظاهرا در این اجرا بنا به مصلحت بخش هایی از آن حذف شده.در ضمن این شعر قبلا توسط استاد محمدنوری اجرا شده است]
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه ی مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پربارتر
چون ستاره،با دو بال زرفشان
آمده از دور دست آسمان
در جهانی این چنین سرد و سیاه
با قدمهایت قدم هایم به راه
عشق چون در سینه ام بیدار شد
از طلب پا تا سرم ایثار شد
این دگر من نیستم،من نیستم
حیف از آن عمری که با من زیستم
این فضای خالی و پروازها؟
این شب خاموش و این آوازها؟
ای مرا با شور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته
"هم نفس"
آسمون رویا
امشب گرمه از تب من
ماه آرزوهام
اومده تو شب من
عطر شرم بارون
رو لبهای بسته ی من
غیر از یه نوازش
دل من دل تو دل ما دل همه ی آدما مگه چی می خواد
آروم اومدی تو خوابم
آروم اومدی
مثل رقص یه پروانه با ناز سایه ی گل
بوی عشق تو هوا پیچید
اشک تو رو لب من بوسید
قلب منو همه جا همه جا همه جا برد
خوابی که عشق تو چشای تو دید
آسمون رویا
امشب گرمه از تب من
ماه آرزوهام
اومده تو شب من
عطر شرم بارون
رو لبهای بسته ی من
غیر از یه نوازش
دل من دل تو دل ما دل همه ی آدما مگه چی می خواد
آروم اومدی تو خوابم
آروم اومدی
مثل رقص یه پروانه با ناز سایه ی گل
آه از این سفر کوتاه
بازم من و تو و دوری و راه
می ترسن از من و تو من و تو من و تو، حیف
تو قلب ما نه هوس نه گناه
"رقص ایرانی"
بپر پرواز کن دیوانگی کن
ز جمع آشنا بیگانگی کن
چو دود شمع شب از شعله برخیز
گریز گیسوان بر بادها ریز
بپرداز بپرهیز
گریز گیسوان بر بادها ریز
چو رقص سایه ها در روشنی شو
چو رقص روشنی در سایه ها رو
بپرداز بپرهیز
گهی زنگی بر انگشتی بیاویز
نوا و نغمه ای با هم بیامیز
دلارام میارام
گهی بردار چنگی
به هردروازه رو کن
سر هر رهگذاری جستجو کن
به هر راهی نگاهی
به هر سنگی درنگی
دلارام میارام
دلارام میارام
بپر پرواز کن دیوانگی کن
چو گل های سفید صبحگاهی
در آغوش سیاهی شکوفا شو، شکوفا شو،شکوفا شو
چو عطر نغمه کز چنگم تراود
بتاب آرام و در ابر هوا شو
فریبا شو گریزا شو
بپر پرواز کن دیوانگی کن
منت می پویم از پای اوفتاده
منت می جویم اندر جام باده
تو برخیز تو بگریز
بپر پرواز کن دیوانگی کن
"ایران"
[قبلا توسط محمد نوری با ملودی متفاوتی اجرا شده]
ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
چه سفرها کرده ایم
ما برای بوسیدن خاک سر قله ها
چه خطرها کرده ایم
ما برای آنکه ایران خانه ی خوبان شود
گوهری تابان شود
خون دلها خورده ایم
رنج دوران، رنج دوران، رنج دوران برده ایم
ما برای بوییدن گل نسترن
نوشیدن شورابه های کویر
چه خطرها کرده ایم
چه سفر ها کرده ایم
ما برای خواندن این قصه ی عشقِ به خاک
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک
خون دلها خورده ایم
رنج دوران رنج دوران رنج دوران برده ایم
ما برای بوییدن گل نسترن
نوشیدن شورابه های کویر
چه خطرها کرده ایم
چه سفرها کرده ایم
"صبح عید"
به باز آمدنت
چنان دلخوشم
که طفلی به صبح عید
پرستویی به ظهر بهار
به باز آمدنت چنان دلخوشم
که طفلی به صبح عید
پرستویی به ظهر بهار
و من به دیدن تو
چنان در آینه ات مشغولم
که جهان از کنارم می گذرد
بی آنکه سر برگردانم
بی آنکه سر برگردانم
مگر از راه در رسی
مگر از شکوفه سر بر زنی
مگر از آفتاب به در آیی
وگرنه روز تابوتی ست
بر شانه های ابر
که ما را به افق های ناپیدا می سپارد
چندان که بازآیی
ستاره ها همه عاشق،همه عاشق
و جوانی در باران از راه می رسد
در دل و جان خانه کردی عاقبت